پاسخ زنان
آنیس واردا
محسن قادری
همیشه ازوضعیت زنان ونقش زن صحبت می شود
من می خواهم درباره تن زن حرف بزنم.
آنیس واردا
سال 1975،سال زن،شبکه تلویزیونی آنتن 2(فرانس 2 کنونی)ازچهره های گوناگون واز سه زن فیلم سازدرخواست کرده بود که درهفت دقیقه به این پرسش پاسخ دهند:«زن بودن چیست؟».آنیس واردا یکی ازاین زنان بود که فیلم کوتاه اش،«پاسخ زنان»را با نگاه به این پرسش ساخت.این فیلم،همچنان که درعنوان بندی آغازین آن آمده یک «سینه تراکت»یا اعلان سینمایی است،بروشوری که قرار نیست نقش یک کتاب را ایفا کند اما می تواند به گونه فشرده وکوتاه و بدون شتاب وتند روی،جان مایه دیدگاه فردی پدید آورنده اش را بیان دارد.فیلم درون مایه مستند دارد اما به نظر می رسد زنانی که درفیلم می بینیم گروهه ای از بازیگران ونابازیگران باشند.عنوان بندی پایانی فیلم ازهیچ بازیگر یا نابازیگری نام نبرده است والبته چنان چه فیلم ساز،بازیگرهم به کاربرده باشد،این با «چارچوب مستند» فیلم اوناهمخوانی ندارد.امروزه دیگر بازنمایی مستند تنها به سینما منحصرنیست وتئاتر نیزرفته رفته«مستند»های خود را به صحنه می برد.درسال 2007، خانم زبو بریتمن،بازیگر،فیلمسازوکارگردان تئاترفرانسوی برپایه«گفتارهای خودجوش»آدم ها دردوفیلم مستند «حوادث»(1983) و«اورژانس» (1987) از ساخته های ریمون دپاردون(که کارهایش دراین سال ها یادآور سبک و شیوه سینمای مشاهده گر فردریک وایزمن است)،درپاریس نمایشی به نام «آدم ها»را به صحنه برد که در پوستر آن از دپاردون همچون نویسنده نمایش نامه آن نام برده شده بود.
بی شک،اگرهنگام اشاره به بازیگر،منظورافرادی باشند که با چهره پردازی، لباس، گفتارازپیش نوشته شده،ودر دکوری ازپیش ساخته به ایفای نقش می پردازند بله،مستند چه بسا قواعد خود را زیر پا گذاشته وبه داستانی پهلو زده باشد.اما اگر منظورازبازیگران افرادی باشد که برای بازنمایی مجموعه گفتار،کردار یا رفتارشخص یا اشخاصی درگذشته یا برای بازنمایی رخدادهای تاریخی که اثری درقالب فیلم یا عکس ازآنها به جا نمانده،یا برای بازنمایی دیدگاه فردی یک مستند ساز به کارگرفته شده اند،کارگردان از قواعد سینمای مستند عدول نکرده بلکه تنها مستندی بازسازی شده ساخته که ازاین دیدگاه شاید بتوان کارش را درگونه سینمای ناداستانی گنجاند.دشواری نهفته در گزاره «قواعد سینمای مستند»این است که می توان بی شمارتعاریف از آن به دست داد ودرحقیقت این قواعد چیزهای«جاودان» و«دگرگون ناپذیر»نیستند.هرفیلم سازی آزاد است دربازنمایی یک موضوع،قواعد ویژه خود را دنبال کند.
بیش تر تصاویرفیلم واردا دراستودیو وبر پس زمینه های روشن و خالی فیلم برداری شده اند وتنها رو به پایان فیلم برش هایی به تصاویر زنان درمحیط غیراستودیویی زده می شود که البته دراینجا نیزهیچ یک از نماها بر زمینه های خیابان تاکید ندارند ونماهای بسته درفیلم برداری آنها برتری داشته است.
فیلم این درون مایه را بررسی می کند که زنان پیش ازآن که برآورنده خواهش های جنسی مردانه،نماینده تمایزجنسیتی، نماد مادرانگی،ابزاردست آگهی های بازرگانی و دریک کلام تنها«تن وسکس»باشند،«افراد»انسانی هستند.آنها حتی نمی خواهند تنها درغریزه مادری خود منحصر شوند یا درجامعه ای با تعاریف مردانه،فرودست تر از مردان ارزیابی شوند. تجربه دوران مادری و دگرگونی های جسمانی همراه با آن نیز نمی تواند دلیلی برای حقارت زن باشد.درصحنه ای از فیلم،زن باردار برهنه ای رو به دوربین می ایستد وخندان وخرسند ازتجربه دگرگونی جسمانی اش می گوید وخود را زیبا تر وخواستنی تر می یابد.این تصویر در فرانسه سال های دهه هفتاد برای بسیاری ازبینندگان تلویزیونی«شرم آور» و «وقیحانه» به نظر می رسید اما این همان چیزی بود که واردا وزنان فمینیست فرانسه خواهان آن بودند:شکست تابوهای جنسیتی و بازتعریف «تن وجان» زن در یک جامعه مردسالار.
زنان دراین بیانیه سینمایی شرایطی را محکوم می کنند که جامعه مردانه ازهمان کودکی بر آنها تحمیل کرده است. آنها می خواهند همچون یک فرد انسانی درتمامیت خود به آنها نگریسته شود.فیلم هرچند یادآور سینمای متعهد سال های دهه 1960 و1970 است ومطالبات جدی زنان دراین دوره را نشان می دهد اما از تندوروی یا هرگونه نگاه افراطی به مردان که می توان ازآن با تعبیر«مرد ستیزی»یاد کرد،خالی است.صحنه پایانی فیلم به خوبی این «همزیستی طبیعی» زن ومرد را بازنمایی می کند.زنان خواهان دگرگونی درنگرش مردانه هستند ویکی ازآنها نتیجه می گیرد که «باید زن را از نو آفرید».دراینجا،شخصیت مرد فیلم که همیشه تنها صدایش را می شنویم ودربی حضوری حضور مسلط دارد دراندیشه فرو رفته و می گوید:«پس باید عشق را از نو آفرید».و زن ها یک صدا فریاد تایید برمی آورند.
درباره ایده ساخت این فیلم،واردا می گوید:«پرسش« زن بودن چیست؟»با جامعه شناسان،وکلا،مورخان وهمانند آنها نیز درمیان گذاشته شده بود اما ازسه زن فیلم ساز نیز پاسخ آن خواسته شد: کولین سه رو،نینا کومپانیز ومن.می بایست به این پرسش درهفت دقیقه پاسخ داده می شد.من گفتم:همیشه ازوضعیت زنان ونقش زن صحبت می شود،من می خواهم درباره تن زن حرف بزنم،درباره تنمان.بنابراین خواست من امکان حرف زدن از تن ونشان دادن آن به روش خودمان برای اذعان برآن بود ونه به نمایش گذاشتن آن.معامله با مدیریت شبکه،[برسر نشان دادن]نمای درشت اندام جنسی،بله اما...سرانجام، این نماهای درشت پیش ازپخش تلویزیونی فیلم حذف شدند.اما این امکان به من داده شد که این اعلامیه سینمایی رابعد از پخش تلویزیونی بازسازی وتکمیل کنