از زبان مستندسازان
محسن قادری
ما به فیلم چون گلوله ای می اندیشیم که آتش به جان می زند.باید آن را چون سنگی به کار بریم که سکوت را می شکند،یا همچون گلوله ای که نبردی را می آغازد.شعر به خودی خود هدف نیست بلکه برای ما ابزار دگرگونی جهان است.
ریموندو گلیزر،سینماگر انقلابی آرژانتین ومبارز آزادی خواه سال های دهه 60 و70**
Raymundo Gleyzer
این سخنان همچنین به ارنستو آردیتو،یکی از دوکارگردان مستند«ریموندو»(2002)
که درباره ریموندو گلیزر ساخته شده نیزمنسوب است.
فیلم سازانی که برای رسیدن به سینمای انقلابی در امریکای جنوبی تلاش می کنند نباید خود را به افترا زدن یا دعوت به تامل محدود سازند.آنها باید بکوشند به کنش فراخوانند.باید گنجایش اشک وخشم وشوق وایمان مردم را فراخواند.
ریموندو گلیزر
درفیلم های داستانی کارگردان خداست،درفیلم های مستند خدا کارگردان است.
آلفرد هیچکاک
واقعیت دگرگونی می پذیرد؛برای بازنمایی آن باید شیوه های بازنمایی دگرگون شوند.
برتولد برشت
پی بردیم که مساله مهم خود فیلم نیست بلکه چیزی است که دامن می زند.
فرناندو سولاناس («سینما همچون اسلحه»)
گذشته ازهر چیز،مستند باید بازتاب مسائل و واقعیت های کنونی باشد.مستند نمی تواند افسوس خوار گذشته باشد.پیش بینی کردن آینده نیزخطرناک است.مستند می تواند با به کارگیری میراث موجود توجه را به گذشته معطوف دارد و می دارد،اما این کار را تنها برای دلالت به برهانی نو انجام می دهد.مستند به هیچ رو بازسازی تاریخی نیست وکوشش ها برای رسیدن به چنین چیزی محکوم به شکست است.مستند بیش تر واقعیت و رویداد این روزگاراست که درپیوند با تداعی های بشری به بیان درآمده است.
پل روتا (1935)،فیلم ساز ومنتقد ومورخ بریتانیایی سینما
Paul Rotha
براین باوریم که گنجایش سینما درحرکت به هرسو برای مشاهده وبهره گیری ازخود زندگی می تواند درقالب هنری نو وزنده ای به کار گرفته شود.
جان گریرسون،نخستین اصول مستندمحسن قادری
ما به فیلم چون گلوله ای می اندیشیم که آتش به جان می زند.باید آن را چون سنگی به کار بریم که سکوت را می شکند،یا همچون گلوله ای که نبردی را می آغازد.شعر به خودی خود هدف نیست بلکه برای ما ابزار دگرگونی جهان است.
ریموندو گلیزر،سینماگر انقلابی آرژانتین ومبارز آزادی خواه سال های دهه 60 و70**
Raymundo Gleyzer
این سخنان همچنین به ارنستو آردیتو،یکی از دوکارگردان مستند«ریموندو»(2002)
که درباره ریموندو گلیزر ساخته شده نیزمنسوب است.
فیلم سازانی که برای رسیدن به سینمای انقلابی در امریکای جنوبی تلاش می کنند نباید خود را به افترا زدن یا دعوت به تامل محدود سازند.آنها باید بکوشند به کنش فراخوانند.باید گنجایش اشک وخشم وشوق وایمان مردم را فراخواند.
ریموندو گلیزر
درفیلم های داستانی کارگردان خداست،درفیلم های مستند خدا کارگردان است.
آلفرد هیچکاک
واقعیت دگرگونی می پذیرد؛برای بازنمایی آن باید شیوه های بازنمایی دگرگون شوند.
برتولد برشت
پی بردیم که مساله مهم خود فیلم نیست بلکه چیزی است که دامن می زند.
فرناندو سولاناس («سینما همچون اسلحه»)
گذشته ازهر چیز،مستند باید بازتاب مسائل و واقعیت های کنونی باشد.مستند نمی تواند افسوس خوار گذشته باشد.پیش بینی کردن آینده نیزخطرناک است.مستند می تواند با به کارگیری میراث موجود توجه را به گذشته معطوف دارد و می دارد،اما این کار را تنها برای دلالت به برهانی نو انجام می دهد.مستند به هیچ رو بازسازی تاریخی نیست وکوشش ها برای رسیدن به چنین چیزی محکوم به شکست است.مستند بیش تر واقعیت و رویداد این روزگاراست که درپیوند با تداعی های بشری به بیان درآمده است.
