۱۲/۲۷/۱۳۸۴

گزارش فیلم مردم شناسی




گزارش فیلم مردم شناسی
با نگاه به آثار جان مارشال
محسن قادری

در نخستین روز برپایی کارنمای فیلم مردم شناسی2006 پاریس فیلم هایی از جان مارشال، فیلم ساز قوم پژوه امریکایی به نمایش در آمد.این فیلم ها دربرگیرنده آثاری بودند که اودر افریقا وهمچنین در کشور خود ساخته است.برخی از این فیلم ها نخستین بار در فرانسه به نمایش درمی آمدند.« کلانتری شماره 9: درون و بیرون» یکی ازاین فیلم ها بود که به زندگی و کوشش های پلیس شهر پیتزبورگ در امریکا می پردازد.این مجموعه فیلم ها محصول سال 1970 هستند و به صورت سیاه و سفید و با دوربین 16 م م برای پلیس امریکا ساخته شده اند.

شاید بسیاری از دوست داران آثار مارشال نمی دانستند که او افزون بر فیلم هایی قوم پژوهی درافریقا، فیلم های دیگری نیز در کشور خود با مضمون جرائم مدنی ساخته که نگاهی زنده و لحظه به لحظه به رخدادهای خیابانی یک شهر امریکایی و کوشش های پلیس این کشور هنگام مداخله در رخدادهای شهری دارد.همگامی مارشال با ماموران پلیس به هنگام ماموریت های روزانه و شبانه و نشان دادن خشونت های شهری در هنگام دستگیری متهمان به او امکان داده تا با درگذشتن از برخی اصول تکنیکی و نادیده گرفتن تصویربرداری شیک وآکادمیک، برخی از تکان دهنده ترین تصاویر زنده و مستند از زندگی شهری را بیافریند.دوربین در بسیاری از صحنه ها از نور، صدا و حرکات شتاب زده برخوردار است اما این یکی از ویژگی های مثبت این مجموعه فیلم هاست و از جمله نقاط قوت آنها به شمار می رود.با مقایسه قابلیت های دوربین های سبک و کم حجم دیجیتال با دوربین 16 میلی متری مارشال می توان به دشواری ها و همچنین ارزش های کار او پی برد.این همان شیوه ای از فیلم برداری است که فردریک وایزمن هوشیارانه با کمک گرفتن از جان مارشال به عنوان فیلم برداردر فیلم ارزشمند خود« دیوانگی های تیتیکات»(1967)سه سال پیش از آفرینش این مجموعه فیلم ها از آن بهره می گیرد. در فیلم وایزمن نیز همه جا دوربین جان مارشال بیماران روانی را در اتاق ها، حیاط و راه روهای یک مرکز بازپروری روانی دنبال می کند و در بسیاری از صحنه ها دوربین روی دست تلاش مددکاران، روان کاوان و زندگی بیماران روانی را به سبک سینمای مستقیم به تصویر می کشد.

سال های دهه 1970 درامریکا با ترورمارتین لوترکینگ، جان اف کندی و جنگ ویتنام و هم چنین مبارزات فکری جامعه امریکا برای بهبود ساختارهای اجتماعی همزمانی دارد.این فیلم با نشان دادن تصاویرتکان دهنده و نگاه بی پرده خود، تب وتاب های اجتماعی جامعه آن روز امریکارا به گونه تکان دهنده به تصویرمی کشد.این مجموعه فیلم هاکه نسخه 90 دقیقه ای آن برای پخش در فرانسه در نظر گرفته شده بود به سفارش پلیس امریکا تهیه شده و هدف از ساخت آن پخش شدن در هیچ شبکه تلویزیونی نبوده است.یکی از مهم ترین دلایل ساخت این فیلم بررسی ناهنجاری های اجتماعی از سوی جامعه شناسان و صاحب نظران علوم انسانی، روان شناسان، و چهره های دانشگاهی برای تحلیل پدیده های یک جامعه مدرن و دشواری های پیش روی آن بوده است.خانم سینتیا کلوز مدیر اجرایی سازمان« منابع آموزشی مستند» که از سوی جان مارشال بنیان گذاری شد یکی از مهمانان این کارنما بود که پیش از نمایش این فیلم چندان به آمادگی تماشاگران گرد آمده در سالن موزه انسان شناسی پاریس برای دنبال کردن همه صحنه های فیلم اطمینان نداشت از این رو پیشنهاد داد که در صورت خستگی بینندگان یا دلزدگی آنان از تصاویر فیلم وقفه ای چند دقیقه ای در پخش آن داده شود. همین گونه نیز شد و تماشاگر امروزی نتوانست تا پایان این فیلم را تماشا کند.البته شاید یکی از مهم ترین دلایل این امر زبان انگلیسی خیابانی فیلم و نداشتن زیرنویس فرانسه بود.اما دلیل دیگر که خود یکی از مباحث بسیار مهم فیلم مستند امروز است بحث حقوق انسانی موضوعات فیلم شده است.

در جامعه امروز فرانسه که در بسیاری از گزارش های تلویزیونی یا صحنه های خبری تلویزیون هایش تصاویر آدم ها به گونه ناواضح و با رعایت حقوق انسانی فرد فیلم شده به نمایش در می آیند دیدن تصاویر بسیار خشونت آمیز از رفتارهای پلیس می تواند شوک آور و غیر قابل تحمل باشد.امروزه این شیوه نمایش موضوع در فیلم های خبری یا گزارش های مستند به یکی از چالش های بزرگ پیش روی مستند سازان غربی(امریکایی و اروپایی)تبدیل شده زیرا گاه در یک قاب تصویر بیننده ناگزیر از دیدن صحنه ای است که بسیاری آدم های به نمایش در آمده در آنها چهره های شطرنجی دارند.این امر هرچه بیشتر بر دشواری کار خبررسانان تلویزیونی، و مستندسازان می افزاید و از همه مهم تر بسیاری از توان های تصویری و ارزش های بصری یک اثرمستند را مخدوش می سازد و گاه آنان را در چالش حقوقی با موضوع قرار می دهد.این نگرانی در سخن یکی از تحلیل گران فیلم آشکار بود که در پایان نمایش فیلم های جان مارشال به طنز اظهار داشت که شاید روزی برسد که ما شاهد شطرنجی شدن همه تصاویر مستند باشیم.



نخستین فیلم به نمایش درآمده درروزنخست برپایی کارنمای فیلم مردم شناسی پاریس« شکارچیان»(1957) از ساخته های ویدیویی جان مارشال بود.این فیلم یکی ازآثار مطرح سینمای کلاسیک است که شکار یک زرافه به دست بوشمن های نامیبیا درپنج روز را به تصویر می کشد.فیلم در فاصله سال های 1952 تا 1953 فیلم برداری شده که مارشال هنوز جوان بوده و نخستین فیلم بلند خود را می ساخته است. اثر بعدی« رابطه خنده دار»(1969) ویدیوی سیاه و سفیدی در 13 دقیقه از دیگر ساخته های جان مارشال بود که رابطه شوخ طبعانه« ن!اه»همسر جوان «/گوندا» و عموی بزرگش«تی!کی» را به تصویر می کشد.برای « !کونگ» این رابطه طنز آمیز فرصت ارزنده ای است برای ایجاد صمیمیت کلامی، رهایی حسی و پشتیبانی. فیلم دیگر،« ن!اه، داستان یک زن !کونگ»(1980) اثر ویدیویی رنگی در 59 دقیقه بود که همچون همه فیلم های به نمایش درآمده، نسخه انگلیسی آن پخش شد. این فیلم به بررسی زندگی دیروز و امروز«!کونگ» می پردازد و تصویری بی واسطه و صمیمی از« ن! اه»، زنی از قبیله !کونگ ارائه می دهد که در سال 1978 35 سال داشته است.« ن!اه» سرگذشت خود را برای ما بیان می دارد و هنگام نقل این سرگذشت، ماجرای زندگی«!کونگ» در طی سی سال دنبال می شود
یکی از ویژگی های سبک کاری جان مارشال دنبال کردن شخصیت ها در طی سال ها و دهه ها و در گذر زمان است.حاصل پنجاه سال فعالیت فیلم سازی او در افریقا، مجموعه فیلم هایی است که بوشمن های نامیبیا را در قالب های مختلف تصویری(فیلم و ویدیو)به تصویر می کشد.دو فیلم دیگرمارشال که در سئانس بعد از ظهر به نمایش درآمدند اینها بودند: کلانتری شماره 9: درون و بیرون(امریکا،1970،نسخه ویدیویی، سیاه و سفید،90 دقیقه، نسخه انگلیسی) و خانواده کالاهاری: مرگ به خاطر اسطوره(نامیبیا، 2002،نسخه ویدیویی، رنگی، 90 دقیقه، نسخه انگلیسی).این فیلم پنجمین بخش از سلسه فیلم های جان مارشال در نامیبیا است که با نام کلی خانواده کالاهاری شناخته می شوند. این مجموعه از دل دو ملیون فیت فیلم 16 م م و هزاران ساعت نوار ویدیویی تهیه شد که بایگانی مارشال/افریقا را تشکیل می دهند.نکته جالب درباره این اثر ارزشمند این است که تاکنون در کشور خود امریکا به نمایش در نیامده است.

