4/17/2009

راهنمای مستندسازان


راهنمای مستند سازان
محسن قادری

کم تر بتوان پذیرفت که سینما،دست کم دریک چشم انداز زیبایی شناختی و آفریینده، آموختنی باشد.کتاب ها ونوشته های بسیاری که با نام های آشنای «راهنما... کتابچه... چکیده...گزیده...روش ها...دروس»سینما یا فیلم سازی به بازار می آیند بیش ازهمه به نوجویان ودوست داران جوان سینما چشم دوخته اند که سودای آن دارند یک شبه فیلم ساز شوند،یا نه،با خواندن چنین کتاب هایی راهی به جهان پرگستره فیلم همچون ابزار بیان یا حرفه بگشایند.شک نیست که فن سینما نیزچون همه فنون دیگر آموختنی است وآنها که سینما را تنها درزیبایی شناسی ورازها وپیچیدگی های نهفته درفرم،ساختار،سبک وزبان آن جست وجو می کنند نیزمی توانند به انبوه کتاب ها،نوشته ها،ونگره های سینمایی ای خرسند باشند که چشم اندازهای نگره ای پهناور سینما را بر ایشان می گشاید.اما آفرینش فیلم،آفریدن زبان و اندیشه به کمک ابزار فیلم و توانمندیِ- روانی وپیکری-برای دست وپنجه نرم کردن با سامانه ونظام تولید-که بس دیگرگون با زیبایی شناسی سینماست -نه چیزی آموختی از راه کتاب ها که فراگرفتنی به کمک تجربه های ناکام وپیروز کارفیلم سازی است.

سینما زبانی زایاست که همانند ادبیات تجربه کردن آن درجایگاه آفریننده یا بیننده می تواند درس ها وآموزه های بسیار درخود نهفته باشد.می توان با خواندن داستان،داستان نویس بلندآوازه ای شد وبا نگریستن فیلم،فیلم سازی نام آشنا وازآن سو می توان هزاران کتاب داستان نویسی وآموزش فیلم سازی خواند و همیشه همان خواننده ونگرنده همیشگی به جا ماند.کار درست،خواندن ودیدن همزمان واندیشیدن وبرگرفتن آموزها از تجربه های دیگران درآنجاست که همانندی وهمخوانی بسیارمیان تجربه دیگران وتجربه ما نهفته است.آزمودن آزموده های دیگران،خود را درجای دیگران نهادن،کوشش بی هوده برای رونویسی از روی دست دیگران،دنباله روی ازجنبش ها وسبک های گذشته بدون درک بستر تاریخی ای که آثار هنری یک دوران درآن شکل گرفته وبه سامان رسیده اند،تلاشی بی سرانجام خواهد بود که بازده ای جز دلزدگی ودست کشیدن از آفرینش هنری یا به دست دادن کاری خَرد ونارسا درپی نخواهد داشت.نارسایی کتاب های آموزشی سینما دراینجا نهفته است که بسیاری ازاین نگاشته ها مباحث خود را دربستر فرهنگی،جغرافیایی،حرفه ای وتجاری متفاوتی گسترش می دهند که هنگام ترجمه درزبان های دیگر نه تنها از ارزش های آنها به گونه بسیار گسترده کاسته می شود که به کار زدن آن تجربه ها وآموزه ها در بستر وچارچوب فرهنگی دیگرسبب سردرگمی ها وکژاندیشی های فراوان خواهد شد.انبوه کتاب های آموزش سینما که الگوهای آموزشی خود را بیش ترازچارچوب سینمای امریکا-سینمای حرفه ای هولیوود- برمی گیرند هنگام ترجمه درپهنه های جغرافیایی دیگرچه بازده آشنایی خواهند داشت اگر خواننده نتواند برابرنهادی برای آنها درسینمای کشور خود بیابد.درسینمای مستند،که بیش تر آفرینش های آن بستگی و پیوند بسیاری به کار فیلم سازان مستقل دارد،چگونه می توان نمونه های روشنی از روش ها،سامانه ها،والگوهای برجسته فیلم سازی را سراغ گرفت که بتواند-برای نمونه-هم درامریکای شمالی وهم درخاورمیانه کاربرد یکسان داشته باشد.می توان بسیاری چیزها از خود فیلم ها آموخت وازآن سو هیچ چیز از دشواری ها وفراز وفرودهای پیش روی فیلم سازی-برای نمونه امریکایی-نیاموخت که درپی یافتن سرمایه برای مستند خود دریک شبکه تلویزیونی امریکایی است.چه همپیوندی، همخوانی وهمانندی میان شبکه های تلویزیونی «اچ بی او»(HBO)،نشنال جئوگرافیک یا دیسکاوری ویک شبکه تلویزیونی ایرانی ازچشم اندازی تولیدی یا سرمایه گذاری نهفته است؟بی هیچ تردیدی،کوچک ترین همانندی میان این دو نیست.شاید زمان آن رسیده باشد که ما خود ازآزموده ها وتجربه های خویش بگوییم ونظام فیلم سازی خود-ودراینجا فیلم سازی مستند-را به واکاوی وپژوهش بگذاریم وازنمونه های بومی خود یاد کنیم.