پل روتا (1935)،فیلم ساز ومنتقد ومورخ بریتانیایی سینما
Paul Rotha
براین باوریم که گنجایش سینما درحرکت به هرسو برای مشاهده وبهره گیری ازخود زندگی می تواند درقالب هنری نو وزنده ای به کار گرفته شود.
براین باوریم که موضوعات وماجراهای برگرفته ازواقعیت خام می توانند از موارد بازی شده بسیارزیباتر(ودرمفهومی فلسفی،واقعی تر) باشند.
جان گریرسون
گمان می کنم این امری ناگزیر است که مردم مستند را گونه ای فیلم خواهند یافت که جذاب تر ومهم تر از داستانی است. به گمانم همان چیزی که درادبیات رخ داد و سلیقه داستانی به ناداستانی گروید،درفیلم نیزچنین خواهد شد.شما به نوعی در سفری مساعد بخت هستید، سفری که به تجربه زندگی خیلی بیش ترنزدیک است.هنگامی که کسی را در فیلم مستندی بر پرده می بینید واقعا با فردی پیوند دارید که تجربیات زندگی واقعی را از سر می گذراند.بنابراین،در مدت زمانی که فیلم را تماشا می کنید درواقع در جایگاه فرد دیگری هستید. مزیت شگفتی است داشتن چنین تجربه ای!
آلبرت مایزلس،مستندساز امریکایی
Albert Maysles
در مستند ما با عینیت وبه تعبیری با واقعیت سر و کار داریم.اما واقعیت راستین،اگرچنین تعبیری را بتوان به کار برد، چیزی ژرف تر از این است.تنها واقعیتی که درنهایت مطرح است تفسیرژرف است.
جان گریرسون،گفتار بی نام درباره مستند
من چشم ام.چشم مکانیک.من،ماشین،شما را به تماشای جهانی می برم که تنها دوربین تواند دید.
زیگا ورتوف،سینما چشم
Dziga Vertov
سویه ام سویه ادراک تازه جهان است.من جهانی برشما می گشایم که نمی شناسید.
زیگا ورتوف،سینما چشم
من نمی دانم حقیقت چیست.حقیقت چیزی است دست نیافتنی.نمی توانیم گمان کنیم که داریم با دوربین حقیقت می آفرینیم.اما کاری که می توانیم انجام دهیم نمودارساختن چیزی به بینندگان است تا آنها بتوانند حقیقت ویژه خویش را بیابند.
میشل برو،فیلم ساز وفیلم بردار کانادایی،فیلم بردار خاطرات یک تابستان
Michel Brault
هربرشی یک دروغ است.هرگز این چنین نیست.هرگز دو نما به این گونه درچرخه زمان درکنار هم نمی نشینند.اما شما دروغی می گویید تا حقیقتی را بازگویید.
وولف کوئنیگ،مستند سازهلندی
Wlof Coenig
دغدغه من احساس حضوربوده و است،نه شناخت یا تحلیل این یا آن مساله یا انجام یک کارشرافتمندانه اجتماعی یا چیزی از این دست بلکه کاری که همچون حضور داشتن باشد.
ریچارد لیکاک،مستندسازامریکایی
Richard Leacock
ما درواقع تنها هنگامی درشناخت چیزی موفق ایم که ازکسی فیلم بگیریم واوبیش تر به فکر کاری باشد که انجام می دهد نه این موضوع که ما مشغول فیلم برداری از اوهستیم.
ریچارد لیکاک
بی شک دستکاری آگاهانه وجود دارد!هرآنچه به فیلم پیوند دارد دستکاری است...اگر ازآن خوش تان بیاید،تفسیر است. اگر خوش تان نیاید،دروغ است-اما هرآنچه به این فیلم ها (Movies) پیوند دارد تحریف است.
فردریک وایزمن،مستندساز امریکایی
Frederick Wiseman
من سینما را چون منبر می دانم وآن را چون مبلغ به کار می گیرم.