هدف ازانتخاب فیلم نخست (کلانتری شماره 9...) بازشناسی یک اثر ناشناخته جان مارشال به تماشاگران اروپایی و تاکید بر این نکته بود که فیلم یاد شده به هدف پخش در تلویزیون ساخته نشده و بینندگان بسیار کمی در جهان آن را دیده و از این زمینه کاری در مجموعه دوران فیلم سازی مارشال آگاهی دارند.فیلم درگیری و مداخله ماموران پلیس در محلات شهر پیتزبورگ در هنگام وقوع رویداد های شهری را نشان می دهد و یکی از نخستین فیلم های مستند از این نوع درامریکاست که زمینه را برای پیدایش مجموعه فیلم های گزارشی و مستند بی واسطه از زندگی ماموران پلیس فراهم ساخت.بیشتر صحنه های فیلم به جز برخی صحنه های بازجویی در اداره پلیس بر روی دست فیلم برداری شده اند و دوربین همه جا ماموران پلیس را هنگام مداخله و درگیر یا در گشت های شبانه و روزانه به تصویر می کشد.نور در بسیاری جاها به دگرگونی شدید(شدت و ضعف)دچار می شود امابه وضوح آنچه که برای فیلم سازاهمیت داشته واقعیت زنده و تابناک موضوع بوده است.این شیوه فیلم برداری و نگاه زنده به موضوع سپس ازسوی بسیاری ازفیلم سازان سینما وریته و سینمای مستقیم دنبال گردید.یکی از برجسته ترین نمونه های فرانسوی این فیلم ها«اتفاقات گوناگون»(1983)ساخته ریمون دپاردون است که زندگی و کار ماموران پلیس شهر پاریس را در طی ماموریت های خود و نیز در هنگام درگیری ها یا بازجویی متهمان به نمایش می گذارد.دپاردون نیز در فیلم خود سبکی به شدت زنده و سیال به حرکات دوربینش می بخشد و با آنکه تنها یک دهه میان این دو فیلم فاصله وجود دارد آشکارا اثر دپاردون رویارو با دشواری های نمایش چهره آدم ها بوده است.او در بیشتر جاها از نمایش چهره ها می پرهیزد یا آنها را از پشت سر نشان می دهد.


خانواده کالاهاری(بخش پنجم) یکی از فیلم های ارزشمند در کارنامه مستندسازی جان مارشال است.این فیلم به دشواری های زندگی بوشمن های نامیبیا پس از استقلال این کشور و اعطای کمک های جهانی پس از دستیابی به استقلال می پردازد. این کمک ها دشواری های بسیاری برای بوشمن های نامیبیا پدید می آورد و بدون آنکه آنان براستی بهره ای از این کمک ها برند با شگفتی از خود می پرسند: براستی این کمک ها به کجا می رود.از آن سو بسیاری از از این بوشمن ها به شیوه زندگی بومی خود وفادارند و آن را عاملی مهم در بقای خود می دانند. از دید آنها این کمک ها نه تنها به بهروزی آنها نیانجامیده که آنها را به عکس در فقر و تیره روزی و مرگی زود رس در افکنده است.آنان بنابر اسطوره های خود به دنیا آمده اند تا شکار کنند اما شیوه های نوین بهره برداری از منابع طبیعی نامیبیا آنها را از شکار حیوانات باز می دارد.آنان شیوه زندگی شکارچی خود را گونه ای همزیستی درهماهنگی جاودان با طبیعت می دانند.در واقعیت نیز شاید بتوان دشواری پیش روی آنان را منطقی پنداشت زیرا آنچه که در نهایت نصیب آنها می شود تبدیل شدن آنه به مدل های عکاسی توریستی است.ما در پایان آنها را می بینیم که به گونه غم انگیز در میان بوته ها الگو های رفتاری خود را دربرابر دوربین توریست ها بازی می کنند تا درازای دریافت چند دلار از مرگ بازرهند.


