2/20/2009

پل روتا

یادداشت های مستند،تاریخ غیر رسمی سینمای
مستند بریتانیا،1928-1939،پل روتا،
انتشارات سِکر و وربورگ،1973
،لندن

پل روتا
محسن قدری

پل روتا در سوم ژوئن 1907 زاده شد.در 17 سالگی به مدرسه هنرهای زیبای «سلید» رفت تا طراحی وگرافیک بخواند وسپس یک سال بعد برنده جایزه طراحی لباس درنمایشگاه تئاتر جهانی پاریس شد.وی که دراصل پل تامسون نامیده می شد نام خود را به پل روتا تغییر داد چرا که معلم اش به او گفته بود با این نام هیچ آوازه ای نخواهد یافت.روتا در1928 مصمم شد پا به عرصه فیلم سازی بگذارد وبه این منظورنمونه ای ازمجموعه طرح های خود را به «بریتیش اینترنشنال پیکچرز» در«الستری استودیوز»ارائه داد.به او درگروه صحنه آرایی کارپیشنهاد شد وازاینجا دستیار طراحی صحنه گردید وسپس به نوشتن رو آورد ومقاله ای درانتقاد از نبود طراحی صحنه خلاقه درفیلم های بریتانیایی نوشت.روتا چند ماه پس از ترک BIP نوشتن کتابی را سفارش گرفت.کتاب او،«فیلم تاکنون»،انتشار یافته در1930،نخستین تاریخ انگلیسی زبان سینمای خاموش وگویا شد وروتا را همچون روشنفکرسینما بازشناساند.

روتا یک سال پس ازاین با جان گریرسون وبازیل رایت آشنا شد وساخت فیلم های تبلیغی برای واحد مستند هیات بازاریابی امپراتوری را آغاز نهاد.با این همه،روحیه مستقل وتک رو او،که نقش اش درجنبش مستند را برجسته می ساخت،سبب اختلاف او با گریرسون شد و دیگربار از کار کناره گرفت.

روتا اندک زمانی به صنعت فیلم داستانی بازگشت تا همچون طراح هنری به کار پردازد و در نگارش چندین فیلم نامه چون نسخه بازسازی شده فیلم «اجاره نشین» (1932) ساخته موریس ال وی همکاری کند.هنگامی که جک بدینگتون رییس تبلیغات شرکت های «شل-مکس»و «بی پی»(=بریتیش پترولیوم) به وی در1932 ساخت نخستین فیلم برجسته اش،«تماس»(1933) را سفارش داد،باردیگر به سینمای مستند بازگشت.این فیلم که برای هواپیمایی سلطنتی ساخته شده ساخت وساز یک هواپیما واین موضوع را نشان می دهد که مسافرت هوایی تا چه میزان جهان را دسترس پذیر ساخته است.این فیلم که بسیاری آن را پیشگام فیلم های دارای پشتیبان مالی درجنبش نوپای مستند می دانند،به دلیل نمایش روشن و آشکار وتدوین شاعرانه خود ستوده شد.روتا ساخت فیلم های دارای پشتیبان مالی را ادامه داد اما واپسین طرح برجسته او فیلم «کارگاه کشتی سازی»(1935) درباره ساخت یک کشتی مسافربری در Barrow-in-Furness بود.این فیلم که یکی از نخستین مستندهای برخوردار از خودآگاهی ژرف اجتماعی است،تاثیر اجتماعی صنعت کشتی سازی بر اقتصاد رکود زده محلی را نشان می دهد.این فیلم همچنین نشان گر اختلاف سنت مستند واقع گرای گریرسون و فیلم سازی سیاسی اجتماعی تر روتاست؛موضوعی که در فیلم بعدی اش «چهره بریتانیا»(1935) که به شرایط اسفبار کار وزندگی طبقه کارگر می پردازد نیزنمود دارد.

روتا در 1935 مدیر تولیدات واحد مستند مستقل «استراند فیلمز» شد.دیدگاه سوسیالیستی او دربسیاری از فیلم هایی که تولید کرده چون «امروز زندگی می کنیم» (کارگردان:رالف باند/رابی گریرسون،1937) و«زمین اینجاست» (کارگردان:استنلی هیوز،1937)نمود دارد.روتا همچنین«صلح بریتانیا»(1936)،فیلم سه دقیقه ای کوتاهی را تدوین کرده که فراهم آمده از تصاویربایگانی،عکس ها وگفت وگوهایی است که افراد درآن خواهان صلح جهانی ومخالف مخارج دولتی برای افزایش توان تسلیحاتی هستند.پس از آن که هیات سانسور سینمای بریتانیا تصمیم به دادن مجوز به این فیلم را پیوسته به تاخیرمی انداخت،فیلم از سوی سازندگان آن پخش رایگان شد.روتا در1938 به کارگردانی فیلم بازگشت ودر «مرکزفیلم گریرسون»که حلقه پیوند واحدهای مستند وپشتیبانان مالی بالقوه بود سفارش گرفت.«جهان های نو به جای کهنه» (1938)فیلمی که وی برای شورای گاز بریتانیا ساخت،یک کمدی شاد وسرزنده درباره نقاط ضعف وقوت گاز وبرق بود.

پس از آغاز جنگ جهانی دوم،روتا به وزارت اطلاعات بریتانیا پیشنهاد بهره گیری از فیلم های تبلیغاتی داد و در سال 1941 شرکت «تولیدات پل روتا» را پایه نهاد که فیلم هایی با نام مجله سینمایی «کارگر وجبهه جنگ» وهمچنین شمار زیادی فیلم با موضوع جنگ داخلی و بازسازی بریتانیای پس ازجنگ ازساخته های آن بود.

دوفیلم بسیار شناخته شده ای که دراین دوره ساخته شدند «دنیای وفور نعمت» (1943) و «سرزمین موعود» (1945) بودند.دنیای وفورنعمت که به مشکل گرسنگی جهان می پردازد،وضعیت پیش وبه هنگام جنگ را رو در روی هم می نهد و نیاز به برنامه خوارو بار جهانی پس از جنگ برای کاهش گرسنگی در جهان را به میان می کشد.سرزمین موعود که در«شرکت تولید فیلم های واقعیت» روتا ساخته شده،به خانه های فقیرانه پیش از جنگ می نگرد و به این موضوع اشاره می کند که بازسازی های پس از جنگ در لوای اقتصاد برنامه ریزی شده زندگی تنگدستان را چگونه بهبود خواهد بخشد. فیلم تالیفی او،«جهان توانگر است»(947) بیانیه دیگری پیرامون وضعیت گرسنگی جهانی بود و «جهان بی پایان»(1953) نیز تلاش های سازمان ملل در کشورهای روبه توسعه را برجسته می داشت.هر دو فیلم جایزه آکادمی فیلم بریتانیا را به دست آوردند.

روتا درمیانه سال های 1953 تا 1955 رییس گروه مستند بی بی سی شد و دراینجا یک مجموعه فیلم با نام « جهان از آن ماست» (19654-1956) را درباره مشکلات جهانی سفارش داد.او همچنین به تولید فیلم داستانی رو آورد وسه فیلم کارگردانی کرد:«آرامشگاهی وجود ندارد» (1951)و«یورش خاموش» (1963) پس زمینه های فیلم سازی مستند روتا را درخود نهفته دارند و «موش وگربه»(1958) نیز یک فیلم پلیسی پرهیجان تجاری است.او درسال های دهه 1970 باردیگر به نوشتن رو آورد و درچندین نگاشته آغازین خود بازنگری کرد.