دراینجا کتابی با نام «راهنمای مستند سازان» معرفی می شود که شاید یادآوری موضوع های نهفته درآن بتواند نمونه ای ازمواردی به دست دهد که به گونه کلی دربالا به آنها اشاره شد.مطالبی که درپی می آید ازسوی پخش کننده کتاب فراهم آمده و برجسته سازی برخی واژه ها،ازاوست.










«راهنمای مستند سازان»دربردارنده بیش از110 گفت و گو با شناخته ترین چهره های حرفه ای صنعت مستند سازی است.ما با آنها پرسش هایی را درمیان گذاشته ایم که شما به پاسخ آنها نیاز دارید.دراین کتاب همه جنبه های فیلم سازی مستند به بررسی گذاشته شده اند که ازجمله آنهاست: موضوع یابی،بررسی گونه های ناهمگون فیلم مستند(فیلم هایی با موضوع های سیاسی،طبیعت،فیلم های قطع ایماکس)،بودجه بندی،پیدا کردن سرمایه،یافتن پخش کننده(هایی چون «اچ بی او»،ام تی وی،نشنال جئوگرافیک، ودیسکاوری)،اخلاق،شیوه های گفت وگو،تصاویر بایگانی،سانسور،سازمان ها،گروه فنی،مستند های داستانی،تولید وپس از تولید،جشنواره های فیلم،وپخش (سنتی، همگانی،رسانه های نو)،زنده ماندن سینمای مستند و چشم اندازجهانی ای که مستندسازان سراسر جهان به بررسی می گیرند.



کتاب همچنین دربردارنده 24 مورد پژوهشی است که برخی ازبرجسته ترین وجنجالی ترین مستندها تا امروز را بررسی می کنند (فیلم هایی چون اتاق کنترل،زاده روسپی خانه ها،پیاده روی پنگوئن ها،سالن رقص پرشر وشور،قرار من با درو،داگ تاون وزد بویز،غول های سوارکار،چرا می جنگیم...). با خواندن این کتاب پی می برید که این جویندگان بی باک امروزی هرچیزی ازمرگ و دشوارهای زندگی درشمالگان گرفته تا فیلم برداری درکشورهای «محور شرارت»چون کره شمالی وعراق دردوره جنگ با ترور،شکنجه وزندانی شدن در اندونزی،آدم ربایی درکلمبیا واخراج از چین راتجربه می کنند.اما همه مستندها تیره وتار نیستند.دراین کتاب به مستندهایی برمی خورید که داستان های الهام بخش کودکانی را می گویند که مهارت هایشان را بالا می برند تا جهان خود را بهبود بخشند،نوجوانانی که درتگزاس دست راستی مسیحی ازآموزش جنسی هواداری می کنند،وپیدایش اسکیت سواری در دنیای امروز.دراین کتاب همچنین توصیه های چهره های برجسته ای چون نیک برومفیلد(کورت و کورتنی،آلین:تک چهره یک آدم کش سریالی)،مایکل آپتد(The Up Series)،باربارا کوپل(هارلن کانتی،یو اس ای)،سن کلر بورن (Black Journal,Paul Robeson:here I stand) و آر.جی کاتلر(اتاق جنگ،American High) را خواهید یافت.افزون براین،کتاب صدها نکته سودمند، آگاهی های فنی،آگاهی درباره فرم ها،اسناد وپایگاه های اینترنتی همراه با حاشیه نویسی ها برکناره متن اصلی را دربر دارد که سبب صرف جویی دروقت ومانع هزینه کردن پول وخستگی روحی شما خواهد شد.


