۴/۲۱/۱۳۸۹

گاه شمار زندگی و فیلم های زیگا ورتوف

« اشتیاق» یا « سمفونی دانباس»، 1930
نخستین فیلم صدادار ورتوف


گاه شمار زندگی و فیلم های زیگا ورتوف

ژرژ سادول
محسن قادری
درآمد

نوشته ای که درپی می آید یکی از دو پیوست کتاب « زیگا ورتوف» نوشته ژرژ سادول است. پیوست نخست، نوشته ارزشمندی است از خود ورتوف با نام « چگونه آغازشد؟ » وپیوست دوم، گاهشمار زندگی وفیلم شناسی ورتوف است به روایت ژرژ سادول. ورتوف در نوشته کوتاه خود، کوشش های آغازین اش برای آوانگاری صداهای مستند به کمک واژه ها وحروف، چگونگی راه یابی اش در سال 1918 به سینما با کار در« کینو ندلیا » (هفته نامه سینمایی)، پیدایش مفهوم و رویکرد « سینما چشم » وتوانایی های آن در ثبت « حقیقت سینمایی » و سه دوره کار وآزمایش سینمایی خود را بررسی می کند.

این سه دوره برپایه نوشته ورتوف چنین بوده است :

دوره نخست، از 1918 تا 1922 ادامه می یابد وکوشش های ورتوف دراین دوره صرف آماده سازی شماره های گوناگون کینوندلیا می شود که موضوع اصلی آن جنگ داخلی شوروی است. ورتوف درباره پایان این دوره می نویسد: « این دوره با فیلم برجسته ' تاریخ جنگ داخلی' در سیزده حلقه پایان می گیرد ». او دوره دوم را که از 1922 آغاز می شود « دوره سینما حقیقت » می خواند. شماره های گوناگون کینوپراودا هریک نشانگرجنبه های نوینی از بیان سینمایی هستند. از فیلم های برجسته این دوره « سینما چشم »، « به پیش شوروی! » و« یک ششم جهان » است. وسرانجام سومین دوره را ورتوف دوره « سینما چشم در اوکراین » می خواند. از فیلم های برجسته این دوره « یازدهمین سال »، «مردی با دوربین فیلم برداری» و باز به نوشته خود او« سمفونی اصوات 'اشتیاق' » است.

ورتوف دوره چهارمی را نیز به این دوره های سه گانه می افزاید که حاصل آن « سه آواز درباره لنین » یا به نوشته خود او « سمفونی اندیشه ها » است. این فیلم به باور بسیاری از شناسندگان آثارش یکی از شاهکارهای اوست که وی هفت سال برای ساخت آن وقت گذاشت.

پیوست دوم کتاب ژرژ سادول (مطلب برگردانده شده دراینجا) کم وبیش ازهمان الگویی پیروی می کند که ورتوف در مقاله خود پیرامون تجربه های هنری آغازین وکوشش های سینمایی اش برشمرده است. به عبارتی دیگر، نوشته ژرژ سادول شکل گسترش یافته مقاله کوتاه ورتوف است. سادول برای گسترش این ایده افزون بر بر بررسی نوشته ها و خاطرات ورتوف به پژوهش میدانی در زادگاه این فیلم ساز نیز دست زده و برخی از منابع خود را از الیزاوتا سه ویلووآ همسر و همکار همیشگی ورتوف گرفته است.

کتاب ژرژ سادول که در سال 1971 در پاریس با نام « زیگا ورتوف » به چاپ رسیده و ژان روش مقدمه ای بر آن نوشته در حقیقت گزیده ای از مطالبی است که نویسنده برای نگارش کتابی کامل درباره ورتوف فراهم آورده بود. ناشر در همان آغاز کتاب به این نکته اشاره می کند :

« متن کاملی از کتابی که ژرژ سادول درباره زیگا ورتوف در دست انجام داشت وجود ندارد اما این کتاب گلچین آزادانه نوشته ها نیست. ژرژ سادول مدت ها قصد نوشتن این کتاب را داشت. این طرح زمانی عینیت گرفت که سادول در پی درخواست پیر شافر دو فصل نخست این کتاب را به نگارش درآورد (« مونتاژ ثبتیات » و « مونتاژ موضوعات سینمایی »). سومین فصل پیش بینی شده، تحلیلی از شناخته ترین بیانیه های ورتوف، « کینوک ها- انقلاب » بود که سادول نخستین ترجمه آن را در « کایه دوسینما » (شماره های 144 و 146، ژوئن و اوت 1963) انتشار داده بود. او سپس این تحلیل را برای پاره آخر « تاریخ عمومی سینمای صامت » خود نوشت که ما در اینجا از آن وام گرفته ایم ».

ناشر کتاب اشاره دارد که نوشته های دیگر ژرژ سادول در سال های 1960 درباره ورتوف نشانگر دیگر مواردی است که او برآن بوده تا به کتاب خود درباره این فیلم ساز بیافزاید. چهارمین فصل این کتاب آخرین متن سادول درباره ورتوف را دربرمی گیرد که وی آن را با عنوان « زیگا ورتوف، شاعر سینما و پیامبر سینما گوش » درمجله « تصویر و صدا » شماره 183، به تاریخ آوریل 1965، انتشار داده بود. برای جلوگیری از دوباره گویی، ناشر این مقاله را با حذف مواردی به چاپ رسانده که سادول در دیگر نوشته های راه یافته به فصل های پیشین این کتاب نیز به آنها پرداخته است.

دیگر نوشته ژرژ سادول درباره ورتوف (« از زیگا ورتوف تا ژان روش، سینما حقیقت و دوربین چشم »، به تاریخ 27 نوامبر 1962) که برای انتشار در نشریه نوشته شده بوده است، فصل پنجم این کتاب را در برمی گیرد.

ناشر درپایان ابراز امیدواری می کند که این کتاب توانسته باشد به ایده آغازین ژرژ سادول نزدیک شده باشد که کوشیده بود « چشم اندازی از سهم نظری ورتوف در پیوند با جنبش های موجود و پژوهش هایی که به گونه موازی تکامل می یافتند فراهم آورد ». ناشر همچنین یادآور می شود که فیلم شناسی و گاه شمار زندگی ورتوف که در پایان این کتاب آمده تا لحظه انتشار کتاب (1971) یکی از کامل ترین مطالب موجود (به فرانسه) بوده است. دربازچاپ این مطلب، ناشر کوشیده است نقل قول های ناتمام در نسخه چاپ شده در کایه دوسینما (شماره 146) را جبران سازد.

درپایان، یادآوری این نکته ضرورت دارد که علامت سوال در جلو برخی تاریخ ها و موارد دیگر دراین نوشته به متن اصلی و ابهام هایی بازمی گردد که ژرژ سادول به هنگام انجام پژوهش خود با آن ها روبرو بوده است. عنوان فیلم ها نیز به ترتیب به زبان های فرانسوی و روسی ضبط شده و ناشر کوشیده است که املای نام های روسی را در اینجا از ناهمگونی درآورده و یکدست سازد. دربرگردان فارسی به گونه کمیاب نکاتی درمیان دوقلاب به متن اصلی افزوده شده است.


گاه شمار زندگی و فیلم های زیگا ورتوف



دوم ژانویه 1896
درشهر بیالیستوک در لهستان که در دوره تزاری بخشی از روسیه بود با نام اصلی « دنیس آرکادیه ویچ کافمن » زاده می شود.

پنجم سپتامبر 1897
برادرش میخاییل زاده می شود.

190؟
برادر کوچک اش بوریس زاده می شود.

1906
شاگرد دبیرستان است ونخستین شعرهایش را می سراید.

1912-1915
در شهر زادگاهش بیالیستوک،دروس کنسرواتوار موسیقی را می گذراند.

1915
پیش ازهجوم ارتش آلمان به لهستان، خانواده کافمن از بیالیستوک به مسکو کوچ می کنند.

1914-1916
شعر می گوید (« ماشا »)، هزل می نویسد («  پوریشکیه ویچ »، « دخترک کک مکی »)،مقاله می نویسد (« شکار نهنگ »، « ماهیگیری با قلاب ») و رمان علمی تخیلی می نویسد (« دست آهنین »، « شورش در مکزیک »).

به نظر می رسد دراین دوره است که دنیس کافمن جوان که خود را آینده گرا (فوتوریست) می خواند، گمنام « زیگا ورتوف » را برمی گزیند که سپس در اداره ثبت احوال شوروی به ثبت می رسد. نام « زیگا » که برگرفته از واژه ای اوکراینی به معنای فرفره است به استعاره « چرخ همیشه درگردش » و« جنبش همیشگی » معنا می دهد. (این واژه همچنین با واژه « زیگان » Tzigane یا کولی هم ریشه است). ورتوف برگرفته از فعل روسی « ورتِت » (Vertet) به معنای چرخیدن، گردیدن، و تاب خوردن است.

1916-1917
تحصیل پزشکی در شهر سن پترزبورگ.

ورتوف با گسترش وبهبود تجربه های آواییِ آینده گرایانه خود «آزمایشگاه شنیداری» اش را پی می نهد. او با یک آوانگار قدیمی (Phonographe)، آواها (صدای اره های صنعتی، سیل آب ها، دستگاه های درجنبش، گفتارها و همانند آنها) را ضبط و هم آمیزی (Montage) می کند. درهمین دوره است که « مونتاژهای استنوگرام ها » (Montages de Sténogrammes) و « مونتاژهای واژه ها » (Montages de mots) را تجربه می کند. فن مونتاژی دوم در این شعرها نیز به کار رفته است: « من می بینم، آغاز ».

بهار 1918
ورتوف به خدمت « کینو کمیته » Kino Komitet (کمیته سینمایی) نارکومپروس Narkompros (کمیساریای خلق برای آموزش همگانی) واقع در شماره 7 خیابان « مالی گِنِزدیکوفسکی » Mali Gnezdikovski در مسکو درمی آید. او سردبیر وتدوین گر اصلی نخستین مجله اخبار سینمایی انتشاریافته از سوی دولت شوروی می شود. نام این مجله « کینو نده لیا » Kino-Nédélia یا « هفته نامه سینما » است.

آغاز ژوئن همین سال

نخستین شماره « کینو نده لیا » انتشار می یابد.
گزیده ای از این شماره چنین است:

1. آغاز ماه مه در میدان سرخ.
2. روز خدمت نظامی اجباری، عزیمت به جبهه جنگ.
3. نمایشگاه آموزشی بخش های بدن در کیوسک های مسکو.
4. مصادره و پخش وسایل گذاشته از سوی بورژواها در محل نگهداری اسباب و اثاثیه.

29 شماره « کینو نده لیا » (هفته نامه سینما) را که در طی این سال انتشار یافتند ورتوف نگاشته و مونتاژ کرده است.

برخی از این شماره ها:

شماره 12 (؟)، ماه اوت 1918
1. راهسپار شدن ملوانان به جبهه جنگ.
2. حوالی کازان، نبرد با نیروهای چک.
3. تصادف راه آهن.
4. خاکسپاری « اوریتسکی »، رییس بلشویک.
5. فاجعه در کیِف : انفجار انبار مهمات.
6. ارتش سرخ، شهر یاروسلاو را آزاد می کند.بخشی از این شهر به دست گارد سفید [= نیروهای هوادار تزار] ویران شده بود.