روتا که درسراسر زندگی اش هنرمندی سوسیالیت مانده بود با فیلم ها و نگاشته های خود تاثیری بنیادی بر جنبش مستند بریتانیا وبرفرهنگ فیلم بریتانیا به گونه کلی گذاشت.پل روتا در 7 مارس 1984 دروالینگفورد،در آکسفورشیر در گذشت.


کتاب شناسی پل روتا(انگلیسی فارسی)

Aitken, Ian (ed), The Documentary Film Movement: An Anthology (Edinburgh: Edinburgh University Press, 1998)
اتکین،یان(ویراستار)جنبش فیلم مستند: گزینه (ادینبورگ:انتشارات دانشگاه ادینبورگ،1998)

Haggith, Toby, Castles in the Air: British Films and the Reconstruction of the Built Environment 1939- 1951 (London: I B Tauris, forthcoming 2003)
هاگیت،توبی،دژهایی درآسمان:فیلم های بریتانیایی و بازسازی محیط ساخته شده از 1939-1951، (لندن:آی بی توریس،فورتکامینگ،2003)

Low, Rachael, Documentary and Educational Films of the 1930s (London: Allen and Unwin, 1979)
لا،راشل،مستند و فیلم های آموزشی سال های دهه 1930(لندن:آلن وآنوین،1979)

Marris, Paul (ed), BFI Dossier Number 16: Paul Rotha (London: British Film Institute, 1982)
ماریس،پل (ویراستار)پرونده بی اف آی شماره 16:پل روتا (لندن: کانون فیلم بریتانیا،1982)

Petrie, Duncan and Robert Kruger (eds), A Paul Rotha Reader (Exeter: University of Exeter Press, 1999)
پتری،دانکن ورابرت کروگر( ویراستاران)،خوانش پل روتا،(اکزه تر:انتشارات دانشگاه اکزه تر،1999)

Rotha, Paul, Documentary Diary, an Informal History of the British Documentary Film
روتا،پل،یادداشت های مستند،تاریخ غیررسمی فیلم مستند بریتانیا از 1928 تا 1939،(نیویورک:هیل اند وانگ،1973)

Rotha, Paul, Documentary Film (3rd edition), (London: Faber and Faber, 1952)
روتا،پل،فیلم مستند (چاپ سوم)،(لندن:فیبر اند فیبر،1952)

Rotha, Paul, The Film Till Now (Revised edition), (London: Spring Books, 1967)
روتا،پل،فیلم تاکنون،(چاپ بازنگریسته)،(لندن:اسپرینگ بوکز،1967)

Sussex, Elizabeth, The Rise and Fall of British Documentary (Los Angeles, Berkeley, London: University of California Press, 1975)
ساسِکس،الیزابت،ظهور وسقوط مستند بریتانیا،(لس آنجلس،برکلی،لندن:انتشارات دانشگاه کالیفرنیا،1975)

Swann, Paul, The British Documentary Film Movement 1926-1946 (New York: Cambridge University Press, 1989 1928-1939 (New York: Hill and Wang, 1973)
سوآن،پل،جنبش فیلم مستند بریتانیا،1926-1946،(نیویورک:انتشارات دانشگاه کمبریج،1989

برگرفته ازپایگاه کانون فیلم بریتانیا

2/19/2009

اوا براون:درخلوت هیتلر



اوا براون:درخلوت هیتلر،ایزابل کلارک
ودانیل کوستل،2007
شبکه تی اف 1،فرانسه

اوا براون:درخلوت هیتلر
فیلمی از ایزابل کلارک ودانیل کوستل
محسن قادری

آنچه درپی می آید گفتارمتن بخش آغازین مستد تلویزیونی «اوا براون:درخلوت هیتلر»است.برگردان این گفتارکه تا دقیقه 25 فیلم صورت گرفته تنها جنبه آموزشی دارد وبه منزله ارزش وبرجستگی بی چون وچرای این فیلم همچون مستندی تاریخی نیست.سازندگان این فیلم همچنان که دراین گفتار نیز اشاره می شود کوشیده اند با پژوهش فراوان دراسناد وفیلم های بایگانی وبه ویژه با بهره گیری ازفیلم های شخصی هیتلر که اوا براون با دوربین 16 میلی متری وفیلم رنگی آگفا کالر از حریم خصوصی او گرفته به حقیقت شخصیت وی نزدیک شوند.گاه فیلمسازان کوشیده اند آنچه که در فیلم های اوا براون بر زبان هیتلر واطرافیان اش جاری می شود را لب خوانی کنند.با این همه،به نظر می رسد ارزش این فیلم تنها در ارائه حجم زیادی از فیلم های استثنایی رنگی ازهیتلر و دوران او نهفته است وفیلم سازان دربیش تر زمان در بررسی شخصیت او بیش از اندازه مبالغه می کنند و اتهاماتی چون هم جنس خواهی،کودک آزاری،تمایل به زنا با محارم وهمانند آنها را بر وی وارد می سازند که همگی فاقد سندیت تاریخی،دست کم همچون عنصربنیادی آشکاری درخود این فیلم است.با وجود بهره گیری ازتصاویر بایگانی اصیل وانکار ناپذیر،فیلم نتوانسته است ازبرداشت های شخصی نسبت موضوع خود برکنار ماند.

اوا براون،سیزده سال معشوقه هیتلر بود.هیتلردرمغازه عکاسی هاینریش هوفمن درشهر مونیخ با اوآشنا شد.او بسیاری از ویژگی هایی را داشت که می توانست وی را به معشوقه پیشوای آلمان دردوره حکومت اش از 1937 تا 1944 بدل سازد:دختری بلوند،جوان وزیبا،رها از دلبستگی ها یا مخالفت های سیاسی،برخوردار ازشور وشوق کودکانه و ازیک خاستگاه خانوادگی ساده وناشناخته.تنها دلبستگی اوا براون آن بود که روزی هنرپیشه هولیوود شود،زنی که در دنیای ساده کودکانه خویش به سر می برد واز سیاست یا چالش های پیچیده روزگار خویش هیچ نمی دانست وچه بسا همین بود که هیتلر را هرچه بیش تر به وی مجذوب می ساخت.او فیلم های رنگی بسیار زیادی اززندگی هیتلر گرفته که امروزه ارزش های انکار ناپذیرتاریخی دارند.بیش تر این فیلم ها در برگوف،ویلای شخصی هیتلر،درصحنه های زندگی خانوادگی،درتعطیلات،یا در برخی دیدارها یا رخ دادهای مهم زندگی سیاسی هیتلر گرفته شده اند.این فیلم،نخستین بار این تصاویر را به نمایش می گذارد وبدینسان با مستندهای بسیاری تفاوت می یابد که برمحور همین موضوع ساخته شده اند. اوا براون این تصاویر را به حالتی شیفته وار وستایش آمیز از هیتلر گرفته وامید داشته که هولیوود روزی آنها را برای ساخت فیلمی درباره پیشوا به کار گیرد.تضاد تصاویر رنگی خصوصی با تصاویرسیاه وسفید بایگانی،تضاد چهره نهان وپیدای هیتلربعد جدیدی به شخصیت او می بخشند.

