لاویدا لوکا،کریستیان پوودا،2008،فرانسه
زندگی دیوانه وار
فیلمی ازکریستیان پوودا،مستندساز،عکاس وروزنامه نگاری که بخش زیادی از زندگی خود را صرف به تصویر کشیدن باندهای خیابانی السالوادور کرد و سرانجام خود نیز قربانی یکی از همین باندهای خشونت شد.
کریستیان پوودا،مستندساز و عکاس فرانسوی اسپانیایی که بسیاری ازسال های زندگی خود را صرف مستندساختن خشونت و درد ورنج های یک باند خیابانی السالوادور کرده بود،پس ازدیدار ازمحله ای تحت تسلط یک باند خطرناک این کشور کشته شد.پلیس گفته است که یک عضو باند «مارا 18» را که مظنون به قتل کریستیان پوودا است روز پنج شنبه دستگیر کرده است.کریستیان پوودا که کارمستند سازی و عکاسی اجتماعی را همزمان باهم انجام می داد درآخرین فیلم خود نگاهی نزدیک به زندگی خشونت بار اعضا باندی دارد که پس ازگذراندن دوران محکومیت در زندان های ایالات متحد به این کشور امریکای مرکزی برگردانده شده اند.اسکار نویلا راموس،بازرس پلیس السالوادور گفته است که مظنون به قتل درشمال سان سالوادور پایتخت کشور زندانی است اما وی جزییات این دستگیری را مشخص نساخت تا به گفته وی در روند تحقیقات خللی ایجاد نشود.
جسد پوودای 53 ساله روز چهارشنبه،2 سپتامبر 2009،درون اتومبیلی درمنطقه روستایی «توناتاپکه»درشمال سان سالوادوریافت شد.وی با گلوله به قتل رسیده بود.فیلم ساز در روز مرگ خود بیرون رفته بود تا از منطقه «سویاپانگو» در بیرون پایتخت که تحت تسلط باندی خیابانی است دیدن کند وبا زنان عضو این باند برای روزنامه نگاران یک مجله مد فرانسوی مصاحبه کند. او پیش ازبیرون رفتن دراین باره با عکاس خبرگزاری اسوشیتدپرس صحبت کرده بود.
خشونت دسته های خیابانی در کشور فقیر السالوادور عامل شماربالای جرم و جنایت در امریکای لاتین است.پوودا عملا با اعضای باند «مارا 18»زندگی می کرد تا فیلم مستند خود«لاویدا لوکا»(1)را بسازد که برخی ازموضوعات آن چگونگی عضویت در این باند خیابانی،مصرف مواد مخدر،مراسم خالکوبی و خاکسپاری اعضای آن است.نسخه های غیرمجاز این فیلم هم اکنون در خیابان های سان سالوادور به فروش می رسد و حتی خود مردم السالوادور نیز این مستند را نگاهی حیرت آور به زندگی دسته های خیابانی می دانند.
برنار کوشنر،وزیر امور خارجه فرانسه با ستودن کارجسورانه پوودا وی را «روزنامه نگاری قابل احترام وفردی حرفه ای که هیچ گاه درانجام خطرات بزرگ به نام آزادی آگاهی رسانی تردید نداشت»نامید.
کریستیان پوودا درکنار موضوعات فیلم خود
پوودا در ماه آوریل گذشته به لس آنجلس تایمز گفته بود که باوجود صحنه های مصرف مواد مخدر،تیراندازی ها،کتک کاری ها و خشونتی که وی در فیلم خود به ثبت رسانده او با بسیاری از اعضا این دسته خیابانی که وی آنها را «قربانیان جامعه»می خواند همدلی دارد.اوگفته بود «آنها با آنکه می توانند بسیار وحشی باشند اما بر قول خود استوارند.این باندها سازمان های بسیار ساختارمندی هستند وازتصمیم های باند سرپیچی نمی کنند.من از زمانی که پی به این موضوع بردم مشکلی نداشتم.»
پوودا ازهنگام درگرفتن جنگ داخلی درالسالوادوردرسال 1980 زندگی و کاردراین کشور را آغاز کرده بود.آلن مینگام، عضو خبرنگاران بدون مرز و دوست پوودا درباره او گفته است که وی بدون آنکه جهت گیری خاصی داشته باشد می توانست با موضوعات خود رودررو و همراه شود.
کریستیان پوودا فرزند یکی ازجمهوری خواهانی که درهنگام جنگ داخلی اسپانیا به فرانسه پناهنده شده بودند،در شیلی در دوره دیکتاتوری پینوشه وهمچنین در سال های دهه 1980 در نیکاراگوئه به هنگام جنگ داخلی این کشور به کار روزنامه نگاری پرداخته بود.او درگذر سی سال فعالیت خود با نشریات زیادی چون تایم ونیوزویک، پاری مچ و فیگارو همکاری کرده و از کشورهای امریکای لاتین،ایران،عراق،سیرالئون وفیلیپین گزارش تهیه کرده بود.
به عقیده آلن مینگام«باورهای انسان گرایانه او با توان حرفه ای بسیاری درآمیخته بود.»
برگردان آزاد از هافینگتون پست
1.La Vida Loca
زندگی دیوانه وار.مستندی درباره تنهایی مطلق انسان.
لاویدا لوکا،مستند کریستیان پوودا در 30 سپتامبر درسینماهای فرانسه به نمایش درمی آید.
پایگاه آگاهی رسانی فیلم
آنونس فیلم (یوتیوب)
Christian Poveda
کریستیان پووِدا
روی جلد فایل صوتی برنامه جنگ دنیاها
با اجرای ارسون ولز ودیگر گفت و گوهای منتشر شده
درباره آن،22 فوریه 2008
جنگ دنیاها
محسن قادری
سی ام اکتبر1938،درشب هالووین،ارسون ولز جوان برای اجرای بخشی از مجموعه برنامه های«زنده مرکوری تئاتر»(1) درشبکه رادیویی امریکایی سی بی اس (CBS)به سر می برد.ولز خواندن اقتباس خود از رمان «جنگ دنیاها» نوشته اچ.جی.ولز را آغاز کرد.اوفضای برنامه را پیشاپیش به گونه ای آماده ساخته بود تا به شش ملیون شنونده امریکایی خود بگوید که روایتی که درپی می آید چیزی جز داستان نیست اما تلاش اش بیهوده بود.
ولز در ادامه برنامه،ورود مریخی ها بر روی زمین و آغاز جنگ با موجودات فرازمینی را به شنوندگان خوداعلام داشت.روایت او که واقع گرایی بسیاری را درخود نهفته بود وبه شیوه اول شخص بیان می شد به گونه ای بود که در اندک زمان ترس و وحشت را برسراسر امریکا مستولی ساخت.شنوندگان برنامه باور کرده بودند که ارتش های مریخی به زمین آمده اند تا ارتش های زمینی به ویژه در انگلستان را دستخوش اصلاحاتی کنند وهمچنین به این باور رسیده بودند که پایان جهان نزدیک شده است.
درپی این«پدیده خارق العاده شیزوفرنی جمعی»(تعبیر آندره بازن،منتقد فرانسوی)،ارتش امریکا ظرف چند ساعت خود را آماده جنگ ساخت چرا که مردم با وحشت و هراس به کلانتری ها و پادگان های نظامی کشور تلفن می زدند.
ارسون ولز بدون آنکه بداند مبدع برنامه زنده یا به عبارتی «رادیوواقعیت» شده بود.در فردای این رخداد،هولیوود پیشنهاد کار مهمی به وی داد.
1.Mercury Theatre On The Air
فایل های صوتی برنامه «جنگ دنیاها» در رادیوی CBS به فرانسه و انگلیسی
جنگ دنیاها (ویکیپدیا)
کلیدواژهای جست و جو
انگلیسی
The War of the Worlds
فرانسوی
La Guerre des Mondes
ژان روش در راه رفتن به مراسم بزرگداشت خود در
آوریل 2000 در نیویورک.