عنوان انگلیسی

The Documentary Filmmakers Handbook
by Genevieve Jolliffe and Andrew Zinne

شابک وبها

ISBN 082647988X RRP £29.99


این کتاب درپایگاه آمازون

4/13/2009

آلفرد استیگلیتز


آلفرد استیگلیتز،عکاس نوگرای امریکایی،
1864-1946

آلفرد استیگلیتز

کشور: امریکا
زاد: یکم ژانویه 1864
مرگ: سیزدهم ژوئیه 1946
حرفه: عکاس

محسن قادری

آلفرد استیگلیتز عکاس امریکایی که دریک خانواده ثروتمند یهودی آلمانی زاده شده بود خیلی زود به عکاسی دلبستگی یافت.او در 1888 در مدرسه پلی تکنیک برلین در رشته مهندسی درس می خواند و نزد هرمان ویلهلم ووگل،مبدع فیلم اورتوکروماتیک دوره می بیند.

نخستین عکس هایش که نمودهای بسیارآشنا ومتعارف دارند،به تاریخ 1883 بازمی گردند.در این عکس ها می توان نفوذ جنبش تصویرگرایی را آشکاردید( استیگلیتز در 1888 جایزه پی.اچ. امرسون را دریافت می دارد که نام استاد بزرگ تصویرگرایی را بر خود دارد).او برخلاف همتایان اش برای رسیدن به حالت نقاشی وار درعکس هایش دست نمی برد و فرایند صمغ بیکرومات(آمیزش صمغ عربی وبیکرومات پتاسیوم)را که فرایندی کهنه وجاافتاده بود به کار نمی گیرد ونگاتیوهای اش را پیرایش نمی کند اما از شرایط آب و هوایی (مه، برف،...)برای رسیدن به حالت محوی درعکس های اش کمک می گیرد.

آلفرد استیگلیتز در 1809 برای همیشه به نیویورک بازمی گردد،عضو باشگاه عکاسی نیویورک می شود ودر زمینه عکاسی (بهبود فرایندهای نوردهی،ظهور،...) به تجربه می پردازد.از میان اصول کشف شده او به « عکاسی دستکاری نشده» برمی خوریم.اوشرکت «هلیوگرام انگریوینگ» را می گرداند،سردبیر مجله «عکاس تازه کار امریکا»( امریکن امیتر فتوگرافر) (1893-1896) وسپس سردبیر مجله «کامرا نوتز»(یادداشت های دوربین) (1897-1902) می شود.ازدرون مایه های مورد علاقه او معماری نیویورک است وازهمین جاست تاثیر او بر کارشاگردش پل استراند + که همراه با چارلز شیلر نقاش فیلم منهتا را با نگاهی عکاسی وار وبیش تر درچارچوب عکاسی مدرن درباره این بخش نیویورک می سازد.منهتا نخستین فیلم آوانگارد امریکایی همراه با فیلم های آوانگارد اروپایی سال های 1920 درپیدایش جنبش فیلم های شهر نگر«سمفونی های شهری» درهمین دهه نقش تعیین کننده می یابد.

آلفرد استیگلیتز وآلوین لانگدن کابرن در1902جریان جدایی خواهی یا گسست عکاسی را پی می گیرد وبه آوازه می رسد(ازدیگرهوادران شناخته شده این جریان عکاسانی چون فرانک اوژن، گرترود کیزبیر و کلارنس اچ.وایت هستند).او سال بعد مجله «کامرا ورک» را آغاز می نهد که از 1902 تا 1917 پنجاه شماره آن انتشار می یابد.سپس با دوستان اش نمایشگاهی درباشگاه هنرهای ملی درنیویورک برگزار می کند.

استیگلیتز از 1905 تا 1917 گالری 291 را می گرداند که نام آن برگرفته ازشماره پستی این گالری در خیابان پنجم نیویورک بود.این گالری نخستین گالری از سه گالری دیگری بود که وی مدیریت اشان می کرد.او سپس خود را وقف «اینتیمیت گالری» (1925-1929) وسپس گالری «امریکن پلیس» (1929-1946) می کند.استیگلیتز به هنرمندان اروپایی بی شماری کمک می کند تا آثارشان را درامریکا به نمایش گذارند: ژرژ براک،کنستانتین برانکوزی، پل سزان،هانری ماتیس،پابلو پیکاسو،اوگوست رودن،...

آلفرد استیگلیتز در 1917 دوربینش اش رارو به آسمان می گیرد و ابرها را عکاسی می کند ومجموعه ای از خیالات کوچک شاعرانه می آفریند که با نام « معادل ها» شناخته می شوند.هفت سال بعد با جورجیا اوکیفی نقاش ازدواج می کند.او درتمام سال های فعالیت اش،همچون عکاسی مستعد وگرد آورنده بزرگ آثار آوانگارد هنری آغاز سده بیستم شناخته می شود.او با استعدادی که داشت توانست میان هنرمندان تصویرگرا و هوارداران عکاسی محض،وعکاسان و هنرمندان تجسمی آشتی ایجاد کند.وی به خاطر فعالیت های اش 150 بارجایزه گرفت...آلفرد استیگلیتز در سیزده ژوییه 1946 در لیک جورج درگذشت.

4/10/2009

میشل برو


میشل برو،مدیر فیلم برداری وکارگردان کانادایی
میشل برو
محسن قادری

نام میشل برو درنزدیک به دویست فیلم همچون فیلم بردار،مدیر فیلم برداری،کارگردان وتهیه کننده وهمانند آنها نمایان شده است.اودرجایگاه کارگردان یا مدیرفیلم برداری درچهار فیلم ازده فیلم برتر سینمای کانادا همکاری داشته است.او درسال 1956 به اداره ملی فیلم کانادا می پیوندد ونزدیک به چهل فیلم کوتاه ونیمه بلند می سازد.افزون بر کلود ژوترا دیگر کارگردانان برجسته ای که با آنها همکاری می کند ژاک ژیرالدو، فرنان دانسه رو،لویی ژرژ کاریر،کلود فورنیه و ژیل گرو هستند.وی با ژیل گرو درسال 1958 فیلم «راکت پوشان» را می سازند که تاثیر برجسته ای بر گروه فرانسوی زبان اداره ملی فیلم سازی کانادا می گذارد واین گروه به گونه مصمم گام درجنبش سینما مستقیم می گذارد که میشل برو و دیگرهمکاران اش پایه گذاران آن به شمار می آیند.

میشل برو پس ازاقامت در فرانسه وهمکاری با ژان روش(خاطرات یک تابستان،1961)وماریو روسپولی(گمنامان خاک ،1962،نگاه به دیوانگی،1961)،فیلم های«برای بازمانده جهان» و«لاکادی لاکادی» را با همکاری پیر پرو می سازد.او درسال 1996 باردیگر به مستند رو می آورد وفیلمی یک ساعتی درباره اوزه لدوک نقاش می سازد.

کارهای میشل برو درجایگاه فیلم بردار ومدیر عکاسی جای تامل دارد:

عموی من آنتوان (1971) وکاموراسکا (1973) ازساخته های کلود ژوترا.

مردن ازته دل (1978) ساخته آن کلر پوآریه.

زمانی برای شکار(1972) و راحت شدیم! (1979) ساخته فرانسیس منکیه ویچ.

لویزیانا (1984) ساخته فیلیپ دوبروکا.

آستانه (1983)، نه،ممنون(1986) و مرده خاموش(1988) ساخته دیک پیرس.

خاک پهناور کوچک(1986) ساخته وویتک یانسی.