اوا براون از1932 تا زمان خودکشی مشترک اشان در 1945،معشوقه هیتلربود.فیلم های آماتوری او،بیش تر در برگوف درمیانه سال های 1937 تا 1944 فیلم برداری شده اند.این تصاویر هیتلر و سران عالی رتبه نازی،مهمانان ودیگر اطرافیان او را در قرارگاه برگوف،وگاه خود اوا براون را به تصویر می کشند که همچون ستاره هولیوودی ناکامی برای دوربین ژست می گیرد.(ما همین شخصیت ها را گاه به مناسبت های گوناگون در فیلم های سیاه وسفید بایگانی که فیلم سازان آنها را به کارمی گیرند نیزمی بینیم).سازندگان این مستند کوشیده اند از میان چهارساعت فیلم های آماتوری اوا براون جذاب ترین وکاربردی ترین آنها را برپایه نیازهای فیلم خود جدا سازند تا تصویرنوینی از شناخته ترین چهره سیاسی سده بیستم ارائه دهند.درواقع،افزون براین فیلم های پخش نشده،نخستین بار برخی ازعکس های هاینریش هوفمن، عکاس رسمی حزب نازی،نیز دراین فیلم به نمایش درمی آیند.افزون بر کار پژوهشی برروی تصاویر اوا براون،کیفیت تصویری فیلم های او نیزبالا برده شده اند.این فیلم ها ودیگر اسناد تصویری حزب نازی از سال 1945 که به دست نیروهای ارتش امریکا افتادند جز برای محکومیت سران حزب نازی در دادگاه های پس از جنگ،به کار گرفته نشده بودند.ایزابل کلارک یکی از کارگردانان فیلم درباره اجتمال همذات پنداری وهمدلی بیننده این فیلم با شخصیت هیتلر پس از دیدن تصاویر انسانی از او می گوید:«خطر این تصاویر رنگی این است که این تصاویر ممکن است در بییندگان تلویزیونی همدلی پدید آورند...اما ما زندگی خصوصی پیشوا رادر بستر هولناک این دوره به نمایش درآوردیم».بدین سان،سازندگان این مستند کوشیده اند تصاویر رنگی چشم نواز وزیبای فیلم های اوا بروان را درپایان به تصاویر سیاه وسفیدی از فروپاشی حزب نازی وویرانی وغارت برگوف و ورود سربازان امریکایی برش زنند.پدید آوردن این تضاد برای کارگردانان فیلم چندان ساده نبوده چراکه به گفته ایزابل کلارک «دنیای هیتلر سیاه وسفید است درحالی که دنیای اوا بروان رنگی است».

اوا براون درخلوت هیتلردرباره تنها زنی نیست که آماده انجام هرکاری برای معشوق خویش است بلکه حال وهوای آلمان در در دورانی را نشان می دهد که هیتلراین کشور را واله وشیدای خود ساخته بود.به نظر می رسد فیلم درپی پاسخ به این پرسش باشد که چگونه مردی با سیمای معمولی توانسته است این همه انسان را با خود همراه ویکدل سازد؟


گفتار متن مستند تلویزیونی«اوا براون:درخلوت هیتلر»،2007

نامش اوا براون است.معشوقه هیتلر است.برساحل دریاچه ای کوهستانی سرگرم ژیمناستیک است.درهمین زمان،ده ملیون قربانیان عاشق اودرسراسر اروپا با مرگ دست به گریبان اند.اوا براون از1937 تا 1944 فیلم های آماتوری استثنایی می گیرد.این فیلم ها ما را به پشت پرده رایش سوم می برند،به برگوف،به ویلای کوهستانی هیتلر،به مرکزاصلی تصمیم گیری رژیم نازی.این اسناد بی مانند،غنائم جنگی سرویس مخفی متحدین درسال 1945 واسناد محکومیت در دادگاه های مهم عالی ترین سران این رژیم اند.

ما همه این فیلم ها را نخستین بار یک جا گرد آورده و آنها را پس از کاردازمدت تشخیص هویت،که تا امروزهیچگاه انجام نشده،به شما نشان می دهیم.اوا براون:شاهد اصلی زندگی خصوصی هیتلر.

[دراینجا عنوان فیلم نمودار می شود.]

اوا براون:در خلوت هیتلر.

هنوزدوران صلح یا بهترگفته شود دوران پیش از جنگ است.برشتوزگدن،ایستگاه کوهستانی نزدیک مونیخ،درجنوب آلمان،درکوه های آلپ باواریا.برگوف درچند کیلومتری اینجاست.هیتلرآن را به این شکل بنا نهاده بود:پناهگاهی کوهستانی.مکان فیلم اوا بروان،بالکنی است که هیتلر درآنجا مراجعان را می پذیرد و گاه به استراحت می پردازد.

1937

چهارسالی است که او حاکم مطلق آلمان است.اوا براون،که تصویرش درسمت راست قاب درشیشه پنجره افتاده،از اوبی وقفه فیلم می گیرد.اوبراین گمان است که هولیوود روزی این تصاویر را به کارخواهد برد تا محصولی خیره کننده درباره پیشوا بسازد.وی در جایگاه مشاهده بی مانندی ایستاده است.اما او ازچه کسی فیلم می گیرد؟آدم های درون بالکن چه کسانی هستند؟دوست نزدیک هیتلرماکس هامن. تنها کسی که هیتلر راتوخطاب می کند.او درجنگ جهانی اول همسنگرهیتلر بوده و اکنون به هیتلر یاری می دهد تا جهان را به خاک وخون کشد...شخصی که هیچ گاه ازهیتلردورنمی شود:پزشک شخصی او،دکترمورلِ رازآمیز...منشی ویژه هیتلر:مارتین بورمن، جاسوس نوکرصفت اطرافیان...عکاس شخصی هیتلر:هاینریش هوفمن.او نقشی اساسی دوشادوش هیتلرایفا می کند.سال هاست هیتلر را می شناسد.آنها با یکدیگر پس از جنگ جهانی نخست آشنا شدند.هوفمن پای ثابت تمامی موقعیت های مهم است.درآن حال که اوا براون مشغول فیلم برداری است،او با دوربین عکاسی اش این سو وآن سو می رود.هوفمن پنج ملیون عکس ازهیتلر می گیرد که آنها نیز در سال 1945 به دست نیروهای متحدین می افتند و دردادگاه و کتاب های تاریخی به کار گرفته می شوند.

این چنین نزدیکی به پیشوا،افتخار بزرگی است.همه آماده فرمان برداری و توضیح دادن به اوهستند.مشاوردیپلماتیک او، والتر ریول به وی و به آرنو برِکِر،مجسمه ساز،آخرین مدل یک دوربین فیلم برداری امریکایی را نشان می دهد:هدیه ای برای اوا براون.اما فیلم خام، آلمانی است: آگفاکلر، 16 م م.وچه بهترازاین.

همه به فیلم درمی آیند،همه این پرسناژهای تاریخی،وازجمله توشپر،معمار،که دراینجا درمرکزنخستین حلقه نزدیکان به چشم می خورد. به همه آنها توصیه شده که هرگز از اوا براون حرف نزنند.اومعشوقه پیشواست اما درخفا.هیتلر بردست اوهمچون تمامی زنان دیگری که برمی خورد بوسه رسمی می زند.هیچ کس نباید دراین باره حرفی بزند،پرسنل می بایست تودار بمانند،ومردم نباید پی به این موضوع ببرند.او رسما منشی ای چون منشیان دیگر است اما با بهترین حقوق: هزار مارک،چیزی نزدیک به چهارهزار یورو درماه.اگر او فیلم های آماتوری اش را می گیرد،این برای توجیه حضورش درکنارپیشواست.سال 1937 است.هیتلر خیلی وقت است که در برگوف به سر می برد.اوا براون با حالتی تجلیل آمیز از او فیلم می گیرد بدون آن که دغدغه ای دراین باره داشته باشد که او چه می کند یا به چه کاری آماده می شود.برای اوهیتلرمردی رئوف وباملاحظه است که چون او به حیوانات عشق می ورزد.هیتلربه ماده سگ او،بلوندی،که ازنژاد سگ های چوپان آلزاسی است،علاقه شدیدی نشان می دهد.این همان سگی است که هیتلر آن را سال 1945 می کشد تا کارایی کپسول سیانوری را بیازماید که با آن خودکشی خواهد کرد.

سگ ها همه جا هستند،سگ هایی که انبوه خدمتکاران خانه تیمارشان می کنند.اوا براون و هیتلراتاق های جداگانه دارند.او نباید به اتاق شماره 600 زنگ بزند.این اتاق پیشواست.این هیتلراست که زنگ می زند،این اوست که تصمیم می گیرد. چرا که دغدغه سلطه جویی هیتلرپیش ازهمه بر روی زنان به آزمون گذاشته می شود.اوا براون می بایست از او اطاعت کند.هیتلرگفته است:«هیچ چیززیباتر از شکل دادن به دختری جوان نیست.درهژده سالگی،دربیست سالگی،زنان چون موم حالت پذیرند.مرد می تواند مهرخود را بر او زند. دراین سنین زن هیچ چیزدیگرنمی خواهد.»هیتلر قصد ازدواج ندارد بلکه ابراز می دارد که می خواهد به شیوه آلمانی ازدواج کند.

او نیزهمراه با همه زنان آلمان،همراه با همه زنانی که درهنگام گذراو ازهوش می روند بانگ برمی دارد: هایل هیتلر، بانگی در نهفته به شعف درونی وبی اعتنا به فضای نفرتی که می پراکند.با وجود این همه زن آلمانی،هیتلر مجرد است اما آیا پیش از اوا براون زنان دیگری در زندگی اش بوده اند؟زنان همیشه جایگاهی ثانوی در زندگی او داشته و وی آنها را به ویژه برای جاه طلبی های سیاسی اش به خدمت گرفته است.

1923

زنان به بالاترین جایگاه بورژوازی،تجارت وصنعت راه می یابند.از سال 1923 هیتلرزبان به تملق وینی فِرِد،نادختری واگنر،آهنگسازمحبوبش می گشاید.وینیفرد واگنر زنی بانفوذ،ضد یهود وستایشگرهیتلر است.درجمع های خصوصی هیتلر را وولفی (گرگک من) صدا می زند:.هیتلر فواصل را حفظ می کند اما روابط را با او ادامه می دهد.او به هیتلر پس از شکست پوتچ در1923 و یک سالی که به زندان می افتد کمک می کند.وینی فرد واگنر درسلولش کاغذی به دست او می رساند که رویش نوشته شده:«ماین کامف»،نبرد من؛[کتابی درباره]پایه گذاری نازیسم،نفرت نامه،نفرت از فرانسه که به او پیمان ورسای را تحمیل می کند،نفرت از مارکسیسم وبه ویژه نفرت از یهودیان.برای هیتلر دو دسته انسان وجود دارد:نژاد برتر:ژرمن ها،ونژاد پست:سیاهان،زردپوستان و اسلاوها.یهودیان اما در نژاد های بشری جایی ندارند.آنها باسیل هایی هستند که می بایست پاکسازی شوند،درست همچون همه میکرب ها.واین است ماموریت هولناک او.

هیتلرازصف سربازان خارج می شود.اودرتمامی سال های دهه بیست،نیروهای جنایت پیشه«اس.آ» و«اس.اس» را پدید می سازد ودر جنون خویش همراه می سازد تا ایدئولوژی متعصبانه و نژادپرستانه خویش را تحمیل نماید.او خود را سراسر وقف ایشان می سازد.هیتلربا هیچ کس ازدواج نمی کند،حتی با وینیفرد واگنرکه ازپشتیبانی اودست برنمی دارد.

1929

در1929 دراوج فضای سیاسی،هیتلر به مونیخ می آید و با برادرزاده اش گِیلی که قیم اوست لختی به آسودگی می گذراند. گیلی بیست وسه سال دارد و او چهل سال.اوفریفته عمویی شده که شگفت ومبهم می یابدش.هیتلر به او تمایل دارد و به نظر می رسد به سهم خویش گام دراین انحراف می نهد.تشنگی او به قدرت بس قوی است و همین او را به هدفش که پیروزی آلمان است رهنمون می سازد.در اینجاست که عکاس،هاینریش هوفمن جایگاهی تعیین کننده در زندگی او می یابد.او به نوعی به مسئول ارتباطات وی بدل می شود؛فکری نو دردنیای سیاست.

هوفمن در همه گردهمایی های نازی حضور دارد.اوست که جذبه هیتلر را بر بستر موسیقی واگنرتکامل می بخشد.هوفمن مغازه ای در مرکز شهر مونیخ دارد.در1929 درپی یافتن منشی است ودراین باره آگهی می دهد.دختری جوان پیدا می شود:اوا براون،17 ساله.او از یک مدرسه مذهبی بیرون آمده ودرهیچ باره نظری ندارد جز بازیگر شدن و رفتن به هولیوود.هیتلردریکی از دیدارها با عکاسش،با او آشنا می شود.

(تصویرنوشته):اول سپتامبر 1929.

وبه اواشاره می کند که وی به برادرزاده اش گِیلی شبیه است،هموکه همیشه فکرش را به خود مشغول داشته.اوا براون مجذوب ویژگی خشن وبرتری جوی اوشده است.مردی که تازیانه به دست راه می رود.می گوید:خلق و زن و توده دوست دارند مثل زنی برآنها فرمان رانده شود.