شماره 22، پایان اکتبر 1918

1. در نیژنی نووگوراد، نخستین یخ ها بر روی ولگا.
2. شهر آزاد شده پسکوو،بازپس گرفته شده از نیروهای آلمانی درپی نبرد با ارتش سرخ.
3. دیدن دوباره نیروهای ارتش سرخ بر روی کشتی در رودخانه « کاما ».
4. « ترو »، کشتی رودخانه پیمای بازپس گرفته شده از نیروهای چک.

در این سه شماره (تنها شماره های آشنا برای ما)، ویژگی عکاسانه فیلم ها اغلب عالی است. فیلم برداران اغلب از نماهای افقی استفاده می کنند. همه این تصاویر را نمایندگان « کینو نده لیا » گرفته اند. اینها هیچ یک آثار ورتوف نیستند اما او مسئول رنگ پردازی و رنگی سازی آنهاست؛ فرایندی که به نوار سلولوئیدی رنگ می بخشد و کاربرد گسترده دراین فیلم ها دارد. اوهمچنین مسئول زیرنویس ها و مونتاژ این فیلم هاست. او در این سه شماره در پی پژوهش های ویژه ای نبوده است.
این سه فیلم خبری از دید موضوع بسیار جالب توجه اند اما از دید فنی هیچ تفاوتی با مجلات اخبار سینمایی انتشار یافته در آن زمان در فرانسه یا ایالات متحد ندارند.

اما در دیگر شماره های کینو نده لیا (که برای ما ناشناخته مانده اند) ورتوف به برخی تجربه ها دست می زند که در آن زمان بسیار تازگی داشتند. به ویژه می توان به مونتاژ شتابناک (آنگونه که در خاطرات اش به تاریخ فوریه 1940 آمده است) اشاره کرد.

آغاز ژانویه تا 27 ژوئن 1919

ورتوف ده شماره کینو نده لیا (30 تا 47، 40 و 43) را می نویسد و زیرنویسی و مونتاژ می کند.
(ازآنجا که فهرست مونتاژ شماره های 38، 39، 41، و 42 در بایگانی های ورتوف دیده نمی شوند به نظر می رسد او در آنها نقش نداشته است.)

در پی کمبود فیلم خام، این هفته نامه خبری سینمایی به گونه نامرتب بیرون می آید و ورتوف در نیمه دوم این سال دست از انتشار آنها می کشد.

ژوییه

ورتوف دست از کار در کینو نده لیا می کشد و شماره های قدیمی را که در این هفته نامه کار کرده همچون بخشی از مواد خام برای فیلمی مونتاژی به کار می برد که به نظر می رسد در آغاز نوامبر به مناسبت دومین سالگرد انقلاب نمایش داده شد: 
سالگرد انقلاب
L'ANNIVERSAIRE DE LA RÉVOLUTION
GODOUCHTCHINA REVOLUTSII

«مستند تاریخی»

کارگردانی و مونتاژ: زیگا ورتوف.
تولید: کینوکمیته نارکومپروس. 12 بخش.
به نظر می رسد این نخستین فیلم مونتاژی خبری باشد که چنین اهمیتی یافته است (دو ساعت و سی دقیقه تا سه ساعت طول نمایش).

پایان 1919

زیگا ورتوف همراه با پ. ارمولوف فیلم بردار به عنوان خبرنگار جنگی در فیلم برداری در اطراف « تزاریتسین » (استالینگراد پیشین و ولگوگراد کنونی) شرکت می کند که نبردهای سختی با ارتش سفید در آنجا درجریان است.این شهر که در سوم ژانویه 1920 آزاد شد در تابستان به دست نیروهای ژنرال دنیکین افتاده بود.

1920

ورتوف با اسناد فراهم آورده از جبهه جنگِ ولگا فیلم بعدی را تدوین می کند که در پایان سال 1919 یا به گونه درست تر در آغاز سال 1920 به نمایش درآمد: 
نبردها در جلو تزاریتسین
LES COMBATS DEVANT TSARITSYNE
BOI POD TSARYTSYNOM

« پژوهش تجربی »

فیلم نامه،مونتاژ، کارگردانی: زیگا ورتوف.
فیلم برداران: ارمولوف، زیگا ورتوف، لمبرگ و دیگران.
تولید: کمیته سینمایی نارکومپروس و « Rev-Voien-Soviet » (شورویِ جنگ انقلابی).
تک حلقه.

6 ژانویه

زیگا ورتوف با حضور رییس جمهور کالینین،به عنوان مستندساز و فیلم بردار بر قطار تبلیغاتیِ « انقلاب اکتبر » که چندین هفته در جبهه های جنوب غربی سفرتبلیغاتی می کند راهی می شود. در این جبهه ها ارتش سرخ با نیروهای سفید به سرگردگی ژنرال دنیکین و رانگل می جنگد. کالینین مشخصا از کازان، تولا و دیگر جبهه ها بازدید می کند.

ورتوف فیلم بلند « سالگرد انقلاب » را با خود به همراه می آورد که آن را درایستگاه های قطار و سینماهای شهرهایی که قطار تبلیغاتی در آنها می ایستد به نمایش می گذارد. او درهمین حال فیلم برداری می کند و این سفر، میتینگ ها،و بحث های کالینین را به فیلم در می آورد. او از این دوره، مستندی به همراه می آورد: 
کالینین، استاروستِ همه سرزمین های روسیه
LE STAROSTE DE TOUTES LES RUSSIES, KALININE
VSEROSSIISKII STAROSTA KALININ

سناریو، کارگردانی ومونتاژ: زیگا ورتوف.

از میخاییل کالینین رییس جمهوری سوسیالیستی فدراتیو شوراهای روسیه (R.S.F.S.R) دراین فیلم همچون « استاروست » نام برده می شود که در زبان روسی پیش کسوت، خردمند، کدخدا، رییس یک سرزمین یا یک جمع معنا می دهد. 
نبش قبر یادگارهای سرژ رادونژسکی
L'EXHUMATION DES RELIQUES DE SERGE RADONEJSKI
BSKRYTIE MOCHTCHEI SERGUEIA RADONEJSKOGO

فیلم نامه، کارگردانی و« مربی فیلم برداری » (Roukovoditel Kino-Semiok): زیگا ورتوف.
تولید: کینو کمیته نارکومپروس.
دو حلقه.

گزارش ضد مذهبی درباره نبش قبرجسد مردی ثروتمند که قدیس تصور می شده است.

دادگاه میرونوف
LE PROCES MIRONOV
PROTSESS MIRONOV

« پژوهش » و « روایت قضایی ».

فیلم نامه و کارگردانی: زیگا ورتوف.
تولید: کینو کمیته نارکومپروس و Rev-Voien-Soviet.
تک حلقه ای.

1921
کوژِونیکوف، فرمانده ارتش سیزدهم

LE COMMANDANT DE LA XIIIe ARMÉE KOJEVNIKOV

فیلمی ساخته شده از روی تصاویر فیلم برداری شده در تزاریتسین در سال 1919.
نمی دانیم که آیا این فیلم که ورتوف برای آن فهرست مونتاژی فراهم کرده بود، پایان پذیرفته و تدوین شده است یا نه.

قطار کمیته مرکزی
LE TRAIN DU COMITÉ CENTRAL
POEZD VTSIKA یا AGITPOEZD VTSIKA

« فیلم سفر »

کارگردانی: زیگا ورتوف (با همکاری ؟).
فیلم برداران: آ. لمبرگ، تیسه، و دیگران.
تولید: V. Ts. I. K(کمیته مرکزی حزب بلشویک) وکینو کمیته نارکومپروس (کمیته سینمایی نارکوکپروس).
تک حلقه ای، برابر با 750 متر.

در ساخت این فیلم، ولادیمیر گاردین دیگر کارگردان شوروی نیز دخیل بوده است.به نظر می رسد که تدوین این فیلم در سال 1923 به انجام رسیده باشد.عنوان دیگر آن: « در جبهه های جنگ داخلی ».

این قطار، که همچنین « قطار لنین » نیز خوانده می شود، یک واحد متحرک تهیجی و تبلیغی بود که گروهی تئاتری، سینمایی سیار،فیلم برداران، یک لابراتوار کوچک ظهور و تدوین، یک کتابخانه، خطیب های عمومی، یک چاپخانه و همانند آنها بر آن سوار بودند. این قطار سراسر کشور را از 22 آوریل 1919 تا 2 نوامبر 1921 درمی نوردید .فیلم، سفرهای خود و فیلم های فراهم آورده شده از سوی فیلم برداران خود را روایت می کند. ورتوف در گشت وگذارهای این قطار که در طی ژانویه و فوریه 1920 انجام شد شرکت داشت. در همین دوره بر روی رودخانه ولگا کشتی بخار « ستاره سرخ » با همین ماموریت و برنامه ریزی درحرکت بود.

1920- 1921

ورتوف در سال 1920 یا 1921 فیلمی را تدوین می کند:

کشتی بخار آموزشی ستاره سرخ

LE VAPEUR INSTRUCTEUR ETOILE ROUGE
INSTROUKTORII PARACHOD KRASNAYA ZVEZDA

فیلم برداران: ا. لمبرگ، پ. ارمانوف.
تولید: VFKU (کمیته عکاسی وسینمایی پان روس).
فیلم نامه: « قفقاز شوروی » (طرح ناتمام).

1922

تاریخ جنگ داخلی

HISTOIRE DE LA GUERRE CIVILE
ISTORIA GRAJDANSKOI VOINY

« روایت تاریخی »

فیلم نامه، کارگردانی، مونتاژ: زیگا ورتوف.
تولید: « GlavPolit » و« Kultino » (سینمای فرهنگی)، VFKU.
3 حلقه، نزدیک به 3900 متر.

این فیلم که در سال 1921 به انجام رسیده مونتاژی از فیلم های مستند و خبری درباره جنگ داخلی (1918-1921) است. دادگاه « اس. آر »ها

LE PROCES DES S.R
PROTSESS ESEROV

« روایت قضایی »

طرحِ ِ کار، زیرنویس، کارگردانی: زیگا ورتوف.
تولید : VFKU.
3 حلقه، نزدیک به 900 متر.

در دوران جنگ داخلی، « اس آر »ها (سوسیالیست های انقلابی) شرکت های ضدانقلابی را مورد تاکید و حمایت قرار می دادند و با آنتوان ایوانوویچ دنیکین معاون سرلشکر امپراتوری روسیه و الکساندر کولچاک فرمانده نیروی دریایی روسیه وفرمانده ضد بلشویک همکاری می کردند. دادگاه آنها که در مسکو به تاریخ 23 ماه مه 1922 برگزار شده بود، با پانزده حکم مرگ به پایان رسید که هیچ یک اعمال نشد.

یونیورمگ

UNIVERMAG

« طرح اولیه »

کارگردانی: زیگا ورتوف.
تولید : VFKU.
دوبخش، نزدیک به 600 متر.

مستند اختصاص یافته به فروشگاه بزرگ دولتی در مسکو با نام « یونیورمگ » (مغازه همگانی)، که گوئوم GOUM نیز خوانده می شد.

سینما حقیقت
CINÉ-VÉRITÉ
KINO-PRAVDA

طرح فیلم برداری، زیرنویس، کارگردانی: زیگا ورتوف.
تولید: گوسکینو Goskino (سینمای دولتی).
هر شماره: یک حلقه (نزذیک به 300 متر).

تاریخ های نمایش :
شماره یک : 21 مه.
شماره دو : 12 ژوئن.
شماره سه: 22 ژوئن.
شماره چهار : آغاز ژوییه.
شماره پنج : 12 ژوییه.
شماره شش : 24 ژوییه.
شماره هفت : آغاز ژوییه.
شماره هشت : 15 اوت.
شماره نه : 25 اوت.
شماره ده : 13 سپتامبر.
شماره یازده : 5 اکتبر.
شماره دوازده : 12 اکتبر.