میشل برو نخستین فیلم داستانی بلند خود را در1967 ساخت:«میان دریا وآب شیرین».سپس فیلم «فرمان ها»(1974) را ساخت؛فیلمی بنیادی که برایش جایزه کارگردانی جشنواره کن وچهار جایزه دیگر را به همراه آورد.او پس ازاین فیلم، «ماه عسل های کاغذی»(1989)و «مونترئال ازنگاهِ»(1991)که با دیگری کارگردانی کرده،«شبات شلوم»(1992)، «دوست من مکس»(1993)و«هنگامی که راهی می شوم...شما همچنان زنده اید»(1999)
را ساخت.

میشل برو برای مجموع کارهای اش جایزه ویکتورمورن (انجمن سن ژان بابتیست مونترئال)را در 1980،وجایزه کبک -آلبرتا را در1986،جایزه آلبر تسیه(جایزه کبک)را در 1986وجایزه نماینده پادشاه را در1996 دریافت داشت.

فیلم شناسی میشل برو درجایگاه کارگردان

2003. لا مانیک(مستند نیمه بلند).

1999.هنگامی که راهی می شوم...شما همچنان زنده اید( داستانی بلند).

1996.اوزه لدوک...همچون زمان ومکان(مستند نیمه بلند).

1994.دوست من مکس(داستانی بلند).

1992.شبات شالوم(داستانی بلند).

1991.مونترئال ازنگاهِ(تندنگاری،داستانی،همکارگردانی).

1990.دیوژن(داستانی کوتاه).

1989.ماه عسل های کاغذی(داستانی بلند،جایزه کبک-آلبرتا،جایزه ژمینو برای بهترین کارگردانی،1990).

1988.سلطه(داستانی نیمه بلند،جایزه خوشه طلای بهترین کارگردانی-جشنواره فیلم و ویدیوی کوتاه یورکتون،1988).

1985.آزادی جابه جایی(مستند کوتاه فیلم برداری شده به شیوه اومنیماکس برای نمایشگاه 86 ونکوور).

1974-80.صدای فرانسویان امریکا،(پیدار 27 بخشی مستند(با همکاری با آندره گلادو).

1974.فرمان ها(داستانی بلند.ایزه بهترین کارگردانی.بهترین فیلم کانادا،1975.جایزه کارگردانی جشنواره کن.جایزه دفترکاتولیک جهانی سینما.جشنواره کن 1975.)

1971.لاکادی،لاکادی(مستند بلند.با همکاری پیر پرو).

1970.مرثیه شیاک(مستند کوتاه).

1968.کودکان نیستی.(مستند نیمه بلند).

1967.میان دریا و آب شیرین(داستانی بلند).

برای بازمانده جهان (مستند بلند.با همکاری پیر پرو).

1963.کودکان سکوت(مستند کوتاه).

1961.مبارزه(مستند کوتاه.با همکاری کلود فورنیه و کلود ژوترا).

1958.راکت پوشان(با همکاری ژیل گرو).


برگرفته ازنانوک فیلمز


پیوندهای بیرونی

میشل برو(ویکیپدیای فرانسوی)
میشل برو(ویکیپدیای انگلیسی)
فیلم های کلاسیک میشل برو درپایگاه اداره ملی فیلم کانادا

همچنین بنگرید

خیال بس واقعی تر ازواقعیت است
سینما وریته


نگارش نام میشل برو به انگلیسی
Michel Brault


4/09/2009

برت هانسترا


برت هانسترا،1916-1997،مستندساز هلندی

برت هانسترا
محسن قادری


برت هانسترا،(سی یکم ماه مه 1916-بیست وسوم اکتبر1997)،کارگردان سینمای مستند وداستانی هلند وبرنده جایزه اسکاربود.

هانسترا در شهر هولتن زاده ودر1974 فیلم سازحرفه ای شد.اوهمچون عکاس در سال 1934 به آمستردام آمد ودر 1947 فیلم سازشد.هانسترا با مستند کوتاه «آینه هلند» (1)جایزه بزرگ فیلم کوتاه جشنواره کن سال 1951 را به دست آورد وبه آوازه جهانی رسید.وی درسال های دهه پنجاه میلادی شش فیلم برای شرکت شل ساخت که«جهان رقیب» (1955)یکی ازآنها بود.این فیلم به بیماری های مرگبارگسترش یافته ازحشرات وچگونگی مبارزه با آنها می پردازد.او درسال 1958 با مستند «شیشه» (2)که فیلمی بداهه پردازاست ودریک کارخانه شیشه سازی ساخته شده،جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه مستند را دریافت داشت.هانسترا چند فیلم داستانی نیز ساخته است.یکی از این فیلم ها،«جاروجنجال»، کمدی ای است که دریک روستای کوچک هلندی می گذرد وتا امروزدومین فیلم محبوب هلندی به شمار می رود.