هیتلرطلسم کردن توده را می دانست.او آلمان را هینپنوتیزم می کند.او لنی ریفنشتال،ستاره سینمای آلمان دراین دوره را هیپنوتیزم می کند.هیتلر وی را در فیلمش،پرتگاه بزرگ،دیده ومجذوب اروتیسم جوانانه او شده است.ریفنشتال می گوید ازسخنرانی هایش شور وهیجانی چنان نافذ و پرتوان می گرفتم که سر به آسمان برمی داشت.هیتلر به او نیز درس می دهد اما رویایی جز قدرت درسر ندارد.او هرگونه پیوند جدی را رد می کند.وبا این حال به آزاردادن وحبس غیرقانونی برادرزاده اش گیلی ادامه می دهد.گیلی هفده سپتامبر 1932 خودکشی می کند.بی هیچ احساس ترحمی،هیتلر اوا براون را معشوق خویش می سازد،همو که [دراین عکس]برکاناپه دفترش نشسته است.اندک ناملایماتی وجود دارد که از میان برداشته می شوند:او بکارتش را که درآن زمان مساله ای حیاتی بود ازدست داده وناپدید گشته بود.یک باردر1932 می کوشد خودکشی کند.هیتلر سگی به او هدیه می دهد.

1932

هیتلربه شتاب به سراسر آلمان می رود،درنخستین ستاد تبلیغاتی مدرن،درهواپیمای خصوصی.اوا براون کسی را که همیشه حتی در خلوت «پیشوای من» می نامید دیگر نخواهد دید.او درواقع ازاین پس به «پیشوا» تبدیل می شود،رهبر، وصدراعظم آلمان، در30 ژانویه 1933.چند روز بعد،دوازده فوریه،اوا براون به سن بلوغ می رسد.هیتلرمی تواند با وی ازدواج کند اما راهش را درپیش می گیرد.او از مونیخ عازم برلین می شود.درطی چند ما،دیکتاتوری اش را تحمیل می کند ونخستین اردوگاه مرگ را بنا می نهد و از اینجا،رنج وشکنجه یهودیان آغاز می گیرد.با او،صلیب شکسته،به نماد مرگ وبه پرچم آلمان بدل می شود.او لنی ریفنشتال را به فیلم ساز رایش سوم بدل می سازد واز شور واستعداد او بهره می گیرد.ریفنشتال به او شاهکار تبلیغات سیاسی را ارائه می دهد،پیروزی اراده.این فیلم نازیسم را درآلمان ریشه دار می کند وبرای او پیروان بی شماری گرد می آورد.همه جا زمزمه می کنند که لنی ریفنشتال معشوقه هیتلر است.او به نیویورک دعوت شده است.در ورودش،خبرنگاری به صراحت ازاو می پرسد:«آیا شما معشوقه هیتلرهستید؟»واوعشوه کنان پاسخ می دهد:[انگلیسی با لهجه آلمانی.زیرنویس فرانسه نمودار می شود:]«این تنها حرف های مطبوعات است.حقیقت ندارد.اینها نوشته های روزنامه هاست».خبرنگار[از بیرون تصویر،به انگلیسی]:«هیتلر را از کجا می شناسید؟».ریفنشتال: «من هیتلررا از سال 1932 می شناسم.قبل ازآنکه صدراعظم شود...»

[ادامه گفتارفیلم]در28 نوامبر1935،اوا براون یک شیشه قرص خواب آورمی خورد.تازه از مرگ بازرسته وهیتلر برای آرامش او، خانه ای درمونیخ به وی هدیه می دهد.[فیلم رنگی می شود.اینها،همان فیلم هایی است که ازبایگانی فیلم های اوا براون به دست آمده است.برش کوتاهی ازیک قطعه موسیقی آلمانی شاد زنانه درآمیخته به قهقهه خواننده].او ازسال 1936 با سگش دراینجا زندگی می کند.در اینجا خانواده اش را پذیرا می شود که درآغاز روابطش را ازآنها پنهان می دارد.پدرش،فریتس براون معلم نجاری،پروتستانی معتقد و مادرش،فرانسیس کارل،زن خانه دار واقعی وکاتولیکی است که روابط خارج ازچارچوب ازدواج را نکوهش می کند.این زوج آلمانی میانه حال،نازیسم متعصبانه ای ازخود نشان نمی دهند.اوا براون دوخواهر دارد:ایلزون،خواهر بزرگ تراو،دستیار وبه گونه مخفیانه منشی یک پزشک یهودی است که موفق به فرار می شود. گرتل،خواهر کوچک تر،به اوا براون نزدیک تر وبه اوبسیار شبیه است.اوا براون شیفته خواهران خویش است ومی خواهد به آنها ثابت کند که می تواند تقدیر زنانه خویش را به تحقق رساند:داشتن معشوق، ازدواج کردن.به همین دلیل است که می گذارد هیتلربه دامش درافکند.برای هیتلر،اوا براون همان زن نژاد آریاست: تندرست،موطلایی،وازنژاد خالص.او یهودی نیست وبرای اطمینان ازاین موضوع درباره همه نیاکانش دست به تحقیق می زند.اوحتی مظنون به هیچ گونه مخالفت سیاسی نیست.او که بسیار نابالغ مانده وبه تنها چیزی که می اندیشد تفریح و سرگرمی است.

1937

در1937،اوا براون هرچه بیش تر وقتش را در برگوف می گذراند.او موفق شده خود را همچون سوگلی هیتلرجا بیاندازد.وی اندک اندک خانواده جدیدی برای خود تشکیل می دهد.خود را به همسر دکتر مورل نزدیک می سازد،که حکم مادر دومش را می یابد.اوا براون در فضای برگوف به آرامش می گذراند.«اوبا ما بسیارخودمانی ومهربان است»،این را یکی از نیروهای اس اس محافظ هیتلر در خاطرات اش می نویسد.هیتلر از تنهایی می هراسد.او نیاز دارد که دوروبرش آدم باشد.او برگوف را تبدیل به جایی کرده که درآن بی وقفه مهمان می پذیرد واوا براون درآنجا میزبانی خنده روست.به نظر می رسد هیتلر دراوا براون شریک آرمانی خویش را یافته است. هیتلر به او اعتماد دارد.این زن به هنگام خواب سر او را نخواهد برید.اما براستی ماهیت واقعی روابط آنها کدام است؟

زندگی جنسی هیتلر ازنقائص جسمانی ای تاثیر پذیرفته که از پدرش به او رسیده است،ازعشق اغراق شده ای که به مادرش داشته،ازشر و شورهای ناممکن جوانی تنگدستانه ونومیدانه اش.نشانه های گوناگون دراوشک برانگیزند:او لمس شدن را تحمل نمی کند اما دوست دارد مدت مدید،مدت بس مدید،بازوهای کودکان را نوازش کند،همچنان که دراینجا،بازوهای پسر دوست اش اشپر را مدت ها نوازش می کند،اما خود اشپر،مناسباتش با هیتلر مبهم است.آیا آنها روابط هم جنس خواهانه داشته اند؟از دید برخی ازمورخان،هیتلر کودک آزار است،واز دید برخی دیگر خودیگرآزار(=سادومازوخیست)با گرایشی کاتولوژیک است.وبا این همه،اوا براون او را همچون فردی عادی به فیلم درمی آورد.ونسبت به بی میلی جنسی،اوا براون هیچ گاه گله ندارد.او بیش تراحساس خرسندی را منتقل می سازد.او از دستگاهای جلوگیری درون رحمی ونخستین قرص های ضد بارداری استفاده می کند.همیشه مجذوب،فرمان بردار، و خوش روست،وهمیشه مراقب است که جنایاتی را که هیتلر درحال ارتکاب است نادیده گیرد.اوا براون از آن اوست.برای او،همچنان که برای همه مردم آلمان،هیتلرموجودی استثنایی است.چشمان همیشه بی جنبش اش او را جادو کرده اند. در واقع،او از نور هراسان است.حملات گاز دوره جنگ از دلایل آن هستند.عینک می زند،اما تنها درخلوت.اغلب ازیک ذره بین بزرگ کمک می گیرد.اوا براون از صدای هیتلر مکدراست؛صدایی نه چون صدایی که شعارهایش را با آن بیان می دارد[نخستین بار صدای هیتلر را درحال صحبت درلباس اس اس می شنویم که شمرده سخن می گوید].