زندگی و آثار جان مارشال
نوشته سینتیا کلوز


در 1950، لورنس مارشال( پدر جان مارشال) به عنوان رییس شرکت برق بزرگ« ریتئون» بازنشسته شد . لارنس فردی نبود که وقت خود را را در دوران بازنشستگی به بیهودگی بگذارند. از سوی دیگر این فرصت مناسبی بود که او فرزند خود را هرچه بهتر بشناسد.جان همچون پسری جوان همواره آرزوی رفتن به افریقا داشت. او کتاب هایی چون « ورزشکار بوشولد» نوشته پرسی فیتزپاتریک را درباره کاوش در افریقا خوانده بود.پدر و پسر خبری درباره جست و جوی شهری گمشده در صحرای کالاهاری خوانده بودند،از این رو با موزه « پیبادی» در دانشگاه هاروارد و با موسسه« اسمیتسونیان» تماس گرفتند تا ببینند آیا در باره انجام سفری اکتشافی به صحرای کالاهاری می توان علاقه ایجاد کرد. مدیر وقت موزه پیبادی، ج او. بریو، به آنها پیشنهاد داد که هنگام جست و جوی شهر گمشده در پی یافتن« بوشمن های وحشی» بروند.


در 1950 همه اعضا خانواده مارشال راهی نخستین سفر از سفرهای بسیار خود به صحرای کالاهاری در جنوب غرب افریقا(نامیبیای کنونی)شدند. لورنس مارشال کارها را مشخص کرده بود. لورنا مارشال( مادر جان) می بایست به پژوهش های مردم شناسی دست زند، الیزابت( که اکنون با نام الیزابت مارشال توماس، نویسنده شناخته شده ای محسوب می شود) می بایست کتابی در این باره بنویسد و جان هم ساخت فیلم را برعهده داشت.آنها در دومین سفر اکتشافی خود در حقیقت به گروهی از بوشمن ها برخوردند که در قلب صحرا می زیستند و پیوند مستقیم با سفیدپوستان نداشتند.این بومیان همچنان بر شیوه کهن شکار و زندگی گروهی می زیستند.آنان با خانواده مارشال پیوندی آغاز نهادند که تا سه نسل دنبال گردید.


جان مارشال کار خود را با به کارگیری یک مدل اولیه دوربین « بل آند هاول» و با صد فیت فیلم کداک آغاز کرد.فیلم خام مصرفی با توضیحاتی درباره چگونگی تهیه فیلم و فهرستی تبلیغاتی از موضوعاتی همراه بود که انسان شناسان می توانستند به آنها بپردازند.این ها همگی انگیزه هایی شدند برای کار جان مارشال و تجربیاتی که تقریبا بخش عمده زندگی او را صرف خود ساخت: به فیلم درآوردن بوشمن های کالاهاری.جان در1950 نوجوانی بود سخت شیفته شکار و این شگفت نیست که نخستین فیلمش« شکارچیان»(1957) را در فاصله1950 تا 1952 ساخت که اثری کلاسیک است و به موفقیتی پدیده وار دست یافت. این فیلم در سالن های سینما به نمایش در آمد و تقریبا همه دانشگاه های مطرح امریکایی و اروپایی در بایگانی فیلم خود نسخه ای از آن را نگهداری می کنند. جان مارشال تا سال ها از پذیرش این فیلم به مثابه یک اثر هنری سرباز می زد زیرا اعتقاد داشت که این فیلم آفریده ذهن اوست و در نتیجه ماهیت حقیقی یک فرهنگ را نمایش نمی دهد. او در سراسر دوران فیلم سازی خود معمولا با اشاره به این اثر، بحث از رابطه پر معنا تر انسان شناسی و فیلم مستند به میان آورد.