عکس از فرانسواز فوکوFrançoies Foucault
ژان روش،افریقایی سفید
سابین لانژ
محسن قادری
ژان روش افریقا را در سال 1941 کشف کرد.او مهندس 24 ساله ای بود که به افریقا آمده بود تا کارگاهی ساختمانی را در نیجر سرپرستی کند.این آغاز شور واشتیاقی بود که پایانی نداشت.این مهندس جوان چگونه مردم شناس و عاشق دیوانه این قاره سیاه شد؟
او در 1946 دومین سفرمهم خود را انجام می دهد وسوار برقایق به پایین دست رودخانه نیجر می رود،سفری ازسرچشمه تا دوردست این رودخانه بزرگ.او در روستاها از مردم پرس و جو می کند تا با شیوه زندگی آنها آشنا شود،و همزمان از آنها فیلم می گیرد.
اتفاقی ساده:سه پایه دوربین اش در رودخانه گم می شود وهمین سبب می شود که به مزایای دوربین بر روی شانه پی ببرد: سرعت و جابه جایی.این دست تصاویر که گاه ناقص به نظر می رسند به مهر ونشان تولیدی شیوه نگارش سینمایی او تبدیل شد و همچنین به ویژگی اصلی چیزی که سپس «سینما وریته»خوانده شد.
درسال 1946 ژان روش همچنین نخستین دوربین فیلم برداری اش را در یک عتیقه فروشی می خرد:یک دوربین بل اند هاول.او توقفی در «صحرا»را غنیمت می شمرد تا به طرز کار این دوربین پی ببرد.در 1947،نخستین فیلم اش «در سرزمین جادوگران سیاه»(1) به روی پرده می رود.ژان روش یک تعمیرکارغیرحرفه ای است:او در 1951، نخستین ضبط صدا را در فیلم هایش به کمک ضبط صوتی قابل حمل عملی می سازد واین کار را برای همیشه ادامه می دهد.فیلم شناسی او به 150 اثر می رسد.
او که به یک دوربین فیلم برداری «آتون»مجهز است،همه جنبه های یک جهان را به شیوه ای ناآشنا بر روی فیلم می آورد: آیین های تسخیر،مراسم خلسه،آیین های خاکسپاری...او یکی از کسانی است که درسال 1953 کمیته فیلم مردم شناسی پاریس را پایه گذاری می کنند.
در سال های 1960،منتقدان چپ بر او خرده می گیرند که تازه کاری برآمده ازدوران پس ازاستعماراست که آیین های ناشناخته را به فیلم درمی آورد.عثمان سم بن،نویسنده و فیلم ساز سنگالی به او می گوید:«تو به ما مثل حشرات نگاه می کنی».در پاریس،فیلم هایش ستایش فیلم سازان موج نو را برمی انگیزد.
ژان روش دوران کودکی خود را درکنارچهره های هنرمند،نویسنده ودانشمند گذراند.او مجذوب سورئالست ها و ستاینده آرتور رمبوست.معمول بود که این شاعر می گفت شعر خوب از آخر نوشته می شود.روش به نوبه خود این اصل را در اتاق مونتاژ به کار گرفت.او خود را «یک پسرجوان بسیار شاد»می دانست.او که شناخت مختصری ازشکلات ها داشت،پس ازصبحانه دو برش شکلات می خورد و هر روز سرساعت یازده صبح یک لیوان آب پرتقال خنک می نوشید. پس از تماشای فیلم در «فیلمخانه فرانسه» که وی خود یکی از پایه گذاران آن بود،دوست داشت یک دوجین صدف بخورد و در همان حال از برج ایفل،مکان مورد علاقه اش درپاریس حرف بزند.ژان روش همیشه پیراهنی آبی رنگ به تن می کرد،جوراب های فیروزه ای و کت ملوانی می پوشید.اومردی آراسته وشاعری بود که هنر و علم را به هم پیوند می داد.
او در سال 1932،با جانی ویسمولر،تارزان معروف فیلم های پرخرج در استخری درپاریس تمرین شنا می کرد.اما ژان روش برخلاف این شناگر قدیم المپیک که هیچ گاه جنگل هولیوود را رها نکرد،شیفته قاره سیاه شد و راه کاملا جداگانه ای در پیش گرفت وصدای افریقاییان را به گوش رساند.او که به پیوندهای انسانی دلبستگی داشت مجذوب افریقا شده بود.ژان روش درفیلم هایش به بحث وجدل می پردازد واهمیت زیادی به طنزمی دهد،که این امر حالت پرتنوعی به فیلم هایش می بخشد.پیگیری واستواری اش چشم گیرند:درکارهای ژان روش نشانی ازگسست سبکی یا تغیرنگرش غیرقابل انتظار وجود ندارد.