1938

او اکنون به طرزی استوار درخلوت هیتلر و درناسیونال سوسالیزم جا کرده است.وازهمین رو لباس های سنتی باواریا می پوشد.وقاری روستایی،دور ازتکلفِ لنی ریفنشتال که گفته است«هیتلر؟طبیعی است که دوست دارد زن های دلربا با چشمان بره درکنار داشته باشد»،زنانی چون اوا براون.

واین دقیقا اوا براون است که هیتلر برمی گزیند واوست که شاهد ویژه رخدادهای آینده می شود.سیزده مارس 1938، هیتلر به موفقیتی می رسد که آن را لانشلوس می خواند:الحاق اتریش،زادگاهش.دموکراسی غربی واکنشی نشان نمی دهد واین او را به بدترازاین وامی دارد.او خود را شکست ناپذیرمی داند.اوا براون را دعوت به آمدن می کند وشبی استثنایی را درهتل امپریال وین می گذراند.اوا براون کارت پستالی به خانواده اش می فرستد ومی نویسد:«دیوانه ام،دیوانه شعف، دیوانه غرور.»او همدم یک کشورگشاست.

[ادامه فیلم های رنگی اوا براون]اوا بروان هنگامی که هیتلربه مدرسه کوچک اش دراتریش وارد می شود،فیلم برداری می کند.اوطعم لحظات بی مانند خویش را می چشد وراه های رفته را برانداز می کند.پسرک رنجورونقاش ناکام،اکنون درکتاب های درسی با فردریک دوم وبیسمارک مقایسه می شود.

اوازآغازتابستان 1938 به طرح های کشورگشایی خویش رو می کند.می خواهد به یکپارچه کردن همه سرزمین هایی ادامه دهد که آلمانی صحبت می کنند وچون سودِت ها،چک ها،وهمه سرزمین های نهفته درآن سوی این کوه ها هنوز دربیرون ازقلمرو رایش به سر می برند.در دفتر کاربزرگ دربرگوف،با آن پنجره شیشه ای بیرون نشسته خیره کننده، هیتلر بهترین راهبرد را همراه با گورینگ،یکی ازسران بزرگ نازی بررسی می کند.وضعیت کم تر از وضعیت اتریش ساده است:چکسلواکی از سوی فرانسه و بریتانیای کبیر محافظت می شود.ازاین رو،ادعای بخشی از قلمرو آن،خطر جنگ را دربردارد اما فرانسوی ها و انگلیسی ها،در سی ام سپتامبر 1938،موافقت نامه مونیخ را امضا می کنند که چکسلواکی را از عضویت دفاعی آنها خارج می سازد.هیتلر به موفقیت دست می یابد اما از جنگ واهمه دارد.او وصیت نامه مخفیانه ای می نویسد که نخستین و مهم ترین ماده آن به اوا براون پیوند دارد:یک مستمری مشتمل بر هزار مارک برای وی درنظر گرفته شده است.هیتلر بدینسان بر جایگاهی که وی در زندگی اش یافته صحه می گذارد.

پیوند به این فیلم در گوگل ویدیو

شناسه فیلم به فرانسه

Eva Braun:Dans l'intimité d'Hitler
Un Film de Isabelle Clarke et Daniel Costelle
Avec la voix de Richard Berry
TF1,2007

برگردان گفتار تا دقیقه 25 و25 ثانیه ازفیلم.


2/15/2009

برداشت ها از مستند

روی جلد کتاب«سینمای مستند،روی دیگر سینما»،
گی گوتیه،چاپ سوم
فوریه 2008

تعریف ها وبرداشت ها از مستند
محسن قادری

به دست دادن تعریف کوتاه وفشرده ای از واژه «مستند» دشواری بسیاری دربر دارد.دراینجا تعریف ها وبرداشت هایی برگرفته از منابع وکتاب های گوناگون از این واژه و ازخود سینمای مستند به دست داده می شود.


«مستند بر آن است که جهان دیدپذیر را بازنمایی کند ودراین راه با چیزی سروکار می یابد که جان گریرسون آن را ماده خام واقعیت می خواند.مستند ساز به واقعیت گذشته واکنون توجه دارد،به جهانِ تجربه تاریخی واجتماعی،برای آن که توصیفی از زندگی ها و رخ دادها به دست دهد.دراین شرح واقعیت عینی،ودرکانون همه این بازنمایی ناداستانی،حکم وادعایی نهفته است،این ادعا که توصیف مستند دنیای اجتماعی/سیاسی،عینی وقابل اعتماد است.»
کیت بیتی،پرده های مستند:فیلم وتلویزیون ناداستانی،ص 10.

«مستند پرداخت خلاقه واقعیت است.»
جان گریرسون،فصل نامه سینما،2.1،ص 8.

«[واژه]مستند تعریف کننده موضوع یا سبک نیست،تعریف کننده رویکرد است...اختلاف رویکرد مستند به سینما با رویکرد فیلم داستانی تنها دربی اعتنایی آن به صناعت(Craftsmanship) نیست بلکه درهدفی است که این صناعت برای آن در نظر گرفته شده است.»
پل روتا،فصل نامه سینما،2.2،ص 78.

«بافت ناداستانی ازتصاویر خام «عینی» بهره می برد،تصاویری که می توانند دربردارنده ثبت زنده رخ دادها و مواد پژوهشی همپیوند با آنها باشند(برای نمونه،گفت وگوها،آمار،وهمانند آنها).چنین بافتی معمولا ازدیدگاهی برخوردار است و می خواهد مقوله اجتماعی خاصی را خطاب قرار دهد که به مخاطب پیوند دارد و به گونه ای بالقوه بر او تاثیر می گذارد.»
پل ولز،«فرم مستند:«واقعیت های »فردی و اجتماعی»،درآمدی به پژوهش هی فیلم،چاپ دوم،ویراست، جیل نلمز،ص.212.

«هرنوع تجربه فیلم که موضوع هایش افراد،رخ دادها،یا موقعیت هایی باشند که دربیرون از فیلم درجهان واقعی وجود داشته باشند.»
استیو بلندفورد،بری کیت گرانت،وجیم هیلیر،فرهنگ پژوهش های فیلم،ص.73.

«فیلمی ناداستانی.مستندها معمولادرمکان واقعی فیلم برداری می شوند،به جای بازیگران افراد واقعی را به کار می گیرند،وازدید مضمونی به موضوع های تاریخی،علمی،اجتماعی یا محیطی توجه دارند.هدف اصلی آنها روشن گری، اگاهی رسانی،آموزش،متقاعد ساختن وبه دست دادن دیدی از جهانی است که درآن به سر می بریم.»
فرانک بی ور،فرهنگ اصطلاحات فیلم،ص 119.

