
۸/۲۶/۱۳۸۶
کارگران، پسر لومیر، سیب گاز زده و روسپیان

۸/۲۴/۱۳۸۶
سنت مستند بریتانیا

ملک محسن قادری
یان لاردو، یادداشت های دکتر مویبریج، - یادداشت شماره 1- [« همایش فیلم مستند لوساس »]، 1990.
الف - سیاست حفاظتی
۸/۲۲/۱۳۸۶
جان گریرسون
جان گریرسون
محسن قادری
جان گریرسون تهیه کننده و کارگردان و نظریه پرداز فیلم ، بنیان گذارجنبش مستند بریتانیاست. درواقع او بود که نخستین بار واژه « مستند» 1- برگرفته از واژه فرانسوی «دوکومانتر»2 که فرانسوی ها دراشاره به فیلم های سفرنامه ای 3 به کار می بردند- را به کار برد تا فیلم موآنا،1925 ساخته رابرت فلاهرتی را در نقد فیلمی برای مجله نیویورک سان توصیف کند. او پس از کسب مدرک فلسفه از دانشگاه گلاسگو و خدمت درکشتی مین روبی درجنگ جهانی نخست، به عنوان مربی دردانشگاه دورهام به کارپرداخت.در1924، بورس پژوهش راکفلر را برای مطاله اثرات رسانه ها بر پنداشت همگانی درامریکا دریافت داشت.او که به ایده به کارگیری فیلم همچون ابزار آموزش علاقمند شده بود در سال 1927 به کشورش بازگشت.در سال 1928 با پشتیبانی مالی دولت «هیات بازاریابی امپراطوری» EMB را پایه نهاد و نخستین فیلمش ماهیگران(1929) را درهمین زمان ساخت.موفقیت این فیلم وی را برآن داشت تا گلچینی از فیلم سازان مستعد را گرد آورد که تا پیش از برچیده شدن EMB در1933، 100 فیلم ساختند.این واحد فیلم سازی سپس به اداره پست همگانی GPO انتقال یافت که با بودجه های بالاتر و شرایط بهتر فیلم های خوبی چون «آواز سیلان» را تولید کرد.او یک فیلم دیگر را هم کارگردانی کرد، «کرانه های ماهیگیری آسمان »، در1934.او در1937 GPO را ترک گفت تا مرکز فیلم را بنیان نهد که سازمانی مشاوره ای و پژوهشی برای فیلم سازان مستند بود.دوسال بعد هیات فیلم ملی پرآوازه کانادا را پایه گذاشت و تا سال 1945 آنجا کار کرد.سپس به امریکا آمد و شرکت« دنیای امروز» را پایه نهاد که درنظر داشت فیلم هایی پدیدآورد که درک جهانی را برانگیزند.در1947 به مدت ده سال مدیر رسانه های همگانی شد و سپس مهمان برنامه تلویزیونی بریتانیا به نام« این جهان شگفت» شد.
Documentaire .2
3Travelogue
All Movie Guide
۸/۲۱/۱۳۸۶
ازیافته علمی تا زایش رسانه نو

- کاربرد حرکات دوربین برای دراماتیزه کردن کنش.
- صحنه پردازی برخی سکانس ها و هدایت نوع مشارکت موضوع در فیلم.
- شبیه سازی نخستین برخورد اسکیموها با سفیدپوستان.

