۴/۰۷/۱۳۸۵

فیلم های سفر و کاوش-3


مرد آرانی

برگرفته از کتاب:فیلم ناداستانی
موشته ریچارد م.برسام
ملک محسن قادری
رابرت فلاهرتی

تا اینجا مشهورترین وتاثیر گذارترین کارگردانی که ازژانر مسافرت به ظهوررسیده رابرت فلاهرتی بوده است. در حالی که می بایست بر کار برادران لومیر به دلیل ساخت نخستین فیلم های ناداستانی ارج گذاشت و جان گریرسون را همچون پدر سینمای مستند برشمرد، رابرت فلاهرتی اما در ردیف نخستین فیلم سازانی جای می گیرد که به مشاهده و ثبت زندگی عینی رونهاد و به سهم خود آفریننده گونه ای از فیلم ناداستانی شد. اوبه دلیل مشاهده دقیق و تخیل غنی خود،دوست داشت داستان هایی بیافریند که هم آنها را با صدای بلند برای دوستانش نقل کند و هم برای بینندگانش به فیلم درآورد.

فلاهرتی ازآن روتمایز می یابد که کارش نشان گراستقلال مشخص و بینشی رمانتیک بود که فیلم های بی نظیرش را الهام می بخشید.او شیفته انسان و دنیای طبیعت،مجذوب هنرها و فنون برخاسته ازانسان بدوی و بیزار از فن آوری های مسخ کننده انسان مدرن بود.توصیف فلاهرتی درباره خودش به عنوان کاشف-هنرمند شکل دهنده زندگی و هنر ش بود با این حال این بازشناسی شخصی به اندازه کافی مبهم بود تا انواع تعبیرها را درباره او امکان پذیر سازد. فیلم های او در برابر دسته بندی ژانر یا گونه مقاومت می کنند و اصطلاحات رایج – رئالیست، مردم شناختی، مستند--چنان که باید روشنگر آثار او نیستند.


فلاهرتی هرچند فلسفه شکلی زندگی یا هنر را نادیده نمی گیرداما بینش او درباره طبیعت عینی و انسانی، بینشی که گرایش به دگرگونی واقعیت دارد تا تصدیق آن، می تواند در مضامین و درون مایه های عمده ای یافت شود که در فیلم هایش تکرار می شوند: زیبایی طبیعی، سنت های کهن، ستیز انسان و طبیعت، کوشش های مشترک خانوادگی، آگاهی از رهگذر رنج، اشتیاق به گذشته.در نگره اومانیست غرب،فلاهرتی طبیعت انسانی را همچون درون مایه محوری خود بر می گزیند، و به تجلیل وقار انسانی می پردازد،و انسان را مقیاس همه چیز قرار می دهد.اودر همه فیلم هایش درپی ترسیم همین تم های حماسی بود. کالدر مارشال شخصیت های فیلم هایش را این گونه می بیند:« آدم هایی که در میانه زندگی همیشه چنان نزدیک به مرگ بودند که به گونه ای متعالی در لحظه می زیستند».

همه فیلم های فلاهرتی تنوعاتی برآمده از یک آرمان هستند: خوشبختی هنگامی وجود دارد که انسان آزاد است و به سادگی و در هماهنگی با طبیعت می زید. با این حال ستیزه می بایست همواره به گونه اجتناب ناپذیر وجود داشته باشد وفلاهرتی به منظورتصدیق برتری و تفوق روح انسانی توجه خود را بر ستیزهای میان انسان و طبیعت متمرکز می سازد تا ستیزهای میان انسان ها.بدینسان طبیعت هم به عنوان نقش مایه اصلی و هم به عنوان شخصیت اصلی به کار برده می شود، طبیعتی که با نیروهای حیوانی و انسانی که با انسان هم زیستی دارند نمادین گشته واز یک سو ضد قهرمان نیزبه شمار می رود.با این حال،این موضوع همچنین نشانگر حرمت گذاری فلاهرتی نسبت به موجودات زنده است که در همه فیلم هایش بقای انسان بیش تر ازسوی آب و هوا و عناصر طبیعی تهدید می شود تا از ستیزها با حیوانات یا دیگر انسان ها.برای نمونه، در فیلم « مرد آرانی» زمینه ایجاد فضای قهرمانی، دریای خشمگین وصخره سنگ های بایر و بی حاصلی که بر روی آنها زندگی می کنند است که جزیره نشینان را به تنهایی و انزوا فرو می برد.دریای پیرامون، همچون یک حقیقت زندگی،به استعاره ای از تقدیر گریز ناپذیر بدل می شود.

انسان آنگاه که باید به گونه اجتناب ناپذیر باطبیعت رویاروشود با مهارت هایی نجات می یابد که ازراه شهود و سنت آموخته است. قهرمانان مرد فیلم های فلاهرتی(مشخصا نانوک، موآنا، مردان آران، مزرعه نشینان فیلم زمین،آقای لاتور در داستان لویزیانا)استادکاران طبیعتند که ازراه مهارت های خود به عنوان شکارچی(ان)جنگجویان،وماهیگیران نجات می یابند.فلاهرتی با نشان دادن اینان،آزادی انسان برای زیستن همچون بخشی ازطبیعت را بیان می دارد ونشان می دهد که آن دسته از جنبه هایی که انسان رادر همپیوندی با طبیعت می نهند(بدنش، نیازهایش، احساساتش)از این نظر برای او بنیادی اند که نمی تواند آنها را نادیده گیرد یا مغلوب شان شود.آنها پیکره قهرمان کلاسیک را ندارند و اسوه رنج کشیدن نیستند، بلکه هدف این است که با نشان دادن ایشان وضعیت انسانی روشن شود.برگزیدن آنها بیشتر برای نشان دادن جهان بینی فلاهرتی است.آنها ادراک کامل شرایط شان را انکار می کنند.در حقیقت، آنها بر مرگ زودرس چه بر اثر بخت چه بر اثر مهارت فائق می آیند. در مرد آرانی، پیش درآمد فیلم بیان می دارد که دریا ممکن است به گونه اجتناب ناپذیر از ماهیگیران ادعای خسارت کند اما صحنه پردازی مرگ سمبولیک قطعا از کوشش های ابداعی فلاهرتی برمی خیزد.با این همه، آنها چیزی جز یک قایق کوچک و چند تور ماهی گیری را از دست نمی دهند.اعتقاد فلاهرتی به نوع انسان،همان گونه که در جدال و پیروزی جزیره نشین های آران بر دریا نمود یافته او را بر آن داشته تا ریتم تراژیک را که نه تنها در روایت این فیلم بلکه همچنین در نگرش جزیره نشینان به زندگی نیز اشکار است انکار کند.

۵ نظر:

alireza گفت...

salam
man yek webloge cinamaei dorost kardam
shoma ro link kardam
dar sorat tamayol man ro link konid

محمد گفت...

سلام عرض می شود محسن خان / ای بابا دل ما تنگ شده بود / کجا بودی بابا ؟

alireza malekian گفت...

az hozor shoma tashakor mikonam
mamnoon ke man ra link kardid

ناشناس گفت...

salam Mohsen jan, dast marizad.

neyestani گفت...

salam Mohsen jan, dast marizad.