12/23/2008

ماه،خورشید،گل،بازی

ماه،خورشید،گل،بازی،کلاوس اشتریگل،آلمان،2008

ماه،خورشید،گل،بازی
محسن قادری

معلم: چرا باید برای داشتن پدر و مادر خدا را شکر کرد؟ تو بگو.
شاگرد اول: من نمی دانم.من هیچکدام را ندارم.
معلم: تو اسم چند تا چیزقشنگ را بگو.
شاگرد دوم: ماه،خورشید،گل،بازی.
معلم:تو حالا اسم چند تا چیز زشت را بگو.
شاگرد سوم: دست،پا،سر.

کلاوس اشتریگل،فیلم ساز آلمانی،زمانی که فروغ فرخزاد در1958 درمونیخ زندگی می کرد سه ساله بود.اوبا خانواده اش درهمان مجموعه آپارتمانی زندگی می کرد که فروغ فرخ زاد نیز درطبقه پایین آن خانه داشت.اوسال ها بعد که به همراه دستیارش برای فیلم برداری فیلم اش به تهران می رود درهمان شب ورودش به گونه اتفاقی به این نکته پی می برد. آشنایی او با حسین منصوری،شخصیت اصلی فیلم اش نیز به گونه ای اتفاقی است.او در1999 فیلمی داستانی می سازد که نقش شخصیت اصلی آن را یک پسر نه ساله ایرانی با نام « رمان طولانی»،پسر خوانده حسین منصوری،بازی می کند.مادر«رمان» او را به یک برنامه شعرخوانی دعوت می کند ودر آنجا با حسین،زندگی وشعرهای فروغ فرخ زاد و فیلم «خانه سیاه است»(1341) آشنا می شود.درسکانسی ازاین فیلم،درکلاس درس،معلم ازکودکی می خواهد که چند چیز زیبا را نام ببرد.ما این پسربچه را یکی دوبار دیگر نیز به گونه کوتاه دراین فیلم می بینیم.اشتریگل،دیرتر درمی یابد که این پسربچه،حسین منصوری،پدرخوانده «رمان» است که اکنون پا به سن گذاشته است.ازاینجا،طرح مستندی شکل می گیرد که نام آن برگرفته ازپاسخ آن پسربچه است: ماه،خورشید،گل،بازی.

کلاوس اشتریگل می بایست برای یافتن تهیه کننده به تلاش بر می خواست زیرا تهیه کنندگان آلمانی تمایلی به کار برروی این موضوع نداشتند.استدلال آنها این بود که آلمانی ها حتی شاعران خودشان را هم نمی شناسند چه رسد به زندگی شاعری ایرانی.او سه سال وقت گذاشت تا برای فیلم اش سرمایه گذاربیابد.وی برای متقاعد ساختن تهیه کنندگان،طرح خود را برپایه زندگی کودکی نوشت که درجذام خانه ای زندگی می کند و یک زن شاعر ایرانی او را به فرزندی می پذیرد.پس از این کار لازم بود حسین منصوری نیز متقاعد شود که دربرابر دوربین از زندگی خود بگوید زیرا او ترجیح می داد فیلم درباره فروغ باشد تا او.

«ماه،خورشید،گل،بازی» فیلمی درباره بازی های سرنوشت وجادوی واژگان وقدرت اعجاب انگیزکلمات است.خانه سیاه است با تصاویر بی پرده وعینی،برداشت های رایج ما از زیبایی را به چالش می گیرد،فیلمی که درلایه ظاهری خود به شعری چنان پر توان،ساختارتصویری چنان ساده وشیوه بیانی بس تاثیرگذاردرآمیخته است که اکنون 46 سال پس از ساخته شدنش اش می تواند الهام بخش فیلمی دیگر وبازگشای زندگی یکی از شخصیت های خود باشد.

در وبسایت فیلم چنین می خوانیم:

«در 1962،فروغ فرخزاد،شاعر ایرانی،ازجذامیان درنقطه ای دور افتاده ازایران دیدارمی کند تا فیلمی درباره دنیای اشان بسازد.فیلم او،«خانه سیاه است»،آوازه جهانی می یابد وبا خود دنیای کوچکی را نیز دگرگون می سازد:دنیای پسربچه ای که بخت یارش بود تا با اوآشنا شود.واین پسربچه،یک شبه،ازاجتماع جذامیان به حال وهوای پرتب وتاب ایران پیش ازانقلاب درافتاد.قصه ای مستند که از جذام خانه ای درشمال ایران آغاز می شود وبه وست اند مونیخ می رسد :دراینجا،حسین منصوری،شاعر تبعیدی،به جست وجوی این پسربچه برمی آید وبه یک قصه شرقی واقعی درباره خاستگاه های خود و قدرت جادویی کلمات می رسد.»(برگردان آزاد)


پیش نمایش

Mond Sonne Blume Spiel, Claus Strigel,2008
Moon Sun Flower Game, Claus Strigel,2008

video

برخی نکات درباره ساخت این فیلم،از گفت وگویی با کارگردان آن برگرفته شده که درسایت فروغ فرخ زاد بازچاپ شده است.

1 دیدگاه:

elham گفت...

merci mohsen e aziz , man ke hamishe az khondane khat be khate neveshtehat ke por az matalebe kamyab darbareye cinamaye mostanade lezat mibaram.

 
Clicky Web Analytics