اصلی کلی که راهگشای سبکی بسیاری ازآثار فیلم سازی مارشال شد سینما وریته بود که بعدها در پی کوشش های خود او و طرح مفاهیمی چون« سکانس» و« نما» پررنگ تر شد.اوبراین باور بود که شیوه و فرآورده فیلمی او تنها« گزارش می دهند» و معنای واقعی تنها با« غرق کردن» بیننده درزندگی عادی مردم ازراه« سکانس ها» یا پاره های حقیقت فراچنگ می آید.با توجه به این تعهد عمیق نسبت به آنچه که وی آن را کوشش علمی یا ژورنالیستی بر می شمرد، قابل توجه است که تعهد فردی مارشال به مردم« ژو/هوانسی» (بوشمن) و باور به نقش فیلم های ساخته شده از سوی خود آنها در روند تکامل شان، در اصل حاکی از نگاه انسان گرایانه، نسبیت گرا و پست مدرن اوست.


جان مارشال مستندساختن زندگی مردمان ژو/هوانسی را در سراسر سال های دهه 1950پی گرفت.او تا حدی به دلایل آپارتاید از اوائل سالیان 1960 اجازه ورود به افریقای جنوبی را نداشت.در سراسرسال های دهه 70 نیزبه دلیل آنکه پیوند نزدیکش با بوشمن ها به مثابه تخطی از وضعیت موجود تلقی می شد ازاین حق محروم بود. جان در 1960 با « دی.ای پنبیکر» و « ریکی لیکاک» به همکاری پرداخت تا به گسترش سینما وریته هرچه بیشتر یاری رساند. در این زمان، مارشال همچون فیلم برداری خوش ذوق شناخته می شد. او در همین زمان بود که مستند دیوانگی های تیتیکات را برای فردریک وایزمن فیلم برداری کرد. جان مارشال که همواره خطر را به جان می خرید تصمیم گرفت فیلمی برای شبکه ان بی سی درباره جنگ داخلی در قبرس بسازد

از 1969 تا 1971 مارشال مجموعه فیلم های نفس گیر پلیس پیتزبورگ را فیلم برداری و تهیه کرد.این فیلم ها که موضوعات را در زمینه ای از نابسامانی های حقوق مدنی نشان می دهند و به صورت سیاه و سفید فیلم برداری شده اند،پیشگام برنامه های تلویزیونی چون«هیل استریت بلوز» وبرنامه های رئالیتی تی وی(تلویزیون حقیقت)چون«کاپز» (آجان ها) هستند.


مارشال در 1978 بایک گروه از شبکه پی بی اس به افریقای جنوبی بازگشت تا فیلم تلویزیونی«ن! اه، سرگذشت یک زن !کونگ» را بسازد. او تقریبا پس از بیست سال غیبت، از فروپاشی مردم و فرهنگی که در جوانی اش به فیلم درآورده بود شگفت زده شد. از اینجا بود که سبک فیلمش دگرگونی پذیرفت و با مردمی که پیش تر به فیلم درآورده بود از دهه 1980 تا 1990 زندگی و کار کرد.اوهنگام مستند ساختن رخدادها درقالب فیلم وسپس ویدیو،به وکیل و فعال سیاسی برای موضوعات فیلم هایش بدل شد.

۴ نظر:

محمد جعفرپور رودگلی گفت...

سلام / واقعاً مطالب ارزنده ای اینجا عرض میشه / من هر بار چیز تازه ای از شما یاد میگیرم / خیلی ممنون / آرزوی یه سال پر کار و موفق و شاد برای شما دوست عزیز دارم ... خوش باشید ...

ناشناس گفت...

az ashnayi ba weblogeton khoshhalam sale no mobarak

سعید گفت...

سلام من هم باید بگم مطالب وبلاگت خیلی خوبه ولی من اصلا دسترسی به فیلم مستند ندارم بهمن هم سر بزنید

فرهاد شمسيان گفت...

سلام. داشتم تعجب مي كردم يه وبلاگ فارسي و سينماي مستند؟! اون هم اينقدر حرفه اي. بعدآ كه ديدم از خارج كشور آپلود مي شه ...
تبريك مي گم به خاطر دست گذاشت روي سينماي مستند. واقعآ جاش خاليه تو سينماي مملكتمون.اميدوارم موفق باشيد. در ضمن سال جديد هم سال خوبي باشه واست