«فیلمی ناداستانی درباره رخ دادها ومردم واقعی که دربیش تر زمان ازساختارهای روایی مرسوم می پرهیزد.»
تیموتی کاریگان،راهنمای فشرده نوشتن درباره فیلم،چاپ جهارم،ص 206.

«فیلمی درباره رخدادهای عینی.این رخ دادها نه به کمک بازیگران که با حضور مردم واقعی مستند می شوند.»
رالف س.سینگلتون وجیمز ا.کانراد،فرهنگ فیلم ساز،چاپ دوم،ص 49.

«فیلمی مستند که دعوی ارائه اطلاعات عینی ازجهان بیرون ازفیلم دارد.»
دیوید بوردول و کریستین تامسون،هنرفیلم:مقدمه،چاپ پنجم،ص 42.

«بازنمایی فیلمی یا ویدیویی رخ دادهای عینی به کمک مردم واقعی نه بازیگران.»
جان و.کونز،سرمایه گذاری وپخش فیلم،ص 154.

«گونه ای فیلم که ویژگی آن کاربرد تفسیرگرانه موضوعات وپس زمینه های واقعی است.کاربرد گسترده این اصطلاح گاه دربرگیرنده فیلم هایی است که ازفیلم های تجاری مرسوم واقعی تربه نظر می رسند.این اصطلاح گاه نیزچنان محدود به کار می رود که تنها فیلم هایی با نوار گفتار و پس زمینه زندگی واقعی را دربرمی گیرد.»
ادموند ف.پنی،حقایقی درباره فیلم بایگانی واصطلاحات پخش تلویزیونی،ص 73.

«اصطلاحی با دامنه گسترده معنایی که دراصل برای ارجاع به هرگونه فیلم یا برنامه ای به کار می رود که ماهیت کاملا داستانی نداشته باشد.»
جیمز موناکو،فرهنگ رسانه های نو،ص 94.

همپیوند

2/08/2009

ویژه برنامه ایران درتلویزیون آرته


ایران،قدرت آشکار،
فرانسوا کولیسیمو وژان میشل وشیه،آرته،
2008

ویژه برنامه ایران
محسن قادری

شبکه تلویزیونی آرته چهارشنبه این هفته 11 فوریه 2009 (23 بهمن 1387) به مناسبت سی امین سالگرد انقلاب اسلامی ویژه برنامه ای با نام«ایران رخ می گشاید»را پخش می کند ومی کوشد تصویری واقع بینانه تر از ایران امروز به دست دهد.مجله «تلویزیون»همراه با معرفی این فیلم ها وزمان پخش آنها مطلب کوتاهی درباره این برنامه چاپ کرده است.به نوشته این مجله،بیش تر این فیلم ها که فهرست آنها درپی می آید مستند اند وتنها یک فیلم داستانی (دایره،جعفر پناهی،ایران،ایتالیا، سوییس،2000)که بارها وبارها از آرته پخش شده دراین ویژه برنامه گنجانده شده است.برخی ازاین مستندها نیز نخستین باردریک تلویزیون اروپایی پخش می شوند.به نوشته این مجله هدف این ویژه برنامه که دربردارنده مستندها،مجلات تلویزیونی،وفیلم سینمایی است،نشان دادن ایرانی واقعی و شناخت ایران اززبان زنان ومردان ایرانی است.درلابه لای این ویژه برنامه تلویزیونی ده گزارش پنج دقیقه ای با مجری گری و کارگردانی خانم مانون لوآزو پخش می شود.

به نوشته مجله تلویزیون،«درسال 1978 شاه ایران درپاسخ روزنامه نگاری که ازاو پرسیده بود آیا درایران مخالفت مذهبی وجود دارد پاسخ داده بود این مخالفت جدی نیست.چند ماه بعد،این هم پیمان امریکا و واپسین نماینده خاندان پهلوی در قدرت کشور را ترک گفت و درتبعید درگذشت تا مطلق گرایی او جای خود را به حکومت مذهبی ایران دهد.ازآن پس،ایران
سبب هراس دنیای غرب بوده است.دربرابراین قدرت نفتی تاریخی درقلب منطقه ای بی ثبات نگرانی ها ازکشوری بالا می گیرد که درپی دستیابی به نیرویی اتمی است که نمی توان مطمئن به کاربرد صلح آمیز آن بود.به گفته هاشمی رفسنجانی که از سال 1989 تا 1997 رییس جمهورکشور بوده ایران کانون حساسی درچهارراه جهانی است.»

فهرست فیلم ها
برپایه عنوان فرانسوی آنها

10.15: ایران،انقلاب سینمایی،مستندی از نادر تکمیل همایون(2006)،98 دقیقه.

12.00: برنامه تلویزیونی«شیک!»ویژه ایران،با مجری گری ایزابل جوردانو،26 دقیقه.

12.30: «نگاهی به نقشه ها»،حکومت ایران،مجله جغرافیایی با مجری گری ژان کریستف ویکتور.

13.00: «معماری»،مسجد شاه اصفهان،مستندی پخش نشده از ریشار کوپَن،(2008)،26 دقیقه.

13.25: «تخته رنگ ها»،مینیاتورهای ایرانی.باغ های بهشت.مستندی ازآلن ژوبر(1997)،26 دقیقه.

14.05: بازیکن فوتبال،همسر ومعشوقه اش*،مستندی پخش نشده از مهناز افضلی،(ایران،2007)،58 دقیقه.

15.10: خانواده من درتهران**.مستندی از افسر سونیا شفیعی،(2006)،89 دقیقه.

16.40:مقتول ها،قاتل ها***،مهوش شیخ الاسلامی،(2003)،26 دقیقه.

17.10: نامه به رییس جمهور،مستندی پخش نشده از پتر لوم،(ایران،2008)،52 دقیقه.

18.15: انبارگنج،مستندی پخش نشده از بهمن کیارستمی،(ایران،2008)،43 دقیقه.

19.00:«همه تلویزیون های جهان»،تلویزیون ایران،مستندی ازسونیا کرونلاند،(2005)،26 دقیقه.

20.45:ایران،قدرت آشکار،مستندی پخش نشده،نوشته ژان فرانسوا کولیسیمو،
به کارگردانی ژان میشل وشیه، (2008)،90 دقیقه.

22.20: «زوم اروپا»،مجله اروپایی به مجری گری برونو دوویس(فرانسه وآلمان)43 دقیقه.

23.05: دایره،فیلمی از جعفر پناهی(ایران،ایتالیا،سوییس،2000)،85 دقیقه.