باور راسخ او:درک کردن و به فیلم درآوردن دیگری با انتزاعی کردن نظام فکری خود او.فیلم های ژان روش عناصری را در خود دارند که امکان رمزگشایی فرهنگ اروپایی وافریقایی را به اندازه یکسان می دهند وناقوس مرگ آن نوع فیلم مردم شناسی را به صدا درمی آورند که صرفا برمحورعینیت و مشاهده استوارند.دوربین روش جز جداناپذیر طرح و ساختارفیلمی است،درست همانند داستان،شیوه روایی یا قهرمانان که هریک دارای ویژگی کاملا مشخص هستند.درهمه فیلم های اوعینیت نهفته است.
ژان روش متقاعد شده بود که باید زبان کشوری که درآن فیلم ساخته می شود را آموخت.از دید او،بازخورد جنبه بنیادی دارد وقهرمانان فیلم هایش را همچون همکاران خالق اثر به شمار می آورد.
این واقعیتی است که ژان روش دردسته بندی های ایدئولوژیک نمی گنجد.از نظر علمی،استاد او مارسل گری یول مردم شناس فرانسوی است که کشف کننده فرهنگ دوگون بود.اوبا برپایی نمایشگاهی فراموش نشدنی درموزه «تروکادرو» در پاریس به شناساندن این فرهنگ کمک کرد.پیش ازاین نیزنمایشگاهی به یادماندنی و چشمگیردرافریقا در سال های 1930 برپا کرده بود.ژان روش به ویژه دلبسته آیین های خاکسپاری مردمان دوگون وشیوه بازنمایی دنیای بازپسین از سوی ایشان بود.کابرد دوربین بر روی شانه مهر ونشان شیوه نگارش فیلمی ژان روش درجهان شناخته می شود.اوهمچنین یکی از پیشگامان سینمای مردم شناسی به شمار می رود.
در 18 فوریه 2004 ژان روش در اثر تصادف در نزدکی نیامی،پایتخت نیجر،در سن 86 سالگی درگذشت.وی به مناسبت جشنواره ای در طی شب با اتومبیل درجاده خاکی رانندگی می کرد که ناگاه اتومبیل اش با کامیونی که بی چراغ می گذشته تصادف شدیدی می کند و در دم جان می سپارد.روش با حضور رییس جمهور نیجر وشخصیت های شناخته شده سیاسی در نیامی به خاک سپرده شد.فیلم ساز هیچگاه به طور دقیق اشاره ای به محل دفن خود نکرده بود.همسرش ژاکلین براین عقیده بود که این دست تقدیر بوده که وی در سرزمین افریقا جان سپرده است وهمیجا بوده که آخرین آرام جای خود را یافته است.سه سال بعد،ژان روش از افتخاری کم مانند برخوردار شد:وی درچارچوب مراسم خاکسپاری سه روزه ای برپایه آیین دوگون به خاک سپرده شد.به جای جسدش،از یک عروسک کاهی استفاده شد.این افتخار که برای اروپایی ها بسیار نامعمول بود نخستین بار نصیب مارسل گری یول شده بود.فیلم ساز آلمانی برند موزبلک مراسم خاکسپاری نامعمول ژان روش را در مستند خود «من یک افریقایی سفید هستم-بدرود ژان روش»به فیلم در آورده است.
1.Au pays des mages noirs
منابع
تکه هایی از مستند«من یک افریقایی سفید هستم-بدرود ژان روش»،ساخته برند موزبلک
بخش هایی از مقاله چاپ شده در «مجله فیلم و تی وی کامرامن»،20 فوریه 2008.
ومشخصا با بهره بردن از زندگی نامه،فیلم شناسی وزندگی نامه ژان روش.کمیته فیلم مردم شناسی درسال 1953 به کوشش ژان روش وبا همکاری انریکو فولکینیونی،مارسل گری یول،آندره لورآگوران،هانری لانگلوآ و کلود لوی استراوس بنیاد نهاده شد.
اصل مقاله دراینجا (فرانسوی)