۳/۰۲/۱۳۸۶

سرپیچی: پرونده لیتوینکو

الکساندر لیتوینکو در بیمارستان
پس از مسمومیت با پلونیوم 210

«سرپیچی: پرونده لیتوینکو»
محسن قادری

امروزچهارشنبه ازسوی بخش مطبوعاتی جشنواره کن اعلام شد که مستند دیگری به مستندهای جشنواره 2007 افزوده شده است.« سرپیچی: پرونده لیتوینکو» مستندی است که به زندگی وفعالیت یکی از ماموران اطلاعاتی پیشین روسیه که چندی پیش در لندن به قتل رسید می پردازد.فیلم این نظریه را پیش می کشد که مسئولان سرویس های مخفی روسیه درقتل وی دست داشته اند.این مستند که در آخرین دقایق به انتخاب های رسمی جشنواره افزوده شده روز شنبه به نمایش در می آید.

فیلم برپایه پژوهش درباره مرگ الکساندرلیتوینکو مامور پیشین روسیه که درانگلستان به قتل رسید ساخته شده است. مستند یاد شده شنبه 26 مه دربخش خارج از مسابقه به نمایش درمی آید.کارگردان این فیلم آندری نکراسف، 48 سال دارد و یکی از نزدیکان این مامورروس است.فیلم به دوسال پیش ازاین رخداد ورویدادهای دیگری می پردازد که به مرگ وی منجر شد.

فیلم دربرگیرنده شهادت های بی شمار درباره خط سیر و مرگ این مامور پیشین است که به یکی ازمخالفان دولت روسیه تبدیل شده بود و با یک ماده رادیو اکتیو موسوم به پلونیوم 210،در 23 نوامبر 2006 در 43 سالگی به قتل رسید. این مستند همچنین به گونه ای موازی به زندگی دیگر ماموران پیشین اطلاعاتی روسیه می پردازد و گفته می شود فیلمی است که درمخالفت با سرویس های مخفی روسیه و دولت ولادیمیر پوتین ساخته شده است.

مارینا،بیوه الکساندر لیتوینکو،شنبه 26 مه درمصاحبه مطبوعاتی فیلم شرکت خواهد کرد وسپس نمایش فیلم درسئانسی ویژه آغازخواهد شد.

۲/۳۰/۱۳۸۶

مستندهای شصتمین دوره کن،2007





مستندهای شصتمین دوره کن،2007
محسن قادری

در جشنواره امسال کن دو مستند امریکایی به چالش با موضوعات خود پرداخته اند.لئوناردو دی کاپریو با فیلم«ساعت یازدهم» به دفاع ازمحیط زیست برخاسته و مایکل موردر فیلم سیکو نوک پیکان حمله را متوجه نظام بهداشت امریکا ساخته تا چهره ای متعهدانه،مبارزه جو و معترض از سینمای مستند امریکا درجشنواره امسال کن به دست داده شود.این دو مستند در بخش خارج از مسابقه شرکت دارند.

دی کاپریو بازیگر امریکایی با فیلم « ساعت یازدهم» مستندی هشداردهنده درباره وضعیت کره زمین ارائه می دهد.او تهیه کننده وفیلم نامه نویس مشترک این فیلم وگوینده آن نیز هست.فیلم را نادیا کانرز و لیلا کانرز پترسون کارگردانی کرده اند.دی کاپریو در جلسه مطبوعاتی این فیلم اظهار داشت:« در این فیلم،من تنها یک شهروند نگرانم.ستارگان سینما، دانشمندانی هستند که ما آزادانه رشته سخن را به ایشان می سپاریم. »


ساعت یازدهم،ساعت پیش از فاجعه، ده ها کارشناس و متخصص را به خدمت گرفته تا مشکلات زیستکره و دلایل آن را شرح دهند و راه حل هایی برای آنها بیان دارند.دی کاپریوبازیگر 33 ساله امریکایی با تاکید برمداخله ها وتلاش های این کارشناسان،همگان را به اقدام دراین باره فرا می خواند. وی تاکید می کند که به سهم خود«می کوشم به گونه ای قابل احترام با محیط زیست برخورد کنم،مشخصا ازنظرکاربرد صفحات خورشیدی برپشت بام خانه و ماشینی که سوارمی شوم.»

گرمایش زمین،آب شدن یخ ها،پایین رفتن سطح آب دریا،جنگل زدایی،از دست رفتن گوناگونی زیستی،گسترش بیماری های همپیوند با آلودگی همگی از موضوعاتی هستند که چنانچه فیلم نشان می دهد افزایش آنها می تواند ضربات جبران ناپذیربرزیستکره وارد سازند.

این مستند همچون مستند« واقعیتی که می آزارد»ساخته دیویس گوگنهایم که ال گور شخصیت اصلی آن است،با انتقاد از ضعف دستگاه سیاسی در مقابله با شرکت های بزرگ به فیلمی بحث انگیز مبدل شده .بدینسان کاخ سفید هربار دراین فیلم به نمایش درآورده می شود.دی کاپریو این نکته را مورد انتقاد قرار می دهد که جورج بوش« کاربسیار کمی برای محیط زیست کرده»وهمین امر از دید او انتخابات آینده را سرنوشت ساز خواهد ساخت.