۸/۱۶/۱۳۸۶
فیلم درباره هنر
محسن قادری
این گونه سینمایی درمیانه سال های 1945 و 1960 به تکامل رسید.اصطلاح« فیلم درباره هنر»که به فارسی می توان آن را« فیلم هنرپژوه» نیز نام نهاد با اصطلاح « فیلم هنری» که به اقتباس های سینمایی از آثارتئاتری دردهه بیست پیوند دارد تفاوت می یابد .
فیلم ها درباره هنردرپی همه فهم ساختن فرهنگ،پرداخت سینمایی آثارهنری و به نمایش درآوردن کارخلاقه نقاش یا پیکر تراش و نشان دادن شکل گیری اثرهنری اند.دراین گونه سینمایی،اثرنقاشی دیگریک سطح ساکن نیست که دوربین صرفا از این سر تا آن سرآن را درمی نوردد بلکه ماده خامی است که می توان آن را به گونه سینمایی تجزیه و تحلیل کرد.
سینماگران این گونه فیلم،عناصر تصویری را به خدمت می گیرند تا روایت های راستین و تمام عیار پدید آورند.از میان این فیلم سازان به ویژه می توان از آلن رنه یاد کرد که به لطف قواعد قاب بندی،حرکت تعقیبی ومونتاژ،آفرینش بصری را به خدمت می گیرد تا بیان وترکیبی نو به آن بخشد.
فیلم های زندگی نامه ای یا تاریخی که زندگی هنرمند را در بسترزمانه او پی می گیرند،فیلم هایی که نقد هنری را نگاهی نو می بخشند و فیلم هایی که درآنها اثرهنری ازبنیاد درخدمت یک واکنش شاعرانه یا اجتماعی است درگروه فیلم ها درباره هنرمی گنجند.
فیلم درباره هنر همچون جنبش سینمایی از سال 1960 با در رسیدن برنامه های عوام پسند تلویزیونی رو به زوال نهاد.
فیلم های برجسته
لوچیانو امر و انریکو گراس
مصیبت مسیح،ایتالیا،1940.
بهشت خاکی،ایتالیا،1941.
آلن رنه
وان گوک،فرانسه،1948.
گرنیکا،فرانسه، 1949.
آلن رنه و کریس مارکر
تندیس ها هم می میرند، فرانسه،1953.
هانری ژرژ کلوزو
راز پیکاسو،فرانسه، 1955.
*
مقاله
محسن قادری
مقاله همچون اثبات خویشتن است،همچون تجربه ای که هدف اش ارزیابی اندیشه خویش و شناخت خویشتن در فراز و نشیب چیزی است که به فیلم درمی آید. مقاله جایگاهی ویژه درسینمای مستند می یابد و بیش تر نشانگر سبک است تا مکتب یا لحظه ای در تاریخ مستند.دراین سبک به گونه مشخص، مقاله شاعرانه (فیلم های یوریس ایونز) ومقاله سیاسی (فیلم های کریس مارکر) به یاد می آید.
فیلم های برجسته
یوریس ایونز
خاک اسپانیا (گفتار ارنست همینگوی)، امریکا،1937.
سرگذشت باد، فرانسه، آلمان،هلند، چین، 1988.
کریس مارکر
پهنه آسمان سرخ است،فرانسه،1977.
بدون آفتاب، فرانسه،1982.
مقبره الکساندر، فرانسه،1992.
یوهان وان در کوکن
چشم برچاه ها، امریکا،1988.
ارزش اسمی، هلند،1990.
پیر پرو
دیار بی منطق، کانادا،1970.
آلن کاوالیه
چهره ها، فرانسه،1991.
آنیس واردا
داگرنگاری ها،فرانسه، 1975.
خوشه چینان، فرانسه، 1990.
سینما چشم
نظریه و روش فیلم سازی طرح شده درسال های 1922 تا 1923 از سوی فیلم ساز روس زیگا ورتوف.این نظریه و روش فیلم سازی درپی آفرینش گونه نوینی ازهنربود که درآن دوربین، چشم سینمایی است و وظیفه دارد« زندگی را به گونه آنی وناغافل به ثبت رساند».
این نظریه را زیگا ورتوف درمجله سینمایی کینو گلاز(یا به زبان روسی« سینما چشم»که وی خود پایه گذارآن بود) و ضمیمه سینمایی پراودا به شمارمی رفت مطرح ساخت وتاثیرژرفی دراروپا و امریکا به جا نهاد.این اصطلاح از مجموعه فیلم هایی برگرفته شده بود که ورتوف درسال 1924 ساخته و درآنها طرح سینمایی خود را قالب ریخته بود. هدف بنیادی سینماچشم آفرینش« گونه نوینی از هنر» برای« ثبت آنی زندگی» و به فیلم درآوردن غافلگیرانه آدم ها است تا آنچه را که چشم آدمی نمی تواند دید به دید آورد و هرچه بیش تر به واقعیت نزدیک شود.برای ورتوف دوربین چشمی سینمایی(یا «سینما چشم») است که از چشم انسان بهترمی بیند.
با این همه، ورتوف درپی نشان دادن جهان آنگونه که هست نیست،بلکه می خواهد جهان را آنگونه که« باید»باشد نشان دهد. او واقعیت را با قاب بندی ومونتاژ تشریح، تفسیر و بازسازی می کند؛ قاب بندی ای که اغلب بسیار زبردستانه و ظریف است و نشانگر گونه ای نگاه به جهان است؛ مونتاژ نیز به نوبه خود نگارشی راستین به شمار می آید که سامان دهی حقیقت و آفرینش معنا را امکان پذیرمی سازد.
سینما چشم با تاثیرپذیری ژرف از ایدئولوژی انقلابی مارکسیست زمانه خود(تا آن اندازه که ورتوف سینما چشم را« رازگشایی کمونیستی جهان عینی» می خواند) و تاثیر پذیری از نظریه های مدرن آغاز سده بیستم(ساختارگرایی، آینده گرایی، دادایسم) به ستایش سینمایی بدون بازیگر و تصنعات ادبی می پردازد که از هرگونه ساختار روایی ومیزانسن رهایی یافته است: سینمایی بدون فیلم نامه ازپیش نوشته وبدون صحنه های بازی شده.دراین نگرش تصاویر زندگی واقعی می بایست سامان دهی شوند تا از ظاهرعینی خود فراتر روند: این نقش مونتاژ است که نماها و گذارهای * میان آنها را از نو سامان می بخشد.دراین گونه فیلم،نماها «سلول ها»ی مستقل اند که در ریتم کلی فیلم دخالت می ورزند تا زندگی« به دام افتاده» به گونه آنی را بی نیرنگ زدن درحقیقت به دید رسانند.
فیلم های برجسته
سینما چشم-زندگی به گونه آنی،زیگا ورتوف،اتحاد شوروی،1924.
ششمین پاره جهان،زیگا ورتوف،اتحاد شوروی،1926.
یازدهمین سال،زیگا ورتوف،اتحاد شوروی،1927.
مردی با دوربین فیلم برداری،اتحاد شوروی،1929.
اشتیاق یا سمفونی دونباس،زیگا ورتوف،اتحاد شوروی،1930.
سه آوازبرای لنین،زیگا ورتوف،اتحاد شوروی،1934.