جدول پخش این برنامه ها به فرانسه

10.15

L'Iran: un révolution cinématographique
Documentaire de Nader T.Homayoun,2006,98 min

12.00

"Chic!" Spécial Iran
Présenté par Isabelle Giordano, 26 min

12.30

" Le Dessous des cartes": L'Etat d'Iran
Magazine géographique de Jean-Christophe Victor

13.00

"Architectures": La Mosqué royale d'Ispahan
Documentaire inédit de Richard Copans
2008,26 ,min

13.25

" Palettes": Miniatures persanes. Les Jardins du paradis
Documentaire d'Alain Jubert
1997,26 min

14.05

Le Footbaleur, sa femme et sa maîtresse
Documentaire inédit de Mahnaz Afzali
Iran, 2007,58 min

15.10

Ma famille à Téhéran
Documentaire d'Afsar Sonia Shafie
2006, 89 min

16.40

Meurtries, meurtrières
Mahvash Sheykholeslami
2003, 26 min

17.10

Des lettres pour le président
Documentaire inédit de Peter Lom
Iran, 2008, 52 min

18.15

La cave aux trésors
Documentaire inédit de Bahman Kiarostami
Iran, 2008, 43 min

19.00

Toutes les télés du monde": La Télévision des Iraniens
Sonia Kronlund
2005, 26 min

20.45

Iran, une puissance dévoilée
Documentaire inédit écrit par Jean-François Colisimo
Réalisié parJean-Michel Veccihiet
2008, 90 min

22.20

Zoom Europa
Le magazine européen présenté par Bruno Duvic
Fr. et All. 43 min

23.05

Le Cercle
Film de Jafar Panahi
Iran, Italie, Suisse,2000,85 min






*کارت قرمز

**تهران خصوصی من

***قاتل یا مقتول


پیش نمایش این ویژه برنامه

video

2/07/2009

ایران وغرب

عکس:احمد کاوسیان


ایران وغرب
مستندی سه بخشی از شبکه فرانس 3،فرانسه
محسن قادری

به مناسبت سی امین سالگرد انقلاب اسلامی ایران،شبکه تلویزیونی فرانس 3 در روزهای 17 و18 فوریه مستندی در سه بخش با نام «ایران وغرب» را پخش خواهد کرد.این شبکه با پخش این برنامه قصد دارد بینندگان خود را پیرامون روابط سی ساله سران ایران،عراق ودنیای غرب وبه ویژه امریکا آشنا سازد.بخش مستند این شبکه تلویزیونی فرانسه درساخت این مستندها از تصاویر بایگانی اغلب انتشار نیافته وگفت وگوهای اختصاصی با بیست وپنج چهره برجسته بهره برده است.این مجموعه حاصل نزدیک به چهار سال کار پرتلاش کارگردان بریتانیایی برایان لپینگ Brian Lapping است.

Episode 1: Khomeiny, l'homme qui a changé le monde
1978-1980

بخش نخست این مجموعه«خمینی،مردی که جهان را دگرگون ساخت» (1978-1980) که 17 فوریه درساعت 23 و 25 دقیقه پخش خواهد شد،به کمک گفت وگوهای مهم و برجسته ومشخصا سخنان رییس جمهور پیشین امریکا،جیمی کارتر،به گروگان گیری در سفارت امریکا در تهران می پردازد.این پرونده که 444 روز به درازا می کشد،آغاز انقلاب اسلامی ایران را رقم می زند وسقوط کارتر را شتاب می بخشد.دانشجویان ایرانی که ازدرمان شاه تبعیدی ایران در امریکا درخشم بودند سفارت را اشغال می کنند وبیش از شصت نفر را درآنجا به گروگان می گیرند.کارتردربرابر این تهدید دست به عملیاتی نظامی می زند که به شکست می انجامد وبی شک حاصل آن پیروزی رونالد ریگان درانتخابات ریاست جمهوری امریکا در نوامبر1980 است.

Episode 2: Un Etat marginalisé
1981-2000

دومین بخش این مستند،«دولت منزوی»(1982-2001)،فیلمی به کارگردانی دلفین ژودو است.ازپیامدهای انقلاب اسلامی ایران محرومیت غرب از داشتن دوستی قدرتمند،یعنی شاه ایران بود.انقلاب اسلامی همچنین موجب تاثیرگذاری بر دیگر قدرت های نفتی متحد با دنیای غرب شد.دومین بخش این مجموعه مستند با دو رهبر برجسته تاریخ ایران از زمان درگذشت آیت الله خمینی در1989 به گفت وگو می نشیند.برای نخستین بار ودرگفت وگویی اختصاصی،هاشمی رفسنجانی،رییس جمهور ایران درفاصله سال 1989 تا 1997،و محمد خاتمی،رییس جمهور دیگر ایران از 1997 تا 2005 دعوت این برنامه را پذیرفته اند تا به گونه مفصل ودقیق به پرسش های مربوط به نقش بارز خود در دوران ریاست جمهوری اشان بپردازند.

دراین بخش،همچنین به آزادی گروگان های فرانسوی در لبنان از سوی نیروهای حزب الله پرداخته می شود وگفت وگوی فرانسوا میتران رییس جمهور فرانسه در سال 1995 پخش می شود و به رخدادهایی اشاره می شود که بازگردانده شدن گروگان های فرانسوی به کشورشان را درپی داشتند.

Episode 3:Le défi nuclaire
2001-2008

بخش سوم با نام «چالش اتمی»(2001-2008) مستندی به کارگردانی پل میشل است.دراین بخش به پشت صحنه های رخداد 11 سپتامبر 2001 پرداخته می شود وبه افشاگری های ولادیمیر پوتین وتلفن او به جورج دبلیوبوش اشاره می شود که وی را از ترور فرمانده مسعود آگاه می کند ومی گوید که او این رخ داد را سرآغاز رخ دادهای بسیار وخیم تری احساس می کرده است.این احساس رییس جمهور پیشین روسیه به احساس برخی ازرهبران ایران پیوند می خورد مبنی براین که القاعده پیش از اقدام رادیکال ترخود علیه ایالات متحد درابتدا می خواسته است احمد شاه مسعود،فرمانده بانفوذ افغان را از سر راه بردارد.معاون پیشین ریاست جمهوری ایران،محسن امین زاده،با نگاه به تصاویر تلویزیونی روز 11 سپتامبر به رییس جمهور خاتمی اعتقاد خود دراین باره را بیان می دارد که این حمله آشکارا عملی تروریستی ازسوی جنبش رهبری شده از سوی بن لادن است.

حملات یازده سپتامبر موقعیتی است برای ایران تا همدلی خود با قربانیان این حملات را بیان دارد.با این حرکت،رییس جمهور محمد خاتمی نیت خود برای مبارزه با طالبان وازاین راه مبارزه با القاعده با همکاری ایالات متحد را اعلام می دارد.بدین سان،سران ایران و امریکا به گونه مشترک نیروهای اتحاد شمال را برای نبرد با طالبان در افغانستان مستقر می سازند.کالین پاول موقعیت ناممکن مبارزه «یک ارتش جهان چهارمی که با اسب یا پای پیاده جا به جا می شود ونیروی هوایی جهان نخست» را بیان می دارد ومی گوید که از قضا این موقعیت «کارگر افتاده است».

ایران امیدوار بود این همکاری با ایالات متحد درافغانستان موجب تحکیم پیوندهای دیپلماتیک میان دو کشور شود که از زمان گروگان گیری در تهران درسال 1979 از هم گسسته شده بود اما این امیدی واهی بود...


Iran/Occident
17 و18 فوریه 2009
France 3

 
Clicky Web Analytics