مایکل مور به هنگام مصاحبه مطیوعاتی
در جشنواره کن 2007


مستند دیگرجشنواره سیکو ساخته مایکل مور هجوی ازجنبه های منفی امریکا است که وی پیش تر نیزدرفیلم های بولینگ برای کولومباین و فارنهایت 9/11 به آنها پرداخته است.فارنهایت درجشنواره کن2004 نخل زرین جشنواره را برای مور به ارمغان آورد.مور این بار به نظام بهداشت کشورش می تازد که منشاء بی عدالتی های فاحشی است که خصوصی شدن این نظام عامل آنها بوده است.به گفته وی 50 ملیون نفر با چنین دشواری هایی دست و پنجه نرم می کنند زیرا توان پرداخت هزینه های درمانی خود را ندارند.مور تاکید می کند که خدمات درمانی ارائه شده به بیمه شوندگان نابسنده است و شرکت های بیمه پزشکی به هرقیمتی درپی کسب درآمدهای بیش ترند.

مورشواهد تکان دهنده و تاثیر گذاری دراین فیلم ارائه می دهد که از جمله آنها فرد حادثه دیده بدون بیمه ای است که دو انگشتش قطع شده و از آنجا که توان پرداخت هزینه های بیمه را ندارد باید تصمیم بگیرد که کدامیک از دو انگشتش پیوند زده شود.شرایطی که مایکل موردر فیلمش به تصویر می کشد وی را واداشته تا خود را از بند محدودیت های تکنیکی رها کند وتوجه خویش را هرچه بیش تر برموضوع خویش استوار سازد.

مور در نقد آشکارنظام بهداشت ناعادلانه امریکا،تصویری آرمانی ازنظام های بهداشت فرانسه، بریتانیا و کانادا ارائه می دهد اما از اشاره به بحران های پیش آمده برای این نظام های بهداشتی اروپایی در می گذرد.

سیکو فیلم کاملا مجادله انگیز و تحریک کننده ای است که گوشه های نادیدنی و دردناک یک نظام بهداشتی را برملامی سازد.برای نمونه در این فیلم سه امدادگر مریض امریکایی معرفی می شوند که درپی عملیات امداد در« منطقه صفر» نیویورک پس از حملات یازده سپتامبر2001 به دلیل ناتوانی ازپرداخت هزینه های درمان خود درکشورشان به کوبا آمده اند.مسولان امریکایی موررا سرزنش می کنند که تحریم های اعمال شده از سوی واشنگتون ازبیش از 45 سال پیش تا کنون را نادیده گرفته که شهروندان امریکایی را ازصرف پول در کوبا و تلویحا اقامت درآنجا برحذرمی دارد. مور توضیح می دهد که او به خاطر سفرش به کوبا موضوع تحقیق قرارگرفته است.

از دیگر مهمانان شناخته شده جشنواره امسال خواننده و نوازنده گروه راک ایرلندیU2 است.این دو در بخش خارج از مسابقه و در سئانس نیمه شب فیلم U2 3Dرا ارائه داده اند.این فیلم کنسرت آنها را به شیوه سه بعدی به نمایش درآورده است.این دو باید پیش از اکران فیلم برپله های کاخ جشنواره کنسرتی کوچک ارائه دهند.

۲/۱۰/۱۳۸۶

پیک مستند


پیک مستند
محسن قادری

پیک مستند سایتی تخصصی در زمینه سینمای مستند ایران است که به کوشش روبرت صافاریان و پیروز کلانتری راه اندازی شده است.در این وبسایت خبری تحلیلی که چند ماهی است راه اندازی شده به موضوعاتی چون گفت و گو و نقد و خبر و مقالاتی درباره مستندهای شناخته شده ایرانی یا خارجی برمی خوریم. پیک مستند کوششی فردی و تلاشی برای باز شناساندن ارزش های سینمای مستند ایران و کار مستندسازانی است که چه بسا کوشش های هنری وفکری شان به بسترنقد و بررسی اینترنتی درنیافتاده وبی شک پرداخت های تحلیلی نومی طلبند.

تاریخ سینمای مستند ایران با وجود کوشش های ارجمند نویسندگانی که پیش تر به شناسایی آن کوشیده اند همچنان به تاریخ نگاری های نو،نقدهای نو وتحلیل،شناخت وموشکافی بیش تر نیازمند است.بررسی مستندهای ایرانی،نقد دیدگاه ها و جهان بینی مستندسازان ایرانی،ارزیابی دوره های پربار و کم بار سینمای مستند ایران،ریشه های پویایی این سینما در دوره ای و افول یا کم کاری آن در دوره دیگر،بررسی خواست ها و انتظارات مستندسازان ایرانی،نگاه به موضوع در مستندهای ایرانی،مباحث حقوقی و انسانی موضوعات درمستندهای ایرانی،نقش مستندسازان و کارهای شان در آگاهی اجتماعی،سیاسی و فرهنگی یا علمی و دریک کلام بررسی مشکلات و مصائب یا همواری ها و ناهمواری های مستند سازی درایران،واکاوی موضوعات مورد پسند یا پرگرایش دراین سینما وبازشناسی وکشف استعدادهای جوان و پرداختن به کارهای نسل نوین ایرانی برخی ازمواردی هستند که همچنان پژوهش های تحلیلی تازه می خواهند.

ازآنجا که کوشش های فردی در بیشتر زمان نتایجی بس پر باردربردارند و از دست وپاگیری تلاش های نامستقل یا دولتی به دورند امید می رود کوشش ارزنده پیک مستند در گذر زمان به نتیجه منطقی خود برسد و تلاش نویسندگان کوشا و خوش فکر آن ره به سر منزل مقصود برد.چه بسا این کوشش ها درکنارکوشش های خود مستندسازان بتواند تکانه ای نو به چشم انداز نسبتا آرام سینمای مستند ایران بخشد و چهره جهانی آن را ازگمنامی نسبی به درآورد و ازدیدگاهی جهانی، جایگاهی همسنگ با کارهای خوب سینمای داستانی ایران به آن بخشد.

مستندهای ایرانی به یقین جایشان در تلویزیون های غربی بس خالی است و این بدبختانه میدان پخش و عرض اندام آزاد و بی پروا به کارهای بسیارسست و یک سو نگر وبه تعبیر نیمایی« بدآهنگ»می بخشد که بیش تربه دست آدم های نا اهل با فرهنگ و ساختارهای اجتماعی ایران یا به دست آنان که به این فرهنگ بدبین اند یا ایران هراسی دارند یا به ستیزبا آن برخاسته اند ساخته می شوند و دربیش تر زمان هیچ نیستند جز پیروی از دیدگاه های مدیرفلان شبکه اروپایی که می کوشد به انگیزه های سیاسی خاص، موج ایران ستیزی درذهن بیننده اش به راه اندازد.اینها کارهای«گزارش گونه»اند که در لوای مستند به نمایش درمی آیند وهمه جا درتکاپو و وسوسه نقادی و پروپاگاند یا هیاهوی سیاسی، موضوع اصلی خود را قربانی می سازند و چهره واقعی مردم و فرهنگ ایرانی را نه تنها به نمایش نمی گذارند که به لب تیغ تیزتحریف بیمارگونه می برند وبدخواهانه تصویری بس واپس گرا،خام نگر،ناپویا و نادرست از جامعه و مردم ایران به نمایش می گذارند.یقینا نمی توان مستندهای واقع بینانه که جنبه های گوناگون فرهنگ و جامعه ایرانی را به درستی به نمایش می گذارند وهرازگاه درهمین شبکه ها ودرلابلای این تبلیغات آزاردهنده پخش می شوند را نادیده گرفت اما تعداد این آثار چنان اندک و ناچیر است که در گرد وغبار سهمگین« مستندهای غیرقابل اعتماد»فرومی میرند.

امید است کوشش صافاریان و کلانتری و همه دوستداران و پژوهندگان و سازندگان مستند بتواند برگام های فکری برای فراتربردن جایگاه مستند و ارزش های اجتماعی،فرهنگی و آموزشی آن بیش از پیش بیافزاید.درپایان از این دودوست و همکاری گرامی برای معرفی وبلاگ مستند « سینه داک»که هنوز درآغاز راه است بی نهایت سپاسگذارم.

۲/۰۱/۱۳۸۶

جشنواره مستند تورونتو 2007،بخش دوم

جشنواره مستند تورونتو2007،بخش دوم
محسن قادری

قهرمان بالکان
کارگردان:رکا کینسز

زمان:87 دقیقه

ساخت:آلمان،مجارستان


قهرمان بالکان،برنده جایزه مستند هفته فیلم2007 مجارستان کوشش فیلم ساز برای درک خط سیر یک دون کیشوت اردلستانی * یعنی پدر خود اوست.کینسز،کارگردان فیلم که در رومانی زاده شده و تبارمجارستانی دارد می گوید: «پس از انقلاب،پدرم نائب رییس ناحیه ما شد.او سخنرانی پرشوری علیه سکیوریتت، سرویس مخفی رژیم پیشین ایراد کرد و گفت که شخصا دست به مبارزه خوهد زد تا آنها را پشت میله های زندان بیندازد.این یک خودزنی سیاسی بود». گزینه پدر کینسز وفشارهای آنها برخانواده اش بدون در نظر گرفتن تناقض های عمیق یک کشور،تنش آشکار دنیای شخصی و سیاسی را نمایان می سازد.این کشور رومانی است که به تازگی ازاعضا اتحادیه اروپا شد.سرگذشت خانواده کینسز،همچون نمایشنامه خانوادگی پیچیده ای است که بر پسزمینه ای از نیروهای تاریخی آشتی ناپذیر به اجرا درآمده باشد.

*اردل یا اردلستان(به جای « ترانسیوانی»)نام منطقه ای در بخش غربی رومانی است.

خیانت کامل
کارگردان:فلوریان اوپتیز
زمان:94 دقیقه
ساخت:آلمان،2006

آیا تجربه خصوصی سازی همچون جنگ افزاری شده که ما را ازویژگی های انسانی تهی می سازد وبه آمار و ارقام صرف تنزل می بخشد؟جوزف استیگلیتز،برنده جایزه نوبل اقتصاد واقتصاد دان برجسته پیشین بانک جهانی قطعا چنین دیدگاهی دارد،و البته بونگانی، برقکارعاصی شهر سووتو در افریقای جنوبی که به گونه غیرقانونی برق خانه افراد فقیری را وصل می کند که توان پرداخت قبض های سرسام آور اداره برق را ندارند.سیمون،راننده قطاری که پس از خصوصی شدن شرکت مورد علاقه اش«بریتیش ریل»ده ها باریونیفرم شرکت های جور واجور را به تن کرده به کاهش خدمات وایمنی و افزایش شدید تصادف های صورت پذیرفته اشاره می کند.در فیلیپین،کشوری که خصوصی سازی خدمات بهداشت و درمان به مهاجرت پرستاران و پزشکان انجامیده،میندا برای پرداخت هزینه های دیالیزکلیه فرزندش و حفظ جان او سخت درتکاپوست.ازآن سو درشهرکوچابامبا دربولیوی درپی اعتراض مردم به خصوصی سازی آب، حکومت نظامی اعلام می شود.فیلم با ارائه تصویری جذاب از موضوعی پیچیده،نگاهی همدلانه و تامل برانگیزبه تاثیرات انسانی اقتصادهای جهانی است.

