آوانگارد
محسن قادری
محسن قادری
واژه کاملا نظامی (بازمانده از سده دوازدهم میلادی) که دو سده پیش به گونه استعاری نخست به فرهنگ سیاسی و آنگاه به حوزه فرهنگ راه یافت.مفهوم « هنر آوانگارد» درآغاز سده بیستم بسیار پرکاربرد بود و برای اشاره به شکل های آزمایش گری تصویری (فیگوراتیو) وبازنمایانه به ویژه درهنرهای تجسمی به کار می رفت. باید یادآور شد که این کاربرد استعاری واژه «آوانگارد» چندان دقیق نیست:آوانگاردهای نظامی که در زبان فارسی می توان آنها را پیشتازان، جلو داران، جلو زنان،پیش نشینان، پیش روان خواند ماموریت داشتند که راه را بر خیل سربازانی بگشایند که درپی ایشان روان بودند درحالی که درهنر چنین چیزی هرگز مورد نداشته است زیرا پیشتازی هنر آوانگارد هیچ گاه انگیزه نشد تا خیل هنرمندان دیگر نیز با همین نگره وجهان بینی به میدان هنر پا نهند.
سینما نیزاین استعاره نظامی وایدئولوژیک را وام گرفت تا پیش پنداشت های نظامی [بخوانید رزم آورانه] ودلالت های جدلی گروه های گوناگون سینماگرانی را روشن دارد که بیش تر در حاشیه صنعت فیلم یا در تضاد با آن جای داشتند. سینماگران فوتوریست ایتالیایی، پیروان سینمای « نابازی شده» شوروی(تعبیر زیگا ورتوف)،گروه « امپرسیونیست ها»ی فرانسوی، گرافیست ها و هنرمندان هنرهای تجسمی آلمان پیش از جنگ جهانی دوم،همگی خود را به آوانگارد وابسته می دانستند.این هنرمندان، در سال های بعد، جانشینان دیگری نیز یافتند که برای نمونه می توان به « نویسه گرایان» (لتریست ها) در فرانسه اشاره کرد. آنچه آوانگارادها را تقریبا همیشه از دیگرهمتایان خود جدا ساخته اشتیاق آنها به در انحصار گرفتن هنر وخوارداشت دیگر هنرمندان و دیگر جریان های هنری بوده است.ازهمین رو،آوانگارد خواهی ها همواره جریان هایی بس تئوریک یا دست کم خود آگاه بوده اند که شماری بیانیه یا مانیفست به دست داده و درآنها هنر سینما را از چشم انداز خود تعریف کرده اند که شناخته ترین اشان درفرانسه، ژرمن دولاک و لومتر هستند.
با نگاه به « فرهنگ نظری وانتقادی سینما» نوشته ژک اومون ومیشل مری،انتشارات ناتان،پاریس،2001






1 دیدگاه:
محسن جان، ممنون بخاطر این مطلب، چون واقعا چند روز پیش داشتم دنبال ریشه و معانی این کلمه می گشتم، که این مطلب خیلی کمک کرد.واقعا لذت می برم از اینکه همیشه انقدر پرکار هستی، و صادقانه می نویسی. قلمت همیشه جاری باد
ارسال يک نظر