خشم پازولینی
نوشتار روزنامه لوموند،درباره فیلم «لارابیا» (خشم) ساخته پیر پائولو پازولینی
فیلیپ رایده
محسن قادری
نوشتار روزنامه لوموند،درباره فیلم «لارابیا» (خشم) ساخته پیر پائولو پازولینی
فیلیپ رایده
محسن قادری
آن شب درسالن کوچک «سینما دئی پیکولی» درقلب پارک «ویلا بورگزه»در شهررم دو نفربیش ترنبودیم.آمده بودیم تنها نمایش همگانی فیلم لارابیا*(خشم)را ببینیم:فیلمی بازنگریسته،بازساخته و بازآوری شده به کارگردانی پیرپائولو پازولینی (1922- 1975).زوجی درلحظه پخش عنوان بندی فیلم وارد سینما شدند وبدین سان عایدی آن روزسالن دوبرابر افزایش یافت:بیست یورو.این فیلم که درسپتامبردرجشنواره ونیز به نمایش درآمده بود،ودرفرانسه می بایست درتاریخی که هنوز نامشخص مانده درقالب DVD به بازاربیایید،می تواند دوباره به فراموشی درافتد.
فیلم ازاین پس«La rabbia di Pasolini» (خشم پازولینی) خوانده می شود؛ عنوان فیلم ونام این نویسنده بیمه کننده اثری است که درسال 1963 ساخته شده و پازولینی خود آن را کنارگذاشته،نادیده گرفته وحتی نفی کرده بود؛کوششی برای بازیافتن جایگاه این فیلم درفیلم شناسی این شاعر،داستان نویس وسینماگر ایتالیایی.
این فیلم شعری است که ازروی بایگانی اخبارسینمایی درباره مرگ آلچیده دگاسپری (1954)پدرحزب دموکرات مسیحی ایتالیا،ونیز درباره مرگ مرلین مونرو(1962) نگاشته شده است.نمایش سلسله واری ازبرهه هایی ازتاریخ جهان همراه با گفتاری تند وخشمگنانه؛اثری که پازولینی را رودررو با تیره بختی جهان و رنگ باختن آرمان شهرهای مقاومت در دوران پس ازجنگ نشان می دهد.«چرا ناخرسندی برزندگی ما سایه افکنده،ناخرسندی ازدلهره وبیم جنگ.بیم جنگ؟برای پاسخ دادن به این پرسش،این فیلم را بدون دنبال کردن خط وربط زمانی یا حتی منطقی تنها با دنبال کردن دلایل سیاسی و احساس شعری ام به نگارش درآوردم».

چرا ناخرسندی برزندگی ما سایه افکنده،
ناخرسندی ازدلهره وبیم جنگ.بیم جنگ؟
ناخرسندی ازدلهره وبیم جنگ.بیم جنگ؟
ماجرای ساخت لارابیا به سال 1962 بازمی گردد؛پازولینی که پیش ازاین دو فیلم باج خور(1961) و مامای رمی (1962) راساخته بود،دراین زمان ازیک تهیه کننده ناآشنا پیشنهاد ساخت فیلمی مونتاژی از روی تصاویر بایگانی روزنامه سینمایی «موندو لیبرو»(جهان آزاد)را دریافت داشت.او ازمیان 90 هزارمترفیلمی که به گفته اوچیزی جز «نمایش غم افزای بی تفاوتی جهانی و واکنشی بس معمولی»نبود،رشته تصاویری بیرون کشید ودوباره تدوین کرد تا با آنها،چارچوب فیلمی شخصی را فراهم آورد.وی برای این فیلم گفتاری نوشت که با صدای جورجو باسانی نویسنده و رناتو گوتوزو نقاش بر روی تصاویرخوانده می شود.پازولینی دراین دوره همچنان به انقلاب خوارشدگان باور داشت که نشانه هایش را در الجزایر و کوبا می دید.
آیا این گفتاربیش ازاندازه چپ گرا بود؟فرانتی،تهیه کننده فیلم،برآن شد که با سپردن این کاربه جووانی گوارسکی (1908-1968)،نویسنده رمان «دون کامیلو»،آن را ازدید سیاسی «توازنی نو» بخشد.نمی توان دونویسنده رایافت که این اندازه مخالف هم بوده باشند... پازولینی درآغازناخرسند بود اما سپس پذیرفت که ازمونتاژفیلم بکاهد تا به گوارسکی میدان داده شود.
نمایش فیلم در1963 به شکست انجامید.لارابیا که شرکت وارنرپخش کننده آن بود،با وجود برخورداری از یک بستر تبلیغی مناسب یعنی گذاشتن یک «سینماگرچپ گرا رو در روی نویسنده ای راست گرا»،خیلی زود از پرده سینماهای ایتالیا برداشته شد وپازولینی تقریبا هیچ گاه دردوازده سال بازمانده زندگی خویش سخنی ازآن به میان نیاورد.