بیلی دکید

کارگردان:جنیفر وندیتی
زمان:84 دقیقه.
ساخت:امریکا،2007

بیلی دکید تصویری احساسی و طنزآمیز به شیوه سینما وریته ازبیلی پرایس 15ساله است که درشهرستان «مین»زندگی می کند.بیلی از بسیاری جهات،ازپیداکردن دوست دختر نومید است وامیدواراست بتواند بازیگر و ستاره موسیقی راک شود.اما او ازجهات دیگری ممتاز است.گذشته ای سخت و دشوار با مقولات رفتاری بیلی را انگشت نما ساخته.او نمی خواهد قربانی این تفاوت های شخصیتی شود وبه خاطر شخصیتش پوزش نمی خواهد.همینطور که خود می گوید«سیاه نیستم،سفید نیستم،خارجی نیستم،...فقط ذهن متفاوتی دارم. افکارمتفاوت،همین.»بیلی با توجه به سنش شاد،رک گو و به نحو عجیبی معقول و به شدت صاف و پوست کنده است.بیلی با وصل کردن یک میکرفن بی سیمی دست و پاگیر به خود،به جنیفر وندتی امکان می دهد تا او را در مدرسه دنبال کند و شاهد گفت و گوهای رک و پوست کنده او با مادرش باشد وعشق نوخواسته او به هیتر پیشخدمت 16 ساله بار رابه تصویر درآورد.او هیتر را با اعتقاد راسخ دنبال می کند اما از خود می پرسد ایا عصبیت او دختر را آزارخواهد داد؟بیلی دکید بینندگان را وامی دارد تا خودمان را ورای برچسپ ها وعناوین تصور کنیم.

من و بدن ساز
کارگردان:برایان فریدمن

زمان:90 دقیقه.
ساخته:کانادا 2007

چندسال پیش، بیل فریدمن 59 ساله، وکیل خستگی ناپذیر، همسر،و پدری همیشه غایب بود که خانه بزرگی درحومه شهر تورنتو داشت. اوپس از طلاق دومش از آنجا که به افسردگی شدید گرفتار بود،خانه اش را فروخت،کار وکالت را رها کرد وکاری دیگر را آغاز کرد. بیل به بدن سازی مسابقه ای رونهاد.برایان فریدمن کارگردان این فیلم که او را موضوع جذابی برای مستندی دیده بود موضوع خود را کمی ناراحت کننده می یافت زیرا این مرد درشت هیکل عضلانی با ا ندام برنزه و تنومند پیش از آنکه خانه و زندگی را اینگونه به حال خود بگذارد پدرش محسوب می شد.ساخت این فیلم برای برایان همچون پیوند دوباره با مردی بود که ازسنین کودکی پدرش را دیگر ندیده بود.بررسی علائق پدر درقالب فیلم هرچند برای برایان آمیخته به مقولات لاینحل و دردبار است اما به او امکان می دهد تا این دیوار 26 ساله جدایی را ساده تراز میان بردارد.موضوعاتی چون جست جوی کمال جسمانی،برنامه های روزانه طراحی رقص و جلسات برنزه سازی،این را را به اثری تامل برانگیز، جذاب وتاثیرگذار درباره کنار آمدن با شکست بدل کرده که موضوع اصلی آن خانواده و بخشش اکراه آمیزاست.


کنار رودخانه
کارگردان:ماگدا کوالچیک
زمان:12
دقیقه
ساخته:لهستان

صبح است.اندام های سایه وار آدم ها در بوته زار نمایان می شوند.به نظر به کاری مشغولند.صدای شکستن شاخه ها به گوش می رسد. پس ازمدتی،حرکت تبرها را می بینیم.ورشو در ان سوی رودخانه ویستولا نمایان است.در ورشو،شهر رشد و توسعه دینامیک،آیا مدرنیته هنوز می تواند با زندگی ای در تقابل قرار گیرد که حالت سده نوزدهمی دارد؟فیلمی زیبا به سبک سینما وریته

۱/۳۰/۱۳۸۶

جشنواره فیلم مستند هات داکس،تورنتو

پوستر جشنواره مستند هات داکس،تورنتو

جشنواره فیلم مستند هات داکس،تورنتو
محسن قادری

ازامروز 19 تا29 آوریل 2007 جشنواره فیلم مستند هات داکس بزرگ ترین جشنواره مستند امریکای شمالی در تورنتو برگزار می شود.جشنواره سال 2006 از 28 آوریل تا 7 مه برگزار شد و بیش از 100 فیلم ازسراسر جهان در آن به نمایش درآمدند.این جشنواره درسال 1993به کوشش«سازمان فیلم مستقل کانادا»که انجمن ملی مستند سازان مستقل این کشوراست آغازبه کار کرد.هات داکس سالیانه با همکاری بیش از 200 داوطلب برگزار می شود و بسیاری ازفیلم های موفق آن هرسال می توانند ازپشتیبانی های این داوطلبان بهره مند شوند.جشنواره هات داکس همچنین برگزارکننده بازارعمده فیلم مستند امریکای شمالی است که«همایش مستند تورنتو»Toronto Documentary Forum نام دارد. در جدول فیلم های امسال جشنواره به طیف وسیعی ازموضوعات گوناگون برمی خوریم.آنچه درپی می آید معرفی برخی از فیلم های امسال این جشنواره است که معرفی آنها در روزهای آینده نیز پی گرفته می شود.