مجله ای با انتشار نامرتب که نام « پراودا » (حقیقت) روزنامه شناخته شده شوروی را برخود داشت (یا به عبارتی زیر نظر آن بود). این روزنامه را لنین در سال 1912 پایه نهاده بود.

هرشماره به جای اخبار از دو سه گزارش درباره موضوع های گوناگون تشکیل شده است.

برای نمونه، شماره نه (25 اوت 1922) دربردارنده سه بخش است:

1. نشست کشیشان ارتدکس مسکو.
2. مسابقه در اسپریس (= میدان سوارکاری) مسکو در 20 اوت.
3. نخستین سینمای اتومبیلی سیار اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی.

پژوهش ها برر روی جنبه های بسیار نوین مونتاژ در بخش های 2 و 3، همراه با به کارگیری نماهای درشت، چهره ها و ماشین آلاتِ در جنبش.

پایان سال 1922 « شورای سه نفره » (Soviet Troïkh) با شرکت زیگا ورتوف، الیزابت سه ویلووآ (همسر وهمکار ورتوف) وبرادرش میخاییل کافمن که به تازگی خدمت سربازی را به پایان برده و فیلم بردار فیلم های خبری و سپس مستند شده بود پایه می گیرد. او دست کم از شماره ششم کینوپراودا (24 ژوییه)، فیلم بردار اصلی این مجله بود.

دسامبر

شورای سه نفره به سینماگران شوروی فراخوانی می دهد که سال بعد در مجله لف به عنوان « فراخوان آغاز » انتشار می یابد.

28 دسامبر

ورتوف نگارش بیانیه نظری انتشار یافته در ژوئن 1923 در مجله لف با عنوان « Kinoki. Perevorot » (« کینوک ها. انقلاب »)را به پایان می برد.

1923

10 ژانویه

استنوگرام شورای سه نفره.

20 ژانویه

فراخوان شورای سه نفره به سینماگران.
مطالب انتشار یافته در ماه ژوئن در مجله لف.

ژانویه

کینوپراودا شماره 13، انتشار یافته با عنوان:

سینما حقیقت اکتبر- دیروز، امروز، فردا
CINÉ-VÉRITÉ D'OCTOBRE -HIER, AUJOURD'HUI, DEMAIN
OKTABRISKAIA KINO-PRAVDA- VTCHERA, SEGODNIA, ZAVTRA

کارگردانی، فیلم نامه: زیگا ورتوف.
نزدیک به 900 متر.

شماره ویژه فراهم آمده در پایان سال 1922 به مناسبت سالگرد انقلاب اکتبر.
این شماره دربردارنده سکانس هایی است که طرح و رسم های خبری دارند و در مکان های گوناگون درآن دوره فیلم برداری شده اند اما روایتی یکدست را شکل می دهند.(بنگرید: « Kinoki. Perevorot ».)

15 مارس

انتشار مقاله « دیدگاه ما » نوشته ورتوف در پراودا زیرعنوان « گرایش های نوین سینما ».

پنج سال مبارزه و پیروزی
CINQ ANNÉES DE LUTTE ET DE VICTOIRES
PIAT LET BORBY I POVEDY

کارگردانی، فیلم نامه: زیگا ورتوف.
تولید:VFKU.
نزدیک به 1500 متر.

فیلم مونتاژی درباره اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از سال 1917 تا 1922.

ماه مه

کینوپراودا شماره 14

کارگردانی، فیلم نامه: زیگا ورتوف.

دربردارنده سکانسی است که نشان می دهد که مردم آن دوران که درمکان های گوناگون فیلم برداری شده اند لنین را تشویق می کنند.

ژوئن

انتشار « کینوکی. انقلاب » و دیگربیانیه های زیگا ورتوف در شماره 3 مجله لف، ارگان « جبهه چپ ادبیات وهنرها »، پایه گذاری و مدیریت شده از سوی ولادیمیر مایاکوفسکی.

21 ژوییه

نخستین شماره « سالنامه سینمایی » Kino-Kalendar که سپس « سالنامه گوسکینو » Goskino-Kalendar خوانده می شود.

سالنامه سینمایی

CINÉ-CALENDRIER
KINO-KALENDAR

فیلم نامه، مونتاژ: زیگا ورتوف.
تولید: VFKO
تک حلقه.

پنجاه شماره این مجله (دوماهنامه؟) در فاصله 1923 تا 1925 انتشار می یابند (آخرین شماره در ژوئن).

نوامبر

کینوپراودا شماره 15.ساخت نمایشگاه پان شوروی

CONSTRUCTION DE L'EXPOSITION PAN-SOVIÉTIQUE
STROITSIA VSESOIOUZNAIA VYSTAVKA

فیلم نامه و مونتاژ: زیگا ورتوف.
فیلم بردار: میخاییل کافمن.
تولید: گوسکینو.
3 حلقه. بازگشایی نمایشگاه

INAUGURATION DE L'EXPOSITION
OTKRYTIE VYSTAVKI

فیلم نامه و مونتاژ: زیگا ورتوف.
فیلم بردار: میخاییل کافمن.
تولید: گوسکینو.
2 حلقه. نمایشگاه پان سوویتیک

L'EXPOSITION PANSOVIÉTIQUE
VSESOIOUZNAIA VYSTVKA

فیلم نامه و مونتاژ: زیگا ورتوف.
فیلم بردار: میخاییل کافمن.
تولید: گوسکینو.
5 حلقه.

سه طرح واره سینمایی ویژه نمایشگاه شوروی خواهی Pan soviétique.
شورای سه نفره در بهار 1923 به گروه «کینوکی» تبدیل می شود که در زبان روسی صورت جمع « کینوک » است.این واژه ابداعی برآمده از « کینو-اوکو »، صورت دیگر « کینوگلاز » است که همانند واژه یادشده به معنای « سینما چشم » است.بنابراین می توان « کینوکی » را « سینما چشم ها » [یا « فیلم چشمان »] ترجمه کرد.

مارس 1924

کینوپراودا شماره 16.

حقیقت بهار

LA VÉRITÉ DU PRINTEMPS
VESSENNY AYA PRAVDA

فیلم نامه، کارگردانی و مونتاژ: زیگا ورتوف.
شماره ویژه درباره مضمون بهار. 
کینو پراودا شماره 18

سفر سینما چشم در مسیر دریای سیاه- اقیانوس منجمد شمالی- مسکو

VOYAGE DU CINÉ-ŒIL SUR L'ITINÉRAIRE MER NOIRE-
OCÉAN ARCTIQUE- MOSCOU
PROBEG KINO-GLAZIA PO MARCHRATA TCHERNOIE MORE-
LEDOVITY OKEAN- MOSKVA

فیلم نامه، کارگردانی و مونتاژ: زیگا ورتوف. 
کینوپراودا شماره 19.

شماره ویژه درباره پرولت کولت (سازمان فرهنگ پرولتاریایی که در آن زمان مشخصا آیزنشتاین و دوستانش نیز به آن وابسته بودند). 
کینوپراودا شماره 20، شماره ویژه با عنوان:

سینما حقیقت پیشگاهنگان

CINÉ- VÉRITÉ DES PIONNIERS
PIONIERSKAIA KINO-PRAVDA

فیلم ساخته شده در اردوگاه جوانان پیشاهنگ منطقه مسکو.

امروز

AUJOURD'HUI
SEGODNIA

« نقشه سیاسی پویانمایی شده اروپا ».

فیلم نامه و کارگردانی: زیگا ورتوف.
فیلم بردار: میخاییل کافمن.
همکاران (پویانمایی): بلیاکوف و ب. وولکوف.
تولید : گوسکینو (کولتکینو).
195 متر.

نخستین فیلم پویانمایی ساخته شده در اتحاد شوروی، به انجام رسیده در سال 1922.

اسباب بازی های شوروی

LES JOUETS SOVIÉTIQUES
SOVIETSKOIE IGROUCHKI

فیلم نامه و کارگردانی: زیگا ورتوف.
فیلم بردار: ا. دورن.
همکاران (پویانمایی): بوشکین، الکساندر ایوانوف، ا. بلیاکوف.
تولید: گوسکینو.
تک حلقه، 349 متر.
فیلم پویانمایی. 
اخم های پاریس یا روبل طلا

LES GRIMACES DE PARIS ou LE ROUBLE D'OR

فیلم نامه و کارگردانی: زیگا ورتوف.
فیلم بردار: بلیاکوف.
طرح های ترسیمی: بلیاکوف،بوشکین.
تولید: گوسکینو.
60 متر.
فیلم پویانمایی.

این فیلم، اتهامی سیاسی به پوآنکاره است. شوخ طبعانه
HUMORESQUE
JOUMORESKI

کارگردانی: زیگا ورتوف.
فیلم بردار: بلیاکوف.
همکاران (پویانمایی): ا. بوشکین، ا. بلیاکوف.
تولید: گوسکینو (کولتکینو).
1 حلقه. 60 متر.
فیلم پویانمایی. سینما چشم- نخستین مجموعه از این مجموعه: زندگی به گونه غافل گیرانه


CINÉ-ŒIL - Première série du cycle: LA VIE A L'IMPROVISTE
KINO-GLAZ- Pervaïa Seria Tsikla: JIZN VRASPLOKH

کاوشگر سینمایی، مونتاژ: زیگا ورتوف.
فیلم بردار: میخاییل کافمن.
دستیار کارگردان: ا. سه ویلووآ.
تولید: گوسکینو.
6 حلقه.
فهرست مونتاژ بازمانده ازاین مجموعه 476 شماره را دربرمی گیرد.

نظریه « زندگی به گونه غافلگیرانه » (فیلم برداری بدون آگاهی آدم ها) را کینوک ها در پایان سال 1923 یا آغاز سال 1924 تجربه می کنند. به نظر می رسد که این نظریه (و عمل) فیلم برداری را درآغاز میخاییل کافمن شکل داد که با تجربه هایش اش درجایگاه فیلم بردار توانست آن را به نتیجه برساند درحالی که ورتوف تدوین گر بود وهیچ گاه (یا تقریبا هیچ گاه) فیلم بردار نبود.

در سال 1924 انتشار « سالنامه گوسکینو » (شماره های 14 تا 38؟) ادامه می یابد.

فیلم نامه، کارگردانی و مونتاژ: زیگا ورتوف.

دراین مجموعه این فیلم ها جای دارند:

سالنامه سینمایی لنینی

LE CINÉ-CALENDRIER LÉNINISTE
LENINSKY KINO- KALENDAR

تک حلقه.

سالِ بدون ایلیچ
L'ANNEE SANS ILITCH
GOD BEZ ILYTCH

2 حلقه (نزدیک به 500 متر).
مونتاژفیلم های مستند و خبری درباره لنین.

زنده باد هوا
VIVRE L'AIR
DAECH VOZDOUKH

فیلم نامه، کارگردانی: زیگا ورتوف.
فیلم بردار: میخاییل کوفمن.
تولید: گوسکینو.
تک حلقه.

درهمین سال (1924) زیگا ورتوف که برروی فیلم های خبری که لنین درآنها دیده می شود کار می کند،کار بر روی فیلم نامه « سه آواز درباره لنین » را آغاز می کند که تنها هفت سال بعد به پایان می رسد.

گروه کینوک ها دراین دوره دربرگیرنده ورتوف، سه ویلووآ، م. کافمن، بلیاکوف، کوپالین، الکساندر لمبرگ (فیلم بردار)، لئونوویچ، پ. زوتوف، کودینوو، کاگارلیتسکی، بوشکین و چند تن دیگر است.

Vertov, Svilova, M. Kaufman, Béliakov, Kopaline
Alexandre Lemberg, Léonovitch, P. Zotov
Koudinov, Kagarlitsky, Bouchkine

درمیانه 1923 تا 1924 کوشش شد که کینوک ها به « سازمان توده » که دارای باشگاه ها و خبرنگاران خود در سراسر اتحاد شوروی بود درآیند. تنها
باشگاه تازه کاران که در بیرون از مسکو وجود داشت را کوپالین در اردوی پیشگاهنگان اش پایه نهاده بود اما این گروه که در سال 1925 در مسکو برای مستند سازی پایه ریزی شده بود، پس از فیلم « سینما حقیقت لنینی » ازمیان رفت و گروه دیگری پدید نیامد.

1925

انتشار سه شماره پایانی مجموعه کینوپراودا:

21 ژانویه: شماره 21-
سینما حقیقت لنینی

CINÉ-VÉRITÉ LÉNINISTE
LENINSKAIA KINO-PRAVDA

« شعر سینمایی درباره لنین »

فیلم نامه و کارگردانی: زیگا ورتوف.
فیلم برداران: ج. گیبر، آ. له ویتسکی، آ. لمبرگ، ی. نوویتسکی، م. کافمن، ا. تیسه، ودیگران.
3 حلقه. (نزدیک به 00 متر).

13 مارس: شماره 22-
لنین در قلب کشاورز زنده است

LÉNINE VIT DANS LE COEUR DU PAYSAN
V SERDTSE KRESTIANINA LENIN JIV

فیلم نامه و کارگردانی: زیگا ورتوف.
فیلم برداران: م. کافمن، ا. لمبرگ، ی. بلیاکوف.
2 حلقه (نزدیک به 600 متر).

به نظر می رسد این فیلم در نمایشگاه هنرهای تزیینی پاریس با نام « سرگذشت یک لقمه نان » نمایش داده شده وجایزه گرفته باشد.

شماره 23-
رادیو سینما حقیقت

RADIO CINÉ-VÉRITÉ
RADIO KINO- PRAVDA

فیلم نامه و کارگردانی: زیگا ورتوف.
فیلم برداران: م. کافمن، ی. بلیاکوف، ا. بوشکین.
تک حلقه.

شماره های38 (؟) تا 50 سالنامه گوسکینو. زیگا ورتوف درپنجم ژوئن 1925 به همکاری اش پایان می دهد.

او دراین سال برای این مجله دست کم دو شماره ویژه انتشار می دهد:

23 فوریه

هفتمین سالگرد ارتش سرخ

LE SEPTIÈME ANNIVERSAIRE DE L'ARME ROUGE

آغاز ماه مه

شماره ویژه آغاز ماه مه.

numéro spécial du PREMIER MAI


اوت

ناوگان بالتیک

LA FLOTTE DE LA BALTIQUE

مستند م. پتروویچ.
طرح مونتاژی زیگا ورتوف.

10 اکتبر

زیگا ورتوف نوشتن فیلم نامه « یک ششم جهان » را آغاز می کند. کار در پایان دسامبر به پایان می رسد.

پایان دسامبر

زیگا ورتوف کار برروی فیلم نامه « Mossoviet » (شهرداری مسکوی شوروی) را که در هنگام فیلم بردای به « !Chagäi, Soviet (« به پیش، شوروی!) تغییر نام می دهد را آغاز می کند.

طرح های بی سرانجام:

« لنین » (به « سه آواز درباره لنین » تبدیل می شود).
« دهمین سال » (به « یازدهمین سال » تبدیل می شود)
« زمین » Zemila (به نظر می رسد از کینوپراودای شماره 21 برگرفته شده باشد.)


به پیش، شوروی!

!EN AVANT, LA RUSSIE
!CHAGAI, SOVIET

« سمفونی کار خلاق »

فیلم نامه، راهنمای فیلم برداری، مونتاژ، زیرنویس: زیگا ورتوف.
دستیار پدید آورنده: ا. سه ویلووآ.
مدیرفیلم برداری: بلیاکوف که چندین فیلم بردار دیگر را در اختیار داشت.
« کاوشگر سینمایی » Kino-razvedtchik/Ciné-explorateur: ایوان کوپالین.
تولید: کولت کینو-گوسگینو.
7 حلقه.
1650 متر.
نخستین نمایش: مسکو، 23 اوت 1926.
عنوان های دیگر: « 2000 متر در سرزمین بلشویک ها».
2000Mètres au pays des Bolcheviks

شهرداری مسکوی شوروی امروز.
Le Mossoviet dans le présent

گذشته و آینده.
le passé et le futur

یک ششم جهان

LA SIXIÈME PARTIE DU MONDE
CHESTAIA TCHAST MIRA

« شعر سینمایی تغزلی »

فیلم نامه، راهنمای فیلم برداری، مونتاژ، زیرنویس، « مربی »: زیگا ورتوف.
دستیار مولف: ا. سه ویلووآ.
مدیر فیلم برداری: میخاییل کافمن.
فیلم برداران: ایوان بلیاکوف، پ. زوتوف، ا. لمبرگ، س. بندرسکی، ن. استروکوف، ن. کنستانتینوف، یا. تولچان.
« کاوشگر سینمایی »: ایوان کوپالین، ا. کاگارلیتسکی، بوریس کودینوف.
تولید: کولت کینو و سووکینو.
6 حلقه.
1767 متر.
نخستین نمایش: مسکو، 31 دسامبر 1926.

این فیلم برای تبلیغ « Gostorg » (تجارت دولتی) و مشخصا برای خدمات صادراتِ آن ساخته شد.

ورتوف مقالات گوناگونی در سال 1926 نوشته یا انتشار می دهد:

سینماچشم (انتشار یافته در Sovietsky Ekran شماره 15/1926).

11 مارس

جبهه سینما چشم.
Le front du Ciné-Œil

15 ژوییه

ساخت عینیات (انتشار یافته در پراودا در 25 ژوییه).
La Fabrique de faits

15 ژوییه

برعلیه عبارات چپ گرایانه.
Contre les phrases gauchistes

22 اکتبر

نبرد ادامه دار( انتشار یافته در کینو به تاریخ 30 اکتبر).
Un combat continu

از سینماچشم تا رادیو چشم
Du Ciné-Œil à la Radio-Œil

پروژه سینما چشم همچون سینمای جغرافیایی
Projet du Ciné-Œil comme cinéma géographique

در سال 1926، زیگا ورتوف فیلم نامه « ده سال پس از اکتبر » را می نویسد که تبدیل به فیلم « یازد همین سال » می شود.او همچنین فیلم « ساخت عینیات » را طرح می ریزد که ایده آن سپس در اتحاد جماهیر شوروی به « استودیوهای فیلم های خبری و مستند » تیدیل می شود.

ازآن سو، میخاییل کافمن درسال 1926 مستندساز می شود و تنها فیلم اش « مسکو » را می سازد.
این مستند (که در دوران جنگ ازمیان رفته *) بر پایه اصل « زندگی به گونه غافل گیرانه » ساخته شده و شهری بزرگ را در طی یک روز از بام تا شام نشان می دهد. این اصل فیلم نامه نویسی (یا بهتر گفته شود طرح کار) سپس در آلمان از سوی والتر روتمن برای فیلم « برلین، سمفونی شهر بزرگ » (1928) و از سوی این دو برادر برای فیلم « مردی با دوربین فیلم برداری» (1929) به کار گرفته شد.

* (توضیح مترجم: به نظر می رسد ژرژ سادول دراین باره به خطا رفته باشد چرا که نسخه های فیلم « مسکو » ساخته میخاییل کوفمن از میان نرفته است).

1927-1928

یازدهمین سال

LA ONZIÈME ANNÉE
ODINNADTSATY

« روایت »

فیلم نامه، کارگردانی، « مربی »، مونتاژ، زیرنویس: زیگا ورتوف.
دستیار مولف: ا. سه ویلووآ.
فیلم بردار: میخاییل کافمن.
تولید: VFKU،
5 حلقه،
1600 متر.
نخستین نمایش: در کیف، به تاریخ 21 مارس 1928،
نخستین نمایش: در مسکو، به تاریخ 25 ماه مه 1928.
عنوان دیگر: دهمین سالگرد اکتبر.

ورتوف به همکاری اش با گوسکینو پایان می دهد و از این پس همچون برادرش با « VFKU » (کمیته اوکراین گرایانه سینما و عکاسی) همکاری می کند. به نظر می رسد انگیزه های پیوند بریدنش ازگوسکینو در نامه ای بلند بالا به تاریخ 3-15 ژانویه 1927 به رفیق د. شه ودچیکوف، مدیر سووکینو بیان شده است.

به نظرمی رسد مقاله سال 1927 او با نام « درپشتِ فرمانِ سینما چشم » انتشار نیافته مانده باشد. ز. ورتوف دراین مقاله همچون نماینده ای درحال بحث درباره حزب و شوراها به مقوله سینما می پردازد ( 27 دسامبر 1927). او در سال 1927 بر روی فیلم نامه « یازدهمین سال » کار می کند اما به نظر نمی رسد که تا پیش از آغاز سال 1928 با VUFKU برای ساخت این فیلم به توافق رسیده باشد.

در فاصله 1927-1928 فیلم نامه (141 صفحه ای) « مردی با دوربین فیلم برداری » ( فیلم نامه موسیقایی، طرح جهت گیری های فیلم برداری، کلیت ساخت، یادداشت های فیلم برداری، هدف فیلم) را می نویسد. به نظر می رسد موافقت با ساخت این فیلم در بهار 1928 به انجام رسیده باشد.

نظریه ها و فیلم های سینما چشم و ورتوف اندک اندک تاثیر گسترده بر سینماگران آوانگارد آلمان (روتمن، ریشتر)، فرانسه (ویگو، کارنه، ژان لودز وهمانند آنها)، بلژیک (استورک)، هلند (ایونز، فرنو)، امریکا و بریتانیا (گریرسون و همانند آنها) می گذارند. این تاثیر در این کشورها تعیین کننده گرایش آوانگارد (گاه آوانگارد تجریدی) به مستند اجتماعی است.

1929

مردی با دوربین فیلم برداری

L'HOMME A LA CAMERA
TCHELOVEK S KINOAPPARATOM

به گونه لفظی به معنای « مردی در کار فیلم بردای » یا « مردی با دستگاه فیلم برداری » است.
« پاورقی سینمایی »

فیلم نامه، « مربی »، مونتاژ: زیگا ورتوف.
دستیار کارگردان ومونتاژ: ا. سویلووآ.
فیلم بردار: م. کافمن.
تولید: VFKU
6 حلقه، 1889 متر.
نخستین نمایش: 8 ژانویه 1929 در کیف.
نخستین نمایش: 9 آوریل 1929 در مسکو.

فیلمی بدون زیرنویس، ساخته شده در سال 1928.
فیلم نمایان گر یک روزِ یک شهر بزرگ از بام تا شام است.

برای چنین فیلمی که تا حد زیادی با دنبال کردن فرمول « زندگی به گونه غافل گیرانه » ساخته شده، کار کردن با یک فیلم نامه ازپیش آماده محلی از اعراب نداشته است. منظور ازفیلم نامه تنها یک طرح کار بسیار فشرده بوده که به فیلم برداری آمادگی می بخشیده است. ورتوف دراین فیلم به گونه گسترده از ترفندهای سینمایی یا جلوه های ویژه (برهم نمایی تصاویر، تصویر کند گذر وتند گذر وهمانند آنها) بهره می گیرد.

در سال 1929، میخاییل کوفمن به سهم خود مستند « به سوی کودکستان » را درباره نگهداری کودکان می سازد.

اختلاف های زیادی میان دو برادر به هنگام ساخت « مردی با دوربین فیلم برداری » رخ می دهد. آن دو از این پس دست از همکاری می کشند.

کم و بیش از سال 1925 آن دو با برادر کوچک خود بوریس کافمن + که از 1919-1920 پدر و مادرش را در لهستان همراهی می کند از راه پست در پیوندند وازهمین راه به او آموزش فیلم سازی می دهد. نزدیک به سال 1928 بوریس جوان در فرانسه ساکن می شود و دراین کشور با ژان ویگو، ژان لوذز، موسیناک ودیگران دوستی می گیرد.


1930

« اشتیاق » یا « سمفونی دانباس »

ENTHOUSIASME ou SYMPHONIE DU DONBASS
ENTOUZIAZM ou SIMPHONIA DONBASSA

« فیلم مستند صدادار »

فیلم نامه، مونتاژ، کارگردانی: زیگا ورتوف.
فیلم برداران: ب. زیتلین، ک. کولایف.
صدابردار: پ. شترو.
موسیقی: تیموفی یف.
دستیار مونتاژ: سه ویلووآ.
دستیاران صدا: تیمارزف و ک. چی بی سوف.
تولید: اوکراین فیلم (با نام پیشین «VUFKU»).
7 حلقه، برابر با 2600 متر.

نخستین فیلم صدادار ورتوف و یکی از دو فیلم بلند آغازین ورتوف در دوران اتحاد شوروی. این فیلم  در آوریل 1931 به پایان
رسید.

مقالات :

5 ژانویه

« پاسخ هایی به پرسش هایی درباره مستند ».
Réponses sur les questions à propos du documentaire

25 آوریل

« درباره مستند » (مجله « جبهه سینما » Kino-Front ، یازده ماه مه).
Sur le documentaire

29 مه

« سینما چشم » ماه مارس (مجله Kino i Jizn، شماره 20)
Le Ciné-Œil

میخاییل کافمن به تنهایی در این سال « در بهار » را می سازد؛ فیلم بلندی که تهیه کننده آن « VUFKU » بود و بهترین فیلم اوبه شمار می رفته است (این فیلم در هنگام جنگ نابود شد است).

بوریس کافمن در فرانسه برای ژان ویگو « درباره نیس » را فیلم برداری می کند.

1931

مقالات:

7 فوریه

« دیدگاه » ( مقاله ای درباره فیلم « اشتیاق »).
Le point de vue

مارس

« نخستین گام ها » (انتشار یافته در « کینو » به تاریخ 16 آوریل، شماره 422.
Les premiers pas

10 آوریل

« نفیِ نفی » (درباره فیلم های خبری و سینمای صدادار.)
La négation de la négation

18-22 آوریل

شرکت در نخستین نشست « ARRK » در مسکو پیرامون درونمایه « بازسازی سینمای شوروی و مشکلات فیلم سیاسی ».
Reconstruction du cinéma soviétique et problèmes du film

4 مه

« سینما چشم، رادیو چشم و به اصطلاح مستندگرایی » (انتشاریافته در« سینمای پرولتاریایی » Prolétarskoe Kino، شماره 4.
Ciné-Œil, Radio-Œil et le soi-disant documentarisme

16 ژوئن

« نقد منتقدان » (انتشار یاقته در کینو، 16 ژوئن).
Critique des critiques

سینماتوگرافی شوروی، مقاله نوشته شده برای « خرده دانشنامه شوروی ».
La Cinématographie soviétique

ورتوف و سه ویلووآ درهمین سال (1931) به اروپای غربی سفر می کنند و از برلین،هامبورگ، برسلائو،هانوفر،ژنو،بال، لندن ودیگرشهرها دیدن می کنند.

او در « مردی با دوربین فیلم برداری » یا « اشتیاق » این شهرها را نشان می دهد. این کارگردان که اکنون به آوازه رسیده همه جا با شور و اشتیاق وتحسین مورد اسقبال قرار می گیرد.

17 نوامبر

چارلی چاپلین پس از دیدن « اشتیاق » در لندن پیامی پر از تحسین برای ورتوف می فرستد.

1932-1933

زیگا ورتوف بر روی فیلم نامه « سه آواز درباره لنین » کار می کند و مواد اولیه بایگانی برای این فیلم گرد می آورد.

آغاز این سال 1932

دو مقاله درباره فیلم « اشتیاق »:

« چارلی چاپلین، کارگران هامبورگ، توافق نامه های دکتر ویرتا »، و« بازهم درباره به اصطلاح 'مستندگرایی' » (هر دو انتشار یافته در کینو شماره 3).

مجادله با نیکولای لبدوف منتقد (در مجله Prolétarskkoe Kino، شماره 5).

24 مه

« تسخیر هنر » (انتشار یافته در کینو، 24 مه). درباره وظایف کارگران سینماتوگرافی شوروی در پرتو قانون مصوب C.C حزب کمونیست: « درباره سازماندهی دوباره انجمن های هنری و ادبی ».

اس.دی: چشم اندازهای کار « ARRK » (در کینو؟)
Perspectives de travail de l'ARRK

چرا من در مباحث مستند گرایی شرکت نمی کنم.
Pourquoi je ne participe pas aux discussions sur le documentarisme

1934

سه آواز درباره لنین
یا « سه ترانه درباره لنین »

TROIS CHANTS SUR LÉNINE ou TROIS CHANSONS SUR LÉNINE
TRI PESNI O LEINE

فیلم نامه، کارگردانی، مونتاژ: زیگا ورتوف.
فیلم برداران: م. مگیدسون، موناستیرسکی، سورنسکی.
موسیقی: یو. شاپورین.
صدا: پ. شترو.
دستیار مولف: ا. سه ویلووآ.
تولید: مژراب پومفیلم Mejrab-pomfilm
1873 متر.

بخشی از این فیلم برای نخستین بار در دومین جشنواره ونیز (1934) به نمایش درآمد.

مقالات ورتوف درباره این فیلم :

مجله مصور « اوگونک » Ogonëk (شماره 17، 1934).)

روزنامه « ایزوستیا » Izvestia ، پانزده دسامبر 1934.

مجله «Iskousstvo Kino» (شماره 4، 1957، مقاله نوشته شده در سال 1934).

« سینما حقیقت »، انتشار یافته در Sovietskoe (شماره 11-12، 1937).

« سمفونی اندیشه » (26 اوت 1934، تازه).

1935-1936

زیگا ورتوف بر روی فیلم نامه « لالایی » کار می کند.

1936

فیلم نامه « ترانه هایی درباره دختران جوان » را می نویسد. این فیلم که می بایست به جمهوری های گوناگون اتحاد جماهیر شوروی می پرداخت هیچگاه ساخته نشد.

24 آوریل

مباحثی درباره مایاکوفسکی به مناسبت زادروز این شاعر.

1937

لالایی

BERCEUSE
KOLYBELNAIA

فیلم نامه، کارگردانی، مونتاژ، گفتار: زیگا ورتوف.
فیلم بردار: د. سورنسکی.
موسیقی: دیمیتری و دانیل پوکراس.
دستیار مولف: ا. سه ویلووآ.
متن ترانه ها: و. له به دِف-کوماچا.
تولید: سویوژکینوخرونیکا.
7 حلقه،1622 متر.

خاطرات سرژ اوردیونیکیدزه

LE SOUVENIRS DE SERGE ORDJONIKIDZE
PAMIATI SERGO ORDJONIKIDZE

فیلم نامه، کارگردانی، مونتاژ: زیگا ورتوف،
ا. سه ویلووآ.
تولید: سویوژکینوخرونیکا،
2 حلقه.
فیلم مونتاژی.

سرژ اورژونیکیدزه

SERGE ORDJONIKIDZE

کارگردانی: زیگا ورتوف،
ا. سه ویلووآ، یا. بلیوخ.
فیلم برداران: م. اوشورکوف، ا. بلیاکوف، و. دوبرونیتسکی، سولو وی یف، آژیبلیاشویلی.
تولید: سویوژکینوخرونیکا.
تک حلقه.

پاینده باد زنان دلاور روسیه

GLOIRE AUX HÉROÏNES SOVIÉTIQUES
SLAVA SOVIETSKIM GEROINIAM

کارگردانی، فیلم نامه: زیگا ورتوف.
همکار کارگردان: ا. سه ویلووآ.
تولید: Soïouzkinokhronika

سه زن دلاور

TROIS HÉROÏNES
TRI GEROINI

فیلم نامه، کارگردانی، مونتاژ: زیگا ورتوف،
به دستیاری سه ویلووآ. مدیر فیلم برداری: سه منوف.
فیلم برداران استودیوی مستند مسکو، خابارووسک و نووسیبریسک.
موسیقی: د. و د. ماشا.
تولید: سویوژکینوخرونیکا.
7 حلقه.
زنان و دفاع نظامی.

1939

ورتوف فیلم های خبری برای بخش صادرات می سازد (دست کم شش شماره در نخستین ماه های این سال).

شماره ششم:
اتحاد جماهیر شوروی بر پرده

L'URSS SUR L'ÉCRAN
SSSR NA EKRANE


1939-1940

طرح های فیلم یا فیلم نامه های ساخته نشده: « کولخوزنشین های روستای کاندی بینا »، « مامان به آسمان می رود » ، « گالری زنان شوروی »، « دختر جوانی که پیانو می نوازد » ، « در زادگاه »، « خارج از برنامه »، « قصه های غول ها» (فیلم برای کودکان، با همکاری ایلین و ا. سگال)، « وقتی که تو رفتی جنگ »،« مرد پرنده » و دیگر فیلم ها.

Kolkhoziens du village Kandybina
Maman va dans le ciel
Galerie des femmes soviétiques
La jeune fille qui joue du piano
Dans la ville natale
Hors pogramme
Contes des Géants
Quand tu es parti pour la guerre
L'Homme volant

1941

ارتفاع آ

LA HAUTEUR A
V RAIONE VYSOTY A

فیلم نامه، کارگردانی: زیگا ورتوف و ا. سه ویلووآ.
فیلم برداران: بونیموویچ، کاساتکین.
تولید: استودیوی مرکزی فیلم های خبری.

خون دربرابر خون

SANG POUR SANG
KROV ZA KROV

فیلم نامه، کارگردانی، مونتاژ: زیگا ورتوف و ا. سه ویلووآ.
تولید: استودیوی مرکزی فیلم های خبری.
تک حلقه.

فیلمی درباره حملات هوایی. ساخت این فیلم که فیلم برداران جنگی تصاویر آن را در جبهه حنگ فیلم برداری کرده بودند در 16 اکتبر به پایان رسید. این فیلم به هنگام به کارگیری بریده هایی ازآن برای مستند « اوکراین » نابود شد.

بر روی خط آتش - فیلم برداران فیلم های خبری

SUR LA LIGNE DE FEU- LES OPÉRATEURS D'ACTUALITÉS
NA LINY OGINA - OPERATORY KINO-KHRONIKI

فیلم نامه، کارگردانی، مونتاژ: زیگا ورتوف و ا. سه ویلووآ.
فیلم بردار: ویخیرف.
تولید: استودیوی مرکزی فیلم های خبری.

این سه گزارش سینمایی از جنگ در مجله اخبار « Soïouz Kino Journal » و به ترتیب در شماره های 87، X... و 77 انتشار یافتند.

1942-1944

زیگا ورتوف و سه ویلووآ همچون بسیاری دیگر از فیلم سازان شوروی به آسیای مرکزی، به آلما آتا (در قزاقستان) رو نهادند که استودیوهای آنجا در آغاز جنگ نوسازی شده بود.

ورتوف دراینجا این فیلم ها را می سازد:

1942-1943

« تو، در جبهه » یا « در جبهه قراقستان »

TOI, AU FRONT ou SUR LE FRONT DU KAZAKHSTAN
TEBE, FRONT ou KAZAKHSTAN FRONTOU
« شعر سینمایی »

مولف و کارگردان: زیگا ورتوف.
همکارگردان: ا. سه ویلووآ.
فیلم بردار: ب. پومپیانسکی.
موسیقی: ج. پوپوف، و. ولیکانوف.
متن ترانه ها: و. لوگوفسکی.
تولید: استودیوهای آلما آتا.
5-6 حلقه.

1944

در کوهستان آلاتو

DANS LA MONTAGNE ALA-TAU
V GORAKH ALA-TAU

کارگردانی: زیگا ورتوف، ا. سه ویلووآ.
فیلم بردار: پومپیانسکی.
تولید: استودیوهای آلما آتا.
2 حلقه.

هنر شوروی

L'ART SOVIETIQUE
SOVIETSKOE ISKOUSSTVO

کارگردانی: زیگا ورتوف،
ا. سه ویلووآ.
فیلم بردار: ب. پومپیانسکی.
گزارش یک نمایشگاه.

طرح های ساخته نشده در این دوره:

دانه (بذرهای شوروی در جنگ ملی)
Le Grain ou Les Semences soviétiques dans la guerre Nationale
سوگند ملیونی (سوگند جوانان).
Le serment des millions ou Le serment des jeunes
گالری چهره های سینمایی.
Galerie de ciné- portraits
عشق به مردان.
L'Amour pour les hommes
آنای کوچک.
La petite Anna
من هم دکتر هستم.
Moi aussi je suis docteur

ورتوف از سال 1944 برای مجله خبری شوروی « Novosti Dnia » ( اخبار روز) کار می کند و ایده ها و موضوع هایی را برای آن فر اهم می آورد که گاه خود او آنها را به انجام می رساند.

او این شماره ها را آماده می کند :

1944: 18.
1945: 4، 8، 12، 15، 20.
1946: 2، 8، 18، 24، 34، 42، 67، 71.
1947: 6، 13، 21، 30، 37، 48، 51، 65، 71.

1947

سوگند جوانی

LE SERMENT DE LA JEUNESSE
KLIATVA MOLODYKH

کارگردانی: زیگا ورتوف، ا. سه ویلووآ.
فیلم برداران: بلیاکوف، ج. امیروف، ب. بورکوفسکی، ب. دمنتی یف،سه منوف، کوزیتسین، ا. استانکه ویچ.
تولید: استودیوهای مرکزی مستند.
3 حلقه.

1947- 1954

همکاری با مجله سینمایی « نووستی دنیا ». او این شماره ها را آماده می کند:

1948: 8، 19، 23، 29، 35، 39، 44، 50.
1949: 19، 27، 43، 45، 51، 55.
1950: 7، 58.
1951: 15، 33، 43، 54.
1952: 9، 15، 31، 43، 54.
1953: 18، 27، 35، 55.
1954: 31، 46، 60.

ورتوف خاطرات و خودنگاری های بسیاری دارد که تاکنون به چاپ نرسیده اند و از آن جمله است : « درباره راه خلاق » (1945-1946)، « یادداشت ها، خودنگاری » (1949) و همانند آنها.

ورتوف در ماه مه 1946 در مبحثی پیرامون سینمای مستند شرکت می کند.

در پایان سال 1953 به بیماری سرطان دچار می شود.

زیگا ورتوف در 12 فوریه 1954 در مسکو درگذشت.

Bio-Filmographie de Dziga Vertov
par Georges Sadoul
éditions champ libre, Paris, 1971

۳/۱۹/۱۳۸۹

آینده گرایان روس




طرح جلد الکساندر رودچنکو برای سروده لیریک
« پرو اتو » (1923) اثر ولادیمیر مایاکوفسکی


آینده گرایان روس

هنر روس آغاز سده بیستم با آوانگارد آینده گرایانه ای (1) برجستگی می یابد که در روسیه نام « کوبو فوتوریسم » (آینده گرایی مکعبی) به خود گرفته بود. این جنبش در سال 1915 دوشاخه می شود: از یک سو سوپره ماتیسم که آغازگر آن کازیمیر ماله ویچ است (بنگرید مطلب اشکال هندسی) و از سوی دیگر ساختارگرایی که ولادیمیر تاتلین معرف آن است. از جنبش اخیر - که مهم ترین آن در روسیه پیش از انقلاب است - در سال 1922 پرودوکتیویسم (تولید گرایی) زاده می شود. این جنبش بر همه پهنه ها اثر می گذارد: معماری که درآن ولادیمیر تاتلین برجستگی می یابد، نقاشی با چهره ای چون ال لیسیتزکی، تئاتر با کارهای وزولد میرهولد وهمچنین طراحی حروف و فوتومونتاژ که درآن آلکسیس گانز والکساندر رودچنکو نمود می یابند. این هنرمند آخر بر روی میان نویس ها و پوسترهای فیلم های ورتوف کار می کند. این به معنای وارد کردن هنر در زندگی است. ولادیمیر مایاکوفسکی چهره برجسته این جنبش است. ورتوف پس از مرگ شاعر می نویسد: « من بی درنگ به به مایاکوفسکی به محض آنکه نخستین بار کتابش را خواندم بی هیچ تردیدی علاقمند شدم. این کتاب « ساده مثل یک ماغ »(2) نام داشت». (بنگرید مطلب ولادیمیر مایاکوفسکی و زیگا ورتوف). در مجله الکسیس گانز با نام « کینوفوت » است که « ما » نخستین مانیفست کینوک ها در 1922 چاپ می شود. فیلم ساز در این مانیفست بر مفهومی نزدیک به ساختارگرایی تاکید دارد : « زنده باد هندسی مکانیک، مسابقه نقطه ها، خط ها، سطوح، حجم ها ». یک متن بنیادی دیگر« انقلاب کینوک ها » در سال 1923 در لف (3) مجله جبهه چپ هنر به مدیریت ولادیمیر مایاکوفسکی و اوسیپ بریک انتشار یافته است. وابستگی ورتوف به جریان های هنری در واقع بر ورود او به سینما تقدم دارند.

پانویس

1. آینده گرایی نخستین جنبش آوانگارد سده بیستم در فرانسه به کوشش فیلیپو تومازو مارینتی  نویسنده ایتالیایی پدید می آید که مانیفست اش را در صفحه نخست فیگارو به تاریخ 20 فوریه 1909 انتشار می دهد. نویسنده در این مانیفست به یک جنبش گسترده برعلیه هنر گذشته فراخوان می دهد اما درعین حال درمقابل کوبیسم می ایستد. آوانگارد روس با برگزیدن نام « کوبو فوتوریسم » درپی آمیزه ای میان این دو جنبش است. این آوانگارد که دراصل غیر سیاسی است تا حدی به انقلاب اکتبر وابستگی می یابد تا استنباط خود از هنر را به نتیجه برساند.

2. زیگا ورتوف « درباره مایاکوفسکی»، « مقالات، یادداشت ها، طرح ها »، درمجموعه « 10/18 »، اتحاد عمومی ناشران، 1972.

3. این مجله دو محفل را می شناسد: از 1923 تا 1925 با عنوان « لف » و از 1927 تا 1928 با عنوان « نووی لف ».

عنوان بندی مردی با دوربین فیلم برداری





عنوان بندی آغازین مردی با دوربین فیلم برداری
بامشاد پور ولی

مردی با دوربین فیلم برداری
عنوان روسی: چلووک اس کینو آپاراتوم

Tchelovek s Kinoapparatom

ضبط بر روی فیلم سلولوئیدی در 6 حلقه.
تولید 1929، Vufku .
« چکیده دفتر یادداشت یک فیلم بردار سینما »

به آگاهی تماشاگران: « فیلمی که خواهید دید کوششی برای پخش سینمایی صحنه های بصری است. بدون اتکا به میان نویس ها (فیلم میان نویس ندارد). بدون اتکا به فیلم نامه (فیلم، فیلم نامه ندارد). بدون اتکا به تئاتر (فیلم دکور یا بازیگران و همانند آن ندارد). این اثر تجربی هدفش اش آفریدن زبان سینمایی مطلق و فراگیری است که کاملا آزاد از زبان تئاتری ادبیات باشد ».

آفریننده و رهبری کننده تجربه: زیگا ورتوف.
مدیر فیلم برداری: م. کوفمن.
دستیار تدوین: ا. سِه ویلوُوآ

مدت: 64 دقیقه.

عنوان روسی:
Tchelovek s Kinoapparatom

عنوان فرانسوی:
l'Homme à la caméra

عنوان انگلیسی:
A Man with a Movie Camera

عنوان فارسی:
مردی با دوربین فیلم برداری

بامشاد پور ولی دانشجوی دکترای سینما و کارشناس « مقاله فیلم شده » است. پور ولی نویسنده کتاب « کریس مارکر » (انتشارات کایه دوسینما-CNDP ،2003)، « گدار نُه صفر، فیلم های سال های 90 ژان لوک گدار » (انتشارات سه گیه-آرشیمبو، 2006)، و « وونگ کار-وای، مدرنیته یک سینماگر آسیایی » (انتشارات آماندیه-آرشیمبو، 2007) است.


مردی با دوربین فیلم برداری


کینوک ها، زیگا ورتوف، از روی
طرحی از پیوتر گلادژف
Pyotr Galadzhev


مردی با دوربین فیلم برداری
بامشاد پور ولی


« مردی با دوربین فیلم برداری » که درسال 1929 بر پرده آمد واپسین فیلم خاموش زیگا ورتوف و آمیزه ای از تلاش های سال های 1920 اوست. این کار بیش از آنکه فیلمی درباره شهر باشد اثری درباره سینماست آن گونه که « کینوک ها » به آن می نگریستند. این گروه که ورتوف در سال 1919 پایه نهاد دربرگیرنده برادر فیلم بردارش میخاییل کافمن و همسر تدوین گرش الیزاوتا سِه ویلوُآ بود. هردوی آنها در فیلم مردی با دوربین فیلم برداری نمایان می شوند و نفش خود را ایفا می کنند. می توان این فیلم را دومین بیانیه کینوک ها پس از بیانیه « کینوگلاز » به شمار آورد که آغاز ورود آنها به دنیای فیلم در سال 1924 است. مردی با دوربین فیلم برداری که در فاصله پایان « نپ » (1) تا آغاز نخستین طرح پنج ساله (2) ساخته شده بر زمینه شهرهای مسکو، کیف و اودسا می گذرد و دربردارنده 1700 نماست؛ نماهایی با شمارگان نامعمول در دنیای فیلم - به ویژه فیلم مستند - که نشان از اصالت کار ورتوف دارد.

در واقع کار ورتوف در نقطه برخورد فیلم های خبری و آوانگارد روسیه جای می گیرد که ولادیمیر مایاکوفسکی چهره برجسته آن به شمار می رود. فیلم ساز همزمان با آزمودن سینمای مستند به نوآوری در فرم نیز دست می زند. ورتوف آغازگر فیلم مونتاژی (« سالگرد انقلاب »، 1918)، نخستین کاربرد دراماتیک میان نویس ها (« کینوپراودا، شماره 13 »، 1923) و نخستین فیلم پویانمایی شوروی (« امروز »، 1924) است. او با ساختن فیلم « اشتیاق » (1930) نخستین مستندساز سینمای گویای اتحاد جماهیر شوروی و نخستین فیلم سازی به شمار می رود که شیوه صدابرداری همگاه را در ضبط گفت وگو به کار گرفته است (« سه آواز درباره لنین »، 1934). این دغدغه نوآوری در مردی با دوربین فیلم برداری نمود یافته که نخستین فیلم بدون میان نویس شوروی است.

هراندازه که این فیلم با چیره دستی نهفته در خود بیننده را به شگفتی وامی دارد شیوه های سینمایی به کاررفته در آن را کم وبیش می توان حاملان یک آرمان شهر دانست. در واقع مردی با دوربین فیلم برداری از دیگر « سمفونی های شهری » چون « برلین، سمفونی شهر بزرگ » (1927) اثر والتر روتمن تمایز می یابد و به عکس نویدی است از ساخت فیلم هایی چون « درباره نیس » که ژان ویگو و بوریس کوفمن (1929) برادر کوچک تر این دو برادر فیلم ساز آن را می سازند. ورتوف که نماد آوانگارد سینمایی شده بود در گذر سال های 1930 به حاشیه رانده شد. در سال های 1960 توجه برجسته ای به او همچون مرجع بنیادی سینمای مدرن به عمل آمد و مردی با دوربین فیلم برداری به موضوع تمام عیار پژوهش فیلم بدل شد.

پس از یادآوری پیوندهای میان زیگا ورتوف و آوانگارد روس توجه خود را بر جایگاه فیلم - مانیفست مردی با دوربین فیلم برداری خواهیم نهاد. سپس آرمان شهر این فیلم را درچشم انداز ساخت آن بررسی خواهیم کرد. این موضوع به ما امکان خواهد داد تا فرایندهای سینمایی را به گونه دیگر به بررسی بگذاریم. سرانجام حس وحال این اثر را از نگاه بسیاری ازسینماگران سراسر جهان بررسی خواهیم کرد.

پانویس

1. نپ NEP نامی است که به « سیاست نوین اقتصادی » ولادیمیر لنین صادر شده درماه مارس 1921 داده می شود. اعمال این سیاست اقتصادی به طبقه مرفه نوینی به نام Nepmen امکان ظهور داد.

2. درنخستین طرح پنج ساله (1928 و1929 تا 1932 و 1933) که استالین آن را برنامه ریزی کرده بود توسعه صنعت و اشتراکی کردن زمین های بازپس گرفته شده از کشاورزان مرفه موسوم به « کولاک ها » پیش بینی شده بود.

3. دو متن در بازشناسی فراگیر « مردی با دوربین فیلم برداری » در فرانسه نقش دارند: متن آنت میشلسون «  مردی با دوربین فیلم برداری. از جادو تا معرفت شناسی » درمجموعه « سینما: نظریه، سخنرانی ها »،  ویراست : دومنیک نوگه، انتشارات کلینکسیک، 1973؛ و متن یوری سیویان، « مردی با دوربین فیلم برداری زیگا ورتوف به مثابه متن ساختارگرا » ، مجله سینما، شماره 351، ژوئن 1980.

بامشاد پور ولی دانشجوی دکترای سینما و کارشناس « مقاله فیلم شده » است. پور ولی نویسنده کتاب « کریس مارکر » (انتشارات کایه دوسینما-CNDP ،2003)، « گدار نُه صفر، فیلم های سال های 90 ژان لوک گدار » (انتشارات سه گیه-آرشیمبو، 2006)، و « وونگ کار-وای، مدرنیته یک سینماگر آسیایی » (انتشارات آماندیه-آرشیمبو، 2007) است.

۹/۳۰/۱۳۸۸

لنی ریفنشتال

لنی ریفنشتال،افریقا


لنی ریفنشتال

Leni Riefenstahl
1902-2002

محسن قادری

بحث انگیزترین، با استعداد ترین و شناخته شده ترین کارگردان آلمانی که شاهکارهای خود را در دوران رایش سوم وبرای آن ساخت. برخی منتقدان، وی را نابغه دانسته و برخی دیگرهمکاری او با رژیم نازی را بخشش ناپذیر دانسته اند. او تنها کارگردان آلمانی رایش سوم است که گرچه دادگاه دوبار درسال های 1948 و 1952 تبرئه اش کرده بود اما نتوانست هیچ یک از طرح های فیلم سازی اش را پس از جنگ به پایان برساند.

لنی ریفنشتال کار فیلم سازی را با بازی درگونه « فیلم هایِ کوهستانیِ » آرنولد فانک آغاز کرد. زیبایی خیره کننده و اندام ورزشی او (ریفنشتال هنگام بازی در نخستین فیلم فانک رقصنده بود) شکوه عینی کوه ها را به همآوردی می طلبید. او در فیلم های فانک براستی بازیگر بود ونه پوشش و پس زمینه ای برای صحنه های فیلم.

او ورزشکار و طبیعت دوست ونمادِ زنِ پویا و آزاد بود. با وجود این آزادسری، دنیای کوه نوردی مردسالار پذیرای او شد. ریفنشتال در سال 1932 فیلم کوهستانی خود « پرتو آبی » [1] را ساخت که زندگی روزمره کوهستان را با نمادها و نشانه های شاعرانه درهم می آمیزد. این فیلم همچنین فرصتی بود تا اوبیش از حد به رازورزی رمانتیک رو آورد و زییایی جسمانی خود را به نمایش گذارد.

با این همه، آوازه ریفنشتال از بازیگری، نمود ظاهری، یا فیلم های آغازین او برنیامد بلکه ازساخت دو فیلمی به دست آمد که یوزف گوبلز سفارش ساخت آنها را به وی داد: « پیروزی اراده » (1935) [2] و « المپیا » (1938) [3]. مستند « پیروزی اراده » یکی از گردهم آیی های حزب ناسیونال سوسیالیست در نورمبرگ به سال 1934 را پوشش می دهد. گرچه روشن نیست که آیا آنچه می بینیم براستی بخشی ازاین گردهم آیی است، متاثرازعمل به فیلم درآمدن است یا چه بسا برای این فیلم صحنه پردازی شده اما سه چیز قطعی است:

نخست آنکه این فیلم یک اثر توانمند فیلم سازی تبلیغاتی است که قدرت سیاسی و نظامی رژیم نازی را می ستاید. ریفنشتال از شکل های انسانی همانند تکه های سازنده معماری بهره می گیرد، رژه نظامی را تا حد آیینی مذهبی فرامی برد وبا کاربرد پلاکاردها، پرچم ها، و ستون ها، فضا را باز و بسته می دارد.

دوم آنکه تصاویر و ایده های این فیلم به فراوانی در فیلم های دیگر به کار برده شدند که از آن میان می توان به این فیلم ها اشاره کرد: « فیلم ترسناک راکی » (جیم شارمن، 1975) [4]، « جنگ ستارگان » (جورج لوکاس، 1977) [5]، و « جواهرنیل » (رابرت زمکیس، 1985) [6].

سرانجام آنکه ریفنشتال از گردهم آیی سال 1933 نورمبرگ فیلمی ساخته بود (پیروزی ایمان، 1933) [7] که درآن بسیاری از فنونی را می آزماید که در فیلم « پیروزی اراده » یافت می شوند. از همین رو برخی منتقدان بر این باورند که گردهم آیی سال 1934 در سازگاری با
دید و بینش او سازمان دهی شده بود.

« المپیا » از دو بخش تشکیل شده است: « جشن مردم » [8] و « جشن زیبایی » [9]. این مستند که درباره بازی های المپیک سال 1936 برلین ساخته شده 43 فیلم بردار را به کار گرفته بود تا ازهر زاویه قابل تصوری فیلم بگیرند و خمیرمایه فیلم ریفنشتال را دراختیار وی نهند. المپیا که از دیرباز معیار فیلم های ورزشی بوده نه تنها دستاوردهای فردی که پیکر انسانی را نیز ارج و بزرگی می بخشد. این فیلمی صمیمی و آگاهی رسان است.

پس از شکست آلمان نازی در جنگ جهانی دوم و فروپاشی رایش سوم ریفنشتال بار دیگرکوشید کار کارگردانی را پی گیرد. در 1954 فیلم « خاک های پست » (1940-1944) [10] را به نمایش درآورد، فیلمی که فیلم برداری آن را پیش از پایان جنگ به پایان برده بود. دو طرح فیلم او درباره قبیله « نوبا » در افریقا ناتمام مانده اند اما کتاب عکسی از کارهای او در این زمینه انتشار یافته است. او در سال 2002 « جلوه های زیر آب » [11] رابه نمایش درآورد، اثری که فیلم برداری آن را یک دهه زودتر از آن آغاز کرده بود که غواصی با کپسول هوا را در سن 90 سالگی فرابگیرد. این فیلم نشان دهنده جهان نهفته در زیر و زبر صخره های مرجانی و توان ورزشکاری بی پایان اوست.

درگذرسال ها توجه به آثار ریفنشتال کاهش نیافته است. این نکته را به ویژه درمقاله بسیارمنفی سوزان سونتاگ « مجذوبیت به فاشیسم » [12] (کتاب شناخت نیویویورک تایمز، 1975) می توان دید. همچنین مجله امریکایی « اسپورت ایلوستریتید » (1989) [13] نیز شماره ای را به لنی ریفنشتال و فیلم « المپیا » اختصاص داد. مستند سه ساعته « زندگی شگفت انگیز وهول انگیز لنی ریفنشتال » (ری مولر،1993) [14] نیز به زندگی و کارهای او می پردازد. این فیلم یکی از برترین آثار ساخته شده درباره اوست چرا که ریفنشتال شخصیت محوری این فیلم است وگفته هایش به تصاویر فیلم هایش پیوند می خورند. ریفنشتال دراین فیلم به مکان های فیلم برداری فیلم هایش می رود و درباره ساخت آنها توضیح می دهد. این فیلم همچنین نشان دهنده دیدگاه آشکارا متضاد ریفنشتال با سازنده این مستند است که می کوشد وی را به دلیل همکاری با رژیم نازی به پوزش خواستن وادارد اما ریفنشتال رنجیده و خشمگین از ارزش های هنرخویش و سیاسی نبودن خود دفاع می کند. افزون براین فیلم ها می توان به بی شمارمستندهای کوتاهی اشاره کرد که در سال 2002 همزمان با صد سالگی او ساخته شدند.

برگرفته ازکتاب « فرهنگ تاریخی سینمای آلمان »، 
رابرت سی . رایمر، کارول جی رایمر، انتشارات اسکیرکرا، 2008.

Historical Dictionary of German Cinema
Robert C. Reimer and Carol J. Reimer,
2008


همپیوندسینمای مستند آلمان

والتر روتمن



1Das blaue Licht/The Blue Light

2Triumph des Willens/Triumph of the Will

3Olympia/Olympia

4. Rocky Horror Picture Show by Jim Sharman

5. Star Wars by George Lucas

6. Jewel of the Nile by Robert Zemeckis

7Der Sieg des Glaubens/Victory of Faith

8Fest desr Volker/Festival of the people

9Fest der Schonheit/Festival of Beauty

10Tiefland/Lowlands

11Impressionen unter Wasser/Impressions under Water

12. Fascinating Fascism(New York Times Review of Books

13. Sport Illustrated

14Die Macht der Bilder:Leni Riefenstahl
/The Wonderful, Horrible Life of Leni
Riefenstahl

۹/۲۵/۱۳۸۸

والتر روتمن


والتر روتمن،1887-1941

والتر روتمن*
1887-1941

محسن قادری

والتر روتمن، فیلم ساز آوانگارد، مستندساز، و پیشگام پویانمایی در سینمای آلمان بود. اگرچه کار هنری اش را با نقاشی آغاز کرده بود به زودی به کار فیلم سازی رو آورد و در سال 1918 اعلام کرد که « نقاشی کردن دیگر معنایی ندارد. نقاشی باید به جنبش درآید ». نتایجِ به جنبش درآوردن تابلوهای نقاشی اش فیلم هایِ پویانماییِ تجربیِ « آثاریک تا چهار » [1] (1921-1925) و سکانس شاهینِ پویانمایی شده در فیلم « مرگ زیگفرید » [2] (1924) ساخته فریتز لانگ است که نیمه نخست فیلم حماسی « نیبلونگن »[3] (1924) را تشکیل می دهد.

به یادماندنی ترین فیلم روتمن مستند «برلین، سمفونی شهر بزرگ » [4] (1927) است که دراصل می بایست تولید مشترک او و کارل مایر، فیلم نامه نویس، می بود اما مایر کار را رها کرد زیرا احساس می کرد که این فیلم به جای نشان دادن تضادهای اجتماعی بیش بر زیبایی ها تاکید دارد. برلین،سمفونی شهر بزرگ، مونتاژی از ریتم های یک کلان شهر است که از فنون مونتاژی کارگردانان روس چون زیگا ورتوف وسرگئی آیزنشتاین تاثیر پذیرفته است. روتمن زندگی برلین را از برخاستن تا خفتن شهر دنبال می کند. با وجود دینی که این فیلم به فیلم سازان روسی وفنون فیلم سازی آنها دارد، منتقدان اشاره دارند که زندگی برلین آن چنان که دراین فیلم به نمایش درآمده از آرمان گرایی اجتماعی کارهای آنها برخوردار نیست. با این همه، این فیلم یکی از آثار برجسته سینمای خاموش آلمان است. واقع گرایی فیلم روتمن که به فیلم های خبری همانند است، تضاد با اکسپرسیونیسم سینمای آلمان و برداشت سینمایی از جنبش ادبی « عینیت نوین » [5] آلمان را بازتاب می دهد. روتمن با زدودن کامل میان نویس ها، داستان یک روز از زندگی برلین را در پنج پرده به نمایش می گذارد و پاره های فیلم خود را به کمک جنبش های آهنگین مردم، خودروها، ترن ها، هواپیماها، و مسابقات تفریحی به هم پیوند می دهد. از فیلم روتمن درهمان دوره تقلید گسترده شد و این فیلم الهام بخش مستندهای شهرپرداز بسیاری شد که بر موسیقی سمفونیک استوار بودند. تاثیر این فیلم را همچنین می توان در فیلم های نامستند نیز بازیافت. سکانس مونتاژی بنادر اروپای شمالی در فیلم « زیر پل ها » [6] (1945) ساخته هلموت کوتنر یادآور مونتاژی مشابه است که از فیلم روتمن نشان دارد.

کارفیلم سازی روتمن دردوره نازی ها نیزادامه یافت. او بخشی از فیلم نامه « پیروزی اراده » [7] (1935) شاهکار تبلیغی لنی ریفنشتال را نوشت. گفته می شود که روتمن نوشتن و کارگردانی عنوان بندی آغازین این فیلم را به انجام رسانده که هیتلر را همچون نجات دهنده به نمایش درمی آورد. او همچنین شماری مستند کوتاه برای رژیم نازی ساخته که به شکل گیری برنامه فیلم های خبری سینمای نازی، فیلم های کوتاه فرهنگی و فیلم های بلند یاری رساندند.

برگرفته از:
فرهنگ تاریخی سینمای آلمان، رابرت سی . رایمر، کارول جی رایمر، انتشارات اسکیرکرا، 2008.



Historical Dictionary of German Cinema
Robert C. Reimer and Carol J. Reimer
2008



*Walter Ruttmann


1Opus I-IV
2Siegfried Tod/Siegfried's Death ,1924
3Die Nibelungen/The Nibelungen,1924
4Berlin -Sinfonie der Grosstadt/Berlin:Symphony of a Great City,1927
5Neue Sachlichkeit/New objectivity
6. Helmut Kautner's Unter des Brucken/Under the Bridges,1945
7Triumph des Willen/Triumph of the Will, 1935

۹/۱۴/۱۳۸۸

سینما چشمِ زیگا ورتوف



سینما چشم ورتوف
محسن قادری


سینما چشمِ زیگا ورتوف :
سینما همچون آشکارکننده واقعیت

دوربین همچون بینای کل و مونتاژِ آفریننده همچون شیوه بازنمایی حقیقت.

برشی از بیانیه 1923 ورتوف

من چشمم، چشم مکانیک. من، ماشین، شما را به تماشای جهانی می برم که تنها دوربین تواند دید. از این پس از ایستایی انسانی آزادم. من در جنبش جاودانم. به چیزها نزدیک می شوم، از آنها دور می شوم، بر آنها می لغزم، درون اشان می روم (...).
کینوپراودا، عنوان هنری نوینی است، هنرِ خودِ زندگی. سینماچشم، دربرگیرنده:
همه فنون فیلم برداری و همه تصاویرِ در جنبش است که امکان پیوستن به حقیقت را فراهم می آورند، حقیقتی در جنبش.

سینماچشم ورتوف
  • دوربین باید همچون سینماچشم عمل کند.
  • کارکردش آن است که به هنگام رخ دادن رویدادهایِ نگریسته شده، جایگزین چشم تماشاگرشود.
  • دوربین چشمی ماشینی است که امکان ثبت حقیقت به شیوه ای عینی تر ازچشم انسان را فراهم می آورد.
  • دوربین ابزاری توانمند وبینای کل است که به خدمت واقعیت درمی آید.
سینماچشم همچون سینماتحلیل. سینماچشم، نگرنده « چیزی که چشم نتواند دید »، همچون میکروسکوپ و تلسکوپ زمان، همچون امکان جنبش بی مرز، بی فاصله؛ همچون کاربرد دوربین از دور، همچون زندگی به خودی خود. سینماچشم نه برای سینماچشم بلکه برای حقیقت به وسیله و با امکانات سینماچشم، یعنی سینماحقیقت. فیلم بردای بی خبرانه نه برای فیلم برداری بی خبرانه بلکه برای نشان دادن آدم ها به گونه بی پیرایه، برای به ثبت رساندن آنها با چشم دوربین به هنگامی که بازی نمی کنند، برای خواندن افکارعریان آنها با دوربین فیلم برداری. سینماچشم همچون امکان دیدپذیرساختن نادیدنی، آشکارساختن ناپیدا، نمودارساختن نهان داشته ها. نابازی را به جای بازی و حقیقت را به جای دروغ نشاندن، وسرانجام، جایگزین ساختن سینماحقیقت (بیانیه،1923).

نظریه ورتوف

  • نظریه نهایت گرای سینمایِ جامعه شناختی.
  • ورتوف در پی ممنوع ساختن سینما ازهرآن چیزی است که به گونه آنی ثبت نشده باشند.
  • اودرپی به فیلم درآوردن زندگی به گونه آنی و تقریبا پنهانی است.
  • او می خواهد رفتارهای موجودات انسانیِ زنده و واقعی را به گونه بی پیرایه آشکارسازد.
  • به پندار او سینماگر باید خود را حذف کند و گاه پنهان دارد تا رفتارها واحساسات را بدون خدشه به ثبت رساند.

فیلم همچون آشکارکننده حقیقت


  • این ایده که فیلم سندی تصویری است که می تواند حقیقت را همان گونه که هست آشکار سازد.
  • دانشمندان اثبات گرا و انسان شناسان پایان سده نوزدهم وآغاز سده بیستم نیزهمین دیدگاه را داشتند.
  • دیدگاهی که به قابلیت های عینی دوربین باوربسیار دارد و در پی گزینش حقیقت ودیدگاه فیلم سازنیست، یعنی جنبه هایی که برهمه گونه ثبت سینمایی تقدم دارند.

حذف سینماگر

  • ورتوف درپی حذف مطلق سینماگر است، سینماگری که همچنین می تواند خود را پنهان دارد و در رخ دادها دخالت نورزد.
  • دراینجا مساله به فیلم درآوردن واقعیت به شیوه ای است که اگر سینماگر هم نباشد بازهم این واقعیت رخ دهد.
  • سینماگر/پژوهشگران ناب اندیش واثبات گرای امروزهمچنان همان باوری را دارند که ورتوف داشت.
  • اما آنها ایده پنهان کردن خود به هنگام فیلم برداری را نمی پذیرند و بیش تر در پی آنند که سدِ راه رخدادها و آدم های به فیلم درآمده نشوند.

مردی با دوربین فیلم برداری،1929
  • این فیلم بیش ازهمه بازنمودی از تحقق عینی نظریه های ورتوف است.
  • دراین فیلم ورتوف در پی رسیدن به دید همه جانبه دوربین است، « دوربین بینای کل ».
  • او خواهان آن است و نشان می دهد که می توان با پاره های واقعیت، روایتی یکپارچه آفرید.
  • او تکه های واقعیت را به فیلم درمی آورد.
  • سپس بر پرده وبه کمک مونتاژ، فراهم آمدن پاره های واقعیت همچون کلیت واحدی که نشان از حقیقتی مضمونی دارد را به نمایش می گذارد.

حقیقت مونتاژ

« اما نشان دادن پاره های تک افتاده حقیقت برپرده به تنهایی کافی نیست. تصاویر حقایق جدا ازهم می بایست دیگر بار به گونه مضمونی و به شیوه ای سامان داده شوند که حقیقت ازکل حاصل آید ».
(گزیده بیانیه سینماچشم، 1923.)

مونتاژ خلاقه ورتوف


  • « سینما می بینم » (با دوربین می بینم) + « سینما می نویسم » (با دوربین روی فیلم خام می نویسم) + « سینما سامان می دهم » (مونتاژ می کنم).
  • لحظه ای که خلاقیت به میان می آید تا پاره های واقعیت را به گونه یکپارچه سامان دهد، همچون حقیقتی که از کل حاصل می آید.
  • اهمیت تک تک عناصر و یکپارچگی یی که ایجاد می کنند.
  • کاربرد گسترده فنون گوناگون مونتاژی (نزدیک شدن ها، رویارویی ها).
  • جست وجوی رویکردی خلاقه به مونتاژ برای رسیدن به حقیقت.

منابع

ونسان امی یل (1997). « زیبایی شناسی مونتاژ ». انتشارات ناتان سینما، صص، 52-53.
گی گوتیه (1995). « مستند، سینمایی دیگر ». انتشارات ناتان سینما، صص، 147-150.

همپیوند
برگردان فارسی بیانیه سینما چشم