جان گریرسون
جان گریرسون
گمان می کنم این امری ناگزیر است که مردم مستند را گونه ای فیلم خواهند یافت که جذاب تر ومهم تر از داستانی است. به گمانم همان چیزی که درادبیات رخ داد و سلیقه داستانی به ناداستانی گروید،درفیلم نیزچنین خواهد شد.شما به نوعی در سفری مساعد بخت هستید، سفری که به تجربه زندگی خیلی بیش ترنزدیک است.هنگامی که کسی را در فیلم مستندی بر پرده می بینید واقعا با فردی پیوند دارید که تجربیات زندگی واقعی را از سر می گذراند.بنابراین،در مدت زمانی که فیلم را تماشا می کنید درواقع در جایگاه فرد دیگری هستید. مزیت شگفتی است داشتن چنین تجربه ای!
آلبرت مایزلس،مستندساز امریکایی
Albert Maysles
در مستند ما با عینیت وبه تعبیری با واقعیت سر و کار داریم.اما واقعیت راستین،اگرچنین تعبیری را بتوان به کار برد، چیزی ژرف تر از این است.تنها واقعیتی که درنهایت مطرح است تفسیرژرف است.
جان گریرسون،گفتار بی نام درباره مستند
من چشم ام.چشم مکانیک.من،ماشین،شما را به تماشای جهانی می برم که تنها دوربین تواند دید.
زیگا ورتوف،سینما چشم
Dziga Vertov
سویه ام سویه ادراک تازه جهان است.من جهانی برشما می گشایم که نمی شناسید.
زیگا ورتوف،سینما چشم
من نمی دانم حقیقت چیست.حقیقت چیزی است دست نیافتنی.نمی توانیم گمان کنیم که داریم با دوربین حقیقت می آفرینیم.اما کاری که می توانیم انجام دهیم نمودارساختن چیزی به بینندگان است تا آنها بتوانند حقیقت ویژه خویش را بیابند.
میشل برو،فیلم ساز وفیلم بردار کانادایی،فیلم بردار خاطرات یک تابستان
Michel Brault
هربرشی یک دروغ است.هرگز این چنین نیست.هرگز دو نما به این گونه درچرخه زمان درکنار هم نمی نشینند.اما شما دروغی می گویید تا حقیقتی را بازگویید.
وولف کوئنیگ،مستند سازهلندی
Wlof Coenig
دغدغه من احساس حضوربوده و است،نه شناخت یا تحلیل این یا آن مساله یا انجام یک کارشرافتمندانه اجتماعی یا چیزی از این دست بلکه کاری که همچون حضور داشتن باشد.
ریچارد لیکاک،مستندسازامریکایی
Richard Leacock
ما درواقع تنها هنگامی درشناخت چیزی موفق ایم که ازکسی فیلم بگیریم واوبیش تر به فکر کاری باشد که انجام می دهد نه این موضوع که ما مشغول فیلم برداری از اوهستیم.
ریچارد لیکاک
بی شک دستکاری آگاهانه وجود دارد!هرآنچه به فیلم پیوند دارد دستکاری است...اگر ازآن خوش تان بیاید،تفسیر است. اگر خوش تان نیاید،دروغ است-اما هرآنچه به این فیلم ها (Movies) پیوند دارد تحریف است.
فردریک وایزمن،مستندساز امریکایی
Frederick Wiseman
من سینما را چون منبر می دانم وآن را چون مبلغ به کار می گیرم.
جان گریرسون
واژه مستند برای من دشواری زاست.همه گمان می کنند می دانند منظورشان ازآن چیست اما من نه.مستند اصطلاحی است که واقعیت های تجربه فیلم را پنهان ومبهم می دارد وبه نظرمی رسد نفی می کند که فیلم داستانی می تواند حقایق عقلانی سودمندی بگوید.وقتی که مستند درس می دهم،اصطلاحی جایگزین به کارمی برم:«فیلم های آموزشی»،چون گمان می کنم بهترین راه توضیح این دسته از فیلم ها برپایه نگرش آنهاست.همه فیلم های ناداستانی ادعای آموزش و اعتلا بخشیدن دارند.(این که چنین می کنند یا نه بحث دیگری است).
ژیل گادمیلو
Jill Godmilow
همه هنرها نوعی کاوش است...کشف کردن و آشکار ساختن راهی است که هر هنرمندی کارش را ازآن آغازمی نهد.
رابرت فلاهرتی
گاه ناگزیرید برای گفتن حقیقت دروغ بگویید.
رابرت فلاهرتی
فیلم هایم به سوی گونه ای مینی مالیسم پیش می روند حتی اگرچه این قصد درمیان نباشد.عناصری که می توانند حذف شوند حذف می شوند.این را کسی به من یادآور شد که به نقاشی های رامبراند و کاربرد نور در کارهای او ارجاع داده بود،به این معنا که درحالی که برخی عناصر روشن و برجسته اند عناصر دیگر مات وکدرند یا حتی به تیرگی کشانده می شوند.واین همان کاری است که ما می کنیم- ما عناصری را برجسته می سازیم که می خواهیم برآنها تاکید بگذاریم.من درپی نفی یا اثبات این نیستم که چنین کاری کرده ام اما به شیوه [روبر] برسون به آفرینش از راه زدودن ونه از راه افزودن اعتقاد دارم.
عباس کیارستمی
ماشینم بهترین دوست من است
برای کارگردان مستند نمود و پدیداری چیزها وافراد تنها جنبه ظاهری دارد.این معنای نهفته آن چیز و اهمیت پنهان آن فرد است که ذهن وی را مشغول می دارد...تفاوت رویکرد مستند به سینما با رویکرد فیلم داستانی به سینما نه در بی توجهی به صناعت که درهدفی است که این صناعت رو به آن دارد.مستند به خودی خود کاری است چون درودگری یا کوزه گری. کوزه گر کوزه می سازد ومستند ساز مستند.
پل روتا
به ما تصاویر درخور دهید.ما ازتصاویردرخور بی بهره ایم.تمدن ما از تصاویردرخور بی بهره است.ومن گمان می کنم اگر تمدنی زبان شایسته ای برای تصاویرشایسته پدید نیاورد همچون دایناسورها رو به نیستی و زوال خواهد نهاد.
ورنر هرزوگ
چشمان ما بسیار اندک و بد می بینند.بنابراین مردم به میکروسکوپ هایی می اندیشیدند که به آنها امکان دهد پدیده های نادیده را ببینند.آنها تلسکوپ را اختراع کردند...واکنون دوربین فیلم برداری را به کمال رسانده اند تا با دیدی ژرف به جهان نادیده ره برند،تا پدیده های دیداری را به گونه ای کاوش و ثبت کنند که آنچه هم اکنون دارد رخ می دهد ودرآینده به شمارخواهد آمد،به فراموشی نیفتد.
آموزش های زودگذر به گروه های سینما چشم،زیگا ورتوف،1926
فیلم من برآن است که دربحث ضروری وگریزناپذیری که درکشورمن،درامریکای لاتین ودرسراسرجهان درباره غیرانسانی بودن جهانی شدن درپیش است سهم یابد.این فیلم درعین حال برآن است نشان دهد که جهان دیگری امکان پذیر است.
فرناندو سولاناس
پانویس
*«فیلم مستند»،پل روتا،انتشارات Faber and Faber،لندن،1935،نخستین پژوهش برجسته درباره فیلم مستند.
**از1964 ریموندو گلیزر فیلم ساز عضو پی آر تی(حزب انقلابی کارگران) گزارش هایی فراهم می آورد و فیلم های می سازد که «انسان شناسانه» خوانده می شوند.وی در1971 گروه« سینمای پایه ای» را بنیاد می نهد وفیلم های تحلیلی وهمچنین فیلمی داستانی با نام« خائنان» درباره فساد مسئولان سندیکاهای پرونیست آرژانتین می سازد.وی در 1976 از سوی کودتاگرانی که در راس قدرت بودند ربوده وشکنجه شد وبه قتل رسید.درباره او درفیلم «ریموندو»(2002)ساخته ارنستو آردیتو و ویرنا مولینا چنین گفته می شود:«وی یکی از معماران بزرگ سینمای مبارزاست که پس ازمرگ اش به فراموشی درافتاده است.لازم است نسل جدید باردیگرگلیزر،منبع الهام امروز را بیش ازپیش بازشناسد تا آنچه که سازمان سیا ودیکتاتورهای امریکای لاتین نتوانستند ازمیان ببرند یعنی خاطره،اندیشه ها وشهامت حقیقت گویی زنده نگاه داشته شود».
ژیل گادمیلو
Jill Godmilow
همه هنرها نوعی کاوش است...کشف کردن و آشکار ساختن راهی است که هر هنرمندی کارش را ازآن آغازمی نهد.
رابرت فلاهرتی
گاه ناگزیرید برای گفتن حقیقت دروغ بگویید.
رابرت فلاهرتی
فیلم هایم به سوی گونه ای مینی مالیسم پیش می روند حتی اگرچه این قصد درمیان نباشد.عناصری که می توانند حذف شوند حذف می شوند.این را کسی به من یادآور شد که به نقاشی های رامبراند و کاربرد نور در کارهای او ارجاع داده بود،به این معنا که درحالی که برخی عناصر روشن و برجسته اند عناصر دیگر مات وکدرند یا حتی به تیرگی کشانده می شوند.واین همان کاری است که ما می کنیم- ما عناصری را برجسته می سازیم که می خواهیم برآنها تاکید بگذاریم.من درپی نفی یا اثبات این نیستم که چنین کاری کرده ام اما به شیوه [روبر] برسون به آفرینش از راه زدودن ونه از راه افزودن اعتقاد دارم.
عباس کیارستمی
ماشینم بهترین دوست من است
برای کارگردان مستند نمود و پدیداری چیزها وافراد تنها جنبه ظاهری دارد.این معنای نهفته آن چیز و اهمیت پنهان آن فرد است که ذهن وی را مشغول می دارد...تفاوت رویکرد مستند به سینما با رویکرد فیلم داستانی به سینما نه در بی توجهی به صناعت که درهدفی است که این صناعت رو به آن دارد.مستند به خودی خود کاری است چون درودگری یا کوزه گری. کوزه گر کوزه می سازد ومستند ساز مستند.
پل روتا
به ما تصاویر درخور دهید.ما ازتصاویردرخور بی بهره ایم.تمدن ما از تصاویردرخور بی بهره است.ومن گمان می کنم اگر تمدنی زبان شایسته ای برای تصاویرشایسته پدید نیاورد همچون دایناسورها رو به نیستی و زوال خواهد نهاد.
ورنر هرزوگ
چشمان ما بسیار اندک و بد می بینند.بنابراین مردم به میکروسکوپ هایی می اندیشیدند که به آنها امکان دهد پدیده های نادیده را ببینند.آنها تلسکوپ را اختراع کردند...واکنون دوربین فیلم برداری را به کمال رسانده اند تا با دیدی ژرف به جهان نادیده ره برند،تا پدیده های دیداری را به گونه ای کاوش و ثبت کنند که آنچه هم اکنون دارد رخ می دهد ودرآینده به شمارخواهد آمد،به فراموشی نیفتد.
آموزش های زودگذر به گروه های سینما چشم،زیگا ورتوف،1926
فیلم من برآن است که دربحث ضروری وگریزناپذیری که درکشورمن،درامریکای لاتین ودرسراسرجهان درباره غیرانسانی بودن جهانی شدن درپیش است سهم یابد.این فیلم درعین حال برآن است نشان دهد که جهان دیگری امکان پذیر است.
فرناندو سولاناس
پانویس
*«فیلم مستند»،پل روتا،انتشارات Faber and Faber،لندن،1935،نخستین پژوهش برجسته درباره فیلم مستند.
**از1964 ریموندو گلیزر فیلم ساز عضو پی آر تی(حزب انقلابی کارگران) گزارش هایی فراهم می آورد و فیلم های می سازد که «انسان شناسانه» خوانده می شوند.وی در1971 گروه« سینمای پایه ای» را بنیاد می نهد وفیلم های تحلیلی وهمچنین فیلمی داستانی با نام« خائنان» درباره فساد مسئولان سندیکاهای پرونیست آرژانتین می سازد.وی در 1976 از سوی کودتاگرانی که در راس قدرت بودند ربوده وشکنجه شد وبه قتل رسید.درباره او درفیلم «ریموندو»(2002)ساخته ارنستو آردیتو و ویرنا مولینا چنین گفته می شود:«وی یکی از معماران بزرگ سینمای مبارزاست که پس ازمرگ اش به فراموشی درافتاده است.لازم است نسل جدید باردیگرگلیزر،منبع الهام امروز را بیش ازپیش بازشناسد تا آنچه که سازمان سیا ودیکتاتورهای امریکای لاتین نتوانستند ازمیان ببرند یعنی خاطره،اندیشه ها وشهامت حقیقت گویی زنده نگاه داشته شود».





2 دیدگاه:
سلام
از وبلاگ شما خوشم اومد و مایلم تبادل لینک داشته باشیم
از آنجایی که از نظر موضوعی وبلاگهایمان نزدیک است مطمئنم کمک خوبی میتونیم برای هم باشیم
آموزش سینما و تئاتر آنلاین
http://asta.blogfa.com
I think I come to the right place, because for a long time do not see such a good thing the!
jordan shoes
ارسال يک نظر