هانسترا درچند مستند کوتاه وبلند چون «یکی چون همگان»(3) و«آوای آب»(4)،هلند ومردمان اش را ژرف نگری می کند.ساخت این فیلم ها او را به مردمی ترین فیلم ساز تاریخ سینمای هلند بدل ساخت.مستند«یکی چون همگان» را بیست درصد مردم هلند درسینما تماشا کردند.هانسترا در دهه های هفتاد وهشتاد میلادی به موضوع دیگری رو آورد:جانوران. اودرمستند بلند«بوزینه و اَبَربوزینه»(5)(1973) که با همکاری فرانس دووال و جین گودال ودیگران ساخت،رفتار جانوران وانسان ها را با هم مقایسه می کند.

هانسترا درسراسر دوران فیلم سازی خود نزدیک به صد جایزه دریافت داشت.اوهمچنین فیلم نامه نویس،تدوین گر،مدیر فیلم برداری(بیش تر فیلم های خود)و بازیگر(فیلم Amsterdamned ساخته دیک ماس)بود.برت هانسترا درشهر هیلورسوم درگذشت.

پانویس(فارسی،انگلیسی،هلندی)

1. آینه هلند(1950)/Spiegl van Holland/Mirror of Holland
2. شیشه(1958)/Glas/Glass
3. یکی چون همگان/Alleman/The Human Dutch
4. آوای آب/Stem van het water/The Voice of water
5. بوزینه واَبَر بوزینه/Bij de beesten af/Ape and Super-Ape

پیوند های بیرونی

پایگاه برت هانسترا(هلندی/انگلیسی)
فیلم ریفرنس(انگلیسی)
برت هانسترا(هلندی)
برت هانسترا،IMBD
برت هانسترا بر روی یوتیوب

درباره برت هانسترا وفیلم «شیشه» بنگرید

سینمای مستند ایران وجهان،حمید دهقان پور،
سازمان مطالعه وتدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها(سمت)،
چاپ نخست،تابستان 1382،صص 178-182.

این نوشته برگرفته از ویکیپدیای انگلیسی وفرانسوی است.

4/02/2009

رابینسون های مانتسینساری


رابینسون های مانتسینساری،ویکتور آسلیوک،فنلاند،2008

رابینسون های مانتسینساری
ویکتور آسلیوک
محسن قادری

درشمال فنلاند،درمرز روسیه،جزیره کوچکی جای گرفته،
مانتسینساری،نهفته درمیان دریاچه ای که استالین درگذشته به خاک روسیه الحاق اش کرده وبه جبر وگاه به اختیار مسکون اش ساخته بود.جزیره که روزگاری 1500 تن درآن می زیست اکنون رها ومتروک مانده است.تنها دوتن،دو مرد،هنوزدراین جزیره زندگی می کنند:یک فنلاندی ومردی از روسیه سفید.آنها با هم حرف نمی زنند.یکی ماهی می گیرد وزندگی اش بر روی آب می گذرد ودیگری شکار می کند و برخشکی روزگار می گذراند.تنها عامل پیوند این دو،شاپی است:سگ مرد فنلاندی که ازشکستن سکوت لذتی بازیگوشانه می برد.تصویرمرثیه وار دو بازمانده جهانی رو به زوال.

شناسه فیلم

Robinsons of Mantsinsaari

Written and Directed by Victor Asliuk
Production: Ma.Ja.De Filmproduktions Gmbh
57 min, 2008,Video

برنده جایزه جهانی «اسکم» SCAM ازجشنواره سینما حقیقت،پاریس.(5 تا 17 مارس 2009).
برشی کوتاه ازفیلم

video
 
Clicky Web Analytics