درسال 2001،انتشار نوشته های سینمایی پازولینی به نشر دوباره کل گفتارمتن این فیلم انجامید.این متن بسیار بلندتر از نسخه سال 1963 بود وامکان رسیدن به انبوه برش هایی را می داد که خود پازولینی کنارشان گذاشته بود:شانزده سکانس آغازین خاک سپاری دگاسپاری وآزمایش های اتمی،جنگ کره وپیدایش تلویزیون.
درسال 2001،انتشار نوشته های سینمایی پازولینی به نشر دوباره کل گفتارمتن این فیلم انجامید.این متن بسیار بلندتر از نسخه سال 1963 بود وامکان رسیدن به انبوه برش هایی را می داد که خود پازولینی کنارشان گذاشته بود:شانزده سکانس آغازین خاک سپاری دگاسپاری وآزمایش های اتمی،جنگ کره وپیدایش تلویزیون.
از روی همین متن،جوزپه برتولوچی،فیلم سازی که فیلمخانه بولونیا-مرکزبنیاد پازولینی-را سرپرستی می کند،و تاتی سانگووینِتی با بازیابی تصاویرحذف شده به بازسازی این اثربرخاستند.جوزپه برتولوچی ترجیح می دهد ازاین نسخه نو چنین یاد کند:«یکی از فرضیه های بازسازی نسخه اصلی.»
سپس می بایست تصاویربه سبک وسیاق پازولینی تدوین می شد تا با گفتار اوکه برتولوچی گوینده آن است سازگاری یابند. دستاورد این تلاش،شانزده دقیقه فیلم دیگر است که با افزوده شدن به بخش های حفظ شده ازسوی فیلم ساز،حلقه پیوند ارزشمندی به این اثر پازولینی می بخشد.
پازولینی درهیچ فیلمی تا این اندازه پیش گو نبوده است.او درباره جهانی شدن چنین می گوید:«هنگامی که همه کشاورزان و پیشه وران بمیرند،هنگامی که صنعت،چرخه تولید و مصرف را گریزناپذیرسازد،تاریخ ما به سرانجام راه خود خواهد رسید ».درباره پیدایش تلویزیون می گوید:«با درنشاندن طعن حقارت بار پیشآروی هرآرمانی،شوخی ها پیشآروی هر تراژدی ای،وعقل سلیم پیشآروی قاتلانی بهره ورازخوارشدگان،اسباب به هم ریختن واقعیت را تجربه می کنیم.» سخنرانی درفیلم چنین می گوید«به زودی، تماشاگران تلویزیونی به هزاران تن خواهد رسید.»و پاسخ پازولینی به این گفته چنین است:«نه، به ملیون ها تن.ملیون ها نامزد مرگ روح».درباره مرگ مرلین مونرو چنین می گوید:«خواهر کوچولوی حرف شنو با تبسم وقیحانه ازسرمهر،تسلیم شرم،تسلیم احترام به آنان که ترا چنین می خواستند».
مونتاژی کوتاه وفشرده به پیوست نسخه بازسازی شده،امکان درک نفرتی را می دهد که این سینماگر تا زنده بود به اندیشه خویش درآمیخته بود،هنرمندی دشنام خورده از اندیشه های خویش،ریشخند شده ازهم جنس خواهی خویش وآماج «عقل سلیم قاتلان». واپسین تصویر:پازولینی دربرابر دوربین ژان آندره فیه سکی در1966 چنین می گوید:«برای من، خشمگین آرمانی،سقراط است.خشمی والاتر ازاین نمی توان یافت(...) سقراط تا بودخشم آگین بود؛خانه به دوشی که ازاین استادیوم آتن به آن یک وازاین کمربندی به کمربندی دیگرمی رفت».پازولینی درشب دوم تاسوم نوامبر سال 1975 درساحل اوستیا درکمربندی رم به قتل رسید.
*با برداشتن حرف تعریف La برسراین نام،می توان این فیلم را به سادگی «رابیا» (خشم) خواند که درفارسی خوش آوا تراست.
لوموند.27 اکتبر 2008
عنوان فرانسوی مقاله:
Un film dénaturé que Pasolini ne voulait plus voir renaît en Italie
فیلم مخدوش شده ای که پازولینی هیچ نمی خواست ببیند درایتالیا بازسازی می شود.
عنوان فرانسوی مقاله:
Un film dénaturé que Pasolini ne voulait plus voir renaît en Italie
فیلم مخدوش شده ای که پازولینی هیچ نمی خواست ببیند درایتالیا بازسازی می شود.