سه طلاقه
کارگردان:ابتسام صالح مرعنا
زمان:70دقیقه
ساخت:اسرائیل

این فیلم به مشکلات خطام زنی متولد غزه می پردازد که در پی ازدواجی طرح ریزی شده با مردی عرب و اسرائیلی کارش به جدایی می کشد و قوانین اسلامی او راموظف می دارد که کودک شش ساله اش را به همسرش بسپارد که مردی بددهن و پرخاشجواست.گره کار زن هنگامی پیچیده تر می شود که تابعیت اسرائیلی اش سلب می شود و او با دادگاهی مردسالار رویارو می شود که حقوق زنان را نادیده می گیرد و سرانجام نیز چون تبعه ای غیر قانونی برشمرده می شود. تلاش های دشوار او برای به دست آوردن سرپرستی کودک و حقوق شهروندی اش به جایی نمی رسد وخطام تصمیم به دزدیدن کودک می گیرد.کارگردان نگاهی حساس و عاطفی به موقعیت دشوار و نومید کننده شخصیت فیلمش دارد.


آخشیج های چهارگانه
جیسکا ریکل
زمان:89 دقیقه

ساخت:هلند


این فیلم نگاهی ژرف به پیوند جاودان انسان با جهان طبیعی دارد.چهارآخشیج بنیادی که زندگی انسان را شدنی می سازند درچهارپاره این فیلم به تصویردرآمده اند: آب، باد، خاک، آتش…آتش کوشش های چتربازان آتش نشان سیبری رابه تصویر می کشد،آب به صید شاه میگو در آلاسکا می پردازد، خاک ما را به ژرفای تاریک کار معدن چیان آلمان می برد و باد آماده سازی فضاپیما ها در روسیه و قزاقستان را نشان می دهد.فیلم برداری خیره کننده و نگاه تیز بینانه این فیلم،نه تنها تصویرزیبایی از تناقض و وابستگی چندسویه میان این چهار آخشیج که از پیوندهای انسانی ما با یکدیگر و با زیستبوم به دست می دهد.جدال انسان برای رسیدن به توازنی میان سروری ویرانگرانه وکاوش آفریننده ،درکانون نگاه فیلمی است که می کوشد به یادمان آورد تا چه میزان ازخاستگاه های خویش به دوریم.


هتل نه ستاره
کارگردان:ایدو هار
زمان:78 دقیقه

ساخت:اسرائیل،
2006

والدین ایدو هار،کارگردان این فیلم درشهری درمرکز اسرائیل زندگی می کنند که به یادشان می آید آنجا«خطی در میانه بزرگراه زن و مرد را از هم جدا می ساخت…ومن می خواستم بدانم چرا این خط کشیده شده بود.»این فیلم توانمند که سبکی چون سینما وریته دارد و بیش تر شخصی است تا سیاسی،بررسی پیوندهایی است میان گروهی ازمردان فلسطینی که در اسرائیل کار غیر قانونی می کنند.آنها که در طی روز مجتمع های آپارتمانی لوکس می سازند وشب ها خود را در چادرهای موقتی ازچشم ماموران دور می دارند، بر سر یک سفره می نشیندد و زندگی همبسته و پیوسته ای دارند و پس از چهار سال در گذر از جوانی به بزرگسالی می رسند.دراین بسترناهموارو توان فرسا که به شوخی« هتل نه ستاره»می نامندش به احمد و محمد دو شخصیت اصلی فیلم برمی خوریم.هار،کارگردان فیلم می گوید«یکی ازسخت ترین چیزها درساخت این فیلم دیدن جوانانی بود که پر از اشتیاق به زندگی و سرشار از انرژی و تحرک بودند،چیزی که در گذرزمان نه تنها از سوی اسرائیل که از سوی سلیقه ها و گرایش های فرهنگی نیز سرکوب می شود.»


کردار آدمیان
کارگردان:کیکو گویفمن
زمان:75 دقیقه
ساخت:برزیل

کردار آدمیان فیلمی پر احساس و تاثیرگذار است که به شبکه درهم تنیده اخاذی و حق السکوت،آدم ربایی، فروش مواد مخدر و قتل و کشتارهایی می پردازد که جنایات زیرزمینی برزیل را سازماندهی می کنند.شهربایکسادا فلومیننس در حاشیه ریو دو ژانیرو منطقه ای خطرناک و پر از دشواری های اجتماعی است که به خشونت و فساد شهره است.درماه مارس سال 2005 در اینجا 29 تن به دست گروه های آدم کش محلی به گونه دردناکی کشتار شدند.کیکو گویفمن کارگردان این فیلم تحت تاثیراین جنایت و عدم پیگرد قانونی آشکار مرتکبان آن،پس زمینه های فراموش نشدنی وغم انگیز این رویداد را بررسی می کند و آن را در بستر روان شناسی شکننده جامعه محلی می نهد.بیننده هنگامی حس آشکار خطر را درک می کند که کارگردان با بازیگران پشت صحنه جنایت در این کشمکش مرگبارقدرت گفت و گو می کند.فیلم که در یک جنگل شهری درندشت و کثیف می گذرد با نشان دادن این ماجراهای شخصی هرچه بیش تر روشن می دارد که عدالت دراینجا چیزی نایاب است و اخلاق به اندازه کشمکش روزمره برای بقا ارزشی ندارد.در بایکسادا فلومیننس پاسخ های معدودی می یابیم و ازآن سو به پرسش های بیش تری می رسیم در این باره که چه چیز هولناک ترین کردارهای انسانی را دامن می زنند و چگونه دراین کشمکش های تلخ،خشک و تر با هم می سوزند.


آلدونا ویزنیوسکا
کارگردان:پیوتر ویزوسکی
زمان:16 دقیقه
ساخت:لهستان،2006

برداشتی نوین از داستان عاشقانه ساده ای در لهستان.الدونا،زنی دگرباش است که می خواهد به معشوقش«دارک» وفاداری وعشقی آشکارنشان دهد . دوربین آرام و با دقت،آرایش کنان او رانشان می دهد که از زندگی زیبای خود با معشوقش می گوید.اما چیزی بر لحن آرام او و تصویرزندگی خانوادگی اش سایه می افکند: دغدغه هویت جنسی وترسی که دربرابر دوربین فوران می کند وازجامعه ای نشان دارد که با خود بیگانه است و دوعاشق درمیانه آن گرفتار آمده اند.





همه چیز دراین چای
کارگردان:جینا لیبرشت،
لس بلانک
زمان:70 دقیقه
ساخت:امریکا،2007

گشتی همراه با راهنما دردنیای شگفت انگیز چای موضوع جدیدترین فیلم مستندسازنام آشنا لس بلانک و جینا لیبرشت است که زندگی و کار واردکننده چای امریکا دیدوید لی هافمن را در برخی از دورافتاده ترین نقاط چین و جست وجوی بهترین چای دنیا را به بررسی می گذارد.هافمن که حامی وفادار کوشش های منطقی و سودمند برای محیط زیست است،قهرمان چایکاران مستقلی است که تا به امروز به روش های کهن و دست ساز به کار می پردازند .اوبا بیان توازن ظریف میان هنر وعلم در کاشت برگ چای براین امید است که چای های چین را به بازارجهانی بیاورد اما خط مشی های تجاری کارخانه های بزرگ چای، او را نومید می سازند.با این همه،اوقدرت پزشکی،فکری،و دگرگون سازنده چای را آشکار می سازد و ارتباط ملموس آن با خاک و رابطه جاودان آن با نسل های گذشته را بیان می دارد.جینا لیبرشت دوست دیرین لس بلانک وهمکاراو دراین فیلم و نیز ورنر هرتزوگ عاشق چای، درجایی از فیلم ظاهر می شوند تا فنجانی ویژه از چایی بنوشند که«مزه جنگل دارد،جنگلی با برگ های ریخته برزمین،وبارانی تازه باریده،بارانی تازه بند آمده، خیس، وگام برمی دارید و انگارهمه چیزی در این چای نهفته است.»
وبسایت لس بلانک


امینه
کارگردان:خدیجه السلامی
زمان:75 دقیقه
ساخت:یمن

این فیلم که با دسترسی قابل ملاحظه به زندگی امینه، شخصیت اصلی آن تهیه شده،شرح حال تکان دهنده جوخه مرگ زندان زنان یمن است.امینه،مادر سه فرزند که یازده سال پیش ازدواج کرده درپی محکومیت به اعدام بخاطر قتل همسرش منتظر اجرای حکم است.السلامی که درآغازبه موضوع خود دسترسی نداشته رفته رفته اعتماد او و همچنین اعتماد مسئولان زندان را جلب می کند. فیلم با به کارگیری اسناد دست اول وبازسازی دراماتیک، زندگی روزانه امینه در زندان را شرح می دهد واو را نشان می دهد که در کنارفرزندانش در زندان به سر می برد.فیلم همچنین دوبار فرار او،لغو حکم اعدامش درآخرین لحظات، و کوشش های دائم برای وادارکردن او به پذیرش جنایتی که می گوید مرتکب نشده را به نمایش می گذارد.


فرشتگان مرگ
کارگردان:آسترید بوسینک
زمان:33 دقیقه
ساخت:مجارستان،هلند،انگلیس

می گفتند به آنجا نرو چون اگرشوهر بدرفتاری کند کشته می شود.برای یکی از ساکنان ناگیرف،روستایی آرام و ساکت در نواحی دهقانی مجارستان،این هشدارنخستین برخورد او با این روستا بود.در اینجا همه از 140 مردی سخن می گویند که سال ها پیش ازخوردن مرگ موش جان باخته بودند.از آنجا که زنان هم سرکوب می شدند وهم اجازه طلاق گرفتن نداشتند چنین قتل هایی می توانسته بیش از آنکه سرکشی به شمارآید، گونه ای گریز خوانده شود.درآن روز قابله ای فرا خوانده می شود و انباری آشپزخانه به آزمایشگاه بدل می شود تا درپشه کشی کاغذی نسخه ای کشنده درپیچیده شود.روستاییان با توضیح شاعرانه خاطرات خود و با طنزی گزنده جزییات مبهم این قتل را درچشم انداز ساکت روستا به یاد می آورند.شرح مبارزه تاریخی و خانوادگی ایشان که می تواند نشان گر آزادی بیان برای هردوجنس باشد با تصاویر ظریفی از زندگی روزانه روستا درآمیخته می شود اما گذشته مبهم ضیافت شام همچنان ناگفته هایی را در خود باقی نگاه می دارد.
وبسایت این فیلم
وبسایت مستندساز


بهشت آرتور
کارگردان:لوک بوشام
زمان:50 دقیقه

ساخت:کانادا،2006

بهشت آرتور که برداشتی دریافت گرایانه و شاعرانه،خشن و درهم و برهم وخنده دار و خیال پردازانه به موضوع خود دارد دریک کلام چیزی جزمستند ی متعارف نیست.هرروز صبح آرتور به خوک ها و مرغ های دام پروری اش به همراهی صدای زیبا و سحرآمیز ویکتوریا روسلینی خواننده اپرا غذا می دهد.او آهنگ ها را از روی یک صفحه قدیمی 33 دور پخش می کند.فیلم برداری عالی فیلم ،زاده شدن بچه خوک ها، قطع هرروزه دم توله های نوزاد،شست و شوی اندام های جنسی و دندان های حیوانات،جفت گیری ماده خوک و انتخاب خوک های جوان برای کارخانه را همچون برخی از کارهایی نشان می دهد که آرتور با حوصله و دقت به انجام شان می رساند.همه چیز خوب پیش می رود تا روزی که صفحه گرامافون گم می شود وهمه چیز به هم می ریزد.فیلم از اینجا قالبی خیال گونه به خود می گیرد: خوک ها اعتصاب غذا می کنند،مرغ ها علائم آزاردهنده ازخود نشان می دهند وآرتور دیوانه وارمی کوشد هماهنگی پیشین را با پخش موسیقی دیگری به فضا بازگرداند.فیلم ازموسیقی وطراحی ص
دای فوق العاده توانمندی برخوردار است که جای گفتار را می گیرد و اصالتی ویژه به این فیلم می بخشد.
وبسایت فیلم

آنونس این فیلم رااینجا ببینید.

پی گرفت

۱/۲۹/۱۳۸۶

بولینگ برای کولومباین


بولینگ برای کولومباین
محسن قادری

انجمن ملی اسلحه فیلمی درست کرده که به طور حتم رضایت عمیق شما رو برآورده می کنه.بیاید ببینیمش.صبح بیستم آوریل 1999 بود. روزی درست مثل هرروز دیگری درامریکا.کشاورز به کارهای معمولش رسیدگی می کرد.شیر فروش محموله هاش روتحویل می داد. رییس جمهور دستوربمباران کشور دیگری رو می داد که اسمش راهم نمی توانیم تلفظ کنیم. بیرون فارگو در داکوتای شمالی، کری مک ویلیامز به پیاده روی روزانه اش می رفت.درمیشیگان،خانم هوگز به دانش آموزانش برای شروع یک روز درسی دیگه خوش آمد می گفت.ازآن سو در شهرکوچکی در کولورادو دو پسر بچه ساعت شش صبح به بازی بولینگ می رفتند.بله روزی کاملا معمولی در ایالات متحده امریکا بود.


-می توانم کمکتان کنم؟
-خوب راستش می خواستم یه حساب باز کنم.
-بسیار خوب.چه جور حسابی باشه؟
-هوم.حسابی باشه که ... بتونم اسلحه مجانی بخرم.
-بسیارخوب.

یه آگهی در روزنامه محلی میشیگان دیدم
که میگه اگه یه حساب در بانک نورث کانتری باز کنید

-بانک به شما یک اسلحه میده
-سفته می گذارید واسلحه رو تحویل می گیرید.

اینجا بروشور کاملی هست
که می تونید از روش انتخاب کنید
وقتی پیشینه وبقیه چیزها بررسی شد

-اسلحه بهتون تعلق می گیره.
-خیلی خوبه.محشره.

-خوب راستش این همون حسابیه که می خواستم باز کنم
هیچی نباشه ما یه انباری داریم که توش می تونیم
- اسلحه گرم نگهداری کنیم
-پانصدتایی از این اسلحه ها.
-توی انباری تون؟
-بله درانباری مون.

عجب!

باید پیشینه رو بررسی کنیم.
-همینجا در بانک؟
-بله همینجا.
- آخه ما فروشنده مجاز اسلحه گرم هستیم.
-جدا؟خود شما؟یعنی شما هم بانک وهم فروشنده مجاز اسلحه گرم هستید؟
-«نژاد»روچی قید کنم؟«سفید»،«قفقازی»،چی...؟
-قفقازی.
-قفقازی.
-گمون کنم اینجوری هجی بشه...قف-قا-زی.
-همینه؟
-بله درسته.
-ازاین نظرگمون نکنم اشکالی بگیرن.
-آیا تابه حال به عنوان معلول ذهنی شناخته شدید؟
یا با یک موسسه درمان روحی سروکار داشتید؟
-نه تا حالا سروکار نداشتم؟
-منظوراز«آیا تابه حال به عنوان معلول ذهنی شناخته شدید؟»چیه؟
-به جرم مربوط میشه.
خوب اگه من به طورطبیعی معیوب ذهنی باشم اما جرمی نکرده باشم چی...
-کاملا درست می گید.
-می تونید اسلحه بگیرید مایک.
-آه.خیلی خیلی ممنون.جانمی!

بخشی از گفتارمتن و گفتارهای فیلم«بولینگ برای کولومباین»،مایکل مور2002

۱/۲۶/۱۳۸۶

آتش ها برافروخته شدند



آتش ها برافروخته شدند
همفری جنینگز،1943
محسن قادری

بسیاری در پاسخ به این پرسش که بهترین کارگردان بریتانیایی چه کسی است چه بسا بی درنگ آلفرد هیچکاک،دیوید لین، یا مایکل پاول را نام ببرند.با این همه،شاید برخی نیز ازهمفری جنینگز یاد کنند که لیندسی اندرسون زمانی او را تنها شاعر راستین سینمای انگلیس خوانده بود.«آتش ها برافروختند» شناخته شده ترین فیلم او بی شک شاهکار بی مانند سینمای مستند است.

جنینگز شاعر و نقاش بود و هم ازاین رو آدمی بود که براستی از گسترده ترین فرهنگ ممکن برمی خاست.اومی دانست چگونه همه چیزی را درفیلمی مستند چنان به خوبی درآمیزد که پس از سالیان دراز همچنان پویایی و قدرت آن به یادگار ماند.هنگامی که در1950 درجوانی درگذشت تنها 17 سال کار فیلم سازی کرده بود.فیلم های اوهمان اند که امروزه مستند-درام docu-dramaخوانده می شوند.

آتش ها برافروختند بلند ترین فیلم اوست که در1943 ساخت اما این تنها فیلمی نبود که برای واحد فیلم سازی GPO پیش از جنگ جهانی دوم و برای واحد فیلم سازی «کراون»(تاج) و وزارت اطلاعات بریتانیا در کشاکش این جنگ ساخت.

درحالی که بسیاری ازفیلم های این دوره تنها سویه تبلیغاتی داشتند و درپی تقویت روحیه ملی بودند، در فیلم های جنینگز تصاویر بریتانیا اغلب چنان پویا و توانمند بودند که مردم از دیدن آنها به گریه می افتادند.

حس نهفته در تصاویر او را می توان به خوبی در شعری یافت که جنینگز درسال ساخت« قلب بریتانیا» و« حرف هایی برای جنگ»سروده است:

هزاران چشم انداز غریب در خیابان های لندن می بینم.
ساعت کلیسای« باچرچ» را می بینم که روزهنگام می سوزد.
مردی یک پا می بینم که عصا زنان از آتش می گذرد.
سه سیاه می بینم و زنی با پودرصورت سفید که در سه و نیم صبح آواز می خواند.
دختر پرستاری می بینم با بازوانی پر از گل سرخ.
طبل های فیلارمونیک را می بینم که در آتش می سوزند.
برگ های سبز« لینکونل شایر» را می بینم،
که در لندن بر بدنه هواپیمایی سرنگون به رقص درمی آیند.

جنینگز فیلم هایش را«دوربین سروده ها»می خواند.شخصیت های فیلم« آتش ها برافروختند» مردان و زنان آتش نشان «مرکزآتش نشانی کمکی» بودند که در باراندازهای لندن کار می کردند،جایی که بیش از همه زیر بمباران شدید بودند.

دستاورد جنینگز درزمینه فیلم سازی را دیوید تامسون به درستی اینگونه بیان داشته:«آتش هایش که چون آتش های ویلیام بلیک * زبان جان بودند بسا هنجارهای خوب انگلیسی را نیز می توانستند به کام خود برند.»

صحنه های آغازین فیلم، هشت شخصیت فیلم را به ما معرفی می کنند.هریک از ایشان راوی داستانی است که بازیگران اش آتش نشانان واقعی اند.یک دوره کار 24 ساعته در فیلم به نمایش درمی آید.سپیده دم، مردان از خانه و مشغله های روزمره اشان دست می کشند تا به سرکار روند.

نیروی تازه نفسی از راه می رسد.ماه کامل است و همه گوش به زنگ حمله سنگینی اند که درپیش است.با فرارسیدن شب آژیرها به صدا در می آیند.دسته آتش نشانان به انباری ساحلی فراخوانده می شود تا آتشی را فرونشانند که زبانه های اش می تواند کشتی مهمات را در اسکله به کام خود برد.فرونشاندن آتش آغازمی شود و سرانجام زبانه ها خاموشی می گیرند.یک کشته و زخمی های چند.کشتی سرانجام بندر را سپیده دمان بریال موج پشت سرمی نهد.

پی ریزی داستان چنان است تا چهره ای خسته و به ستوه آمده از بریتانیا به دست داده شود که درعین حال همبستگی و صمیمیت ژرفی درآن نهفته است.آتش نشان های جنینگزخدمات چیانی با چهره های خشک و وظیفه شناس از آن گونه که در فیلم های پس از جنگ جهانی می بینیم نیستند.

درست است که دراین فیلم نگاه جنینگزبه آدم هایش به شیوه معمول انگلیسی مهرآمیز و درعین حال خشک و رسمی است اما طنزوکنایه نیز در فیلم او دیده می شود؛برای نمونه درسکانسی که آتش نشان ها یک یک به اتاق استراحت می آیند برت،پیانیست گروه، قطعه « یک نفر رفته درو» و دیگر ترانه های مردم پسند آن روزگار را می نوازد.صحنه های آتش نشانی وعواقب آنها جذاب و دیدنی اند و فیلم برداری و تدوین شان خالی از هرگونه جنبه های ملودراماتیک است.

جنینگز جنبش مشاهده همگانی را بنیان نهاد که درباره شیوه زندگی بریتانیا اطلاعات گرد می آورد، درست همان گونه که مالینکوفسکی رفتار جزیره نشینان دریای جنوب را به ثبت رسانده بود.او نتایج این تجربه را به گونه شایسته در آتش ها برافروخته شدند ودر دیگر فیلم هایش به کار برد که از جمله آنها مشخصا می توان به فیلم معروف«به بریتانیا گوش بسپار» و «خاطراتی برای تیموتی» اشاره کرد.

جنینگز بدینسان به گونه شایسته کلیشه های طبقاتی آن دوران را تعریفی دوباره می بخشد ونشان می دهد که جنگ چگونه می تواند مردمان جدامانده از هم را یگانگی بخشد وبه اندیشه مان وامی دارد که اگر این ستیزه به گونه دیگر به سرانجام می رسید چه چیزها از دست می رفت.

*شاعر انگلیسی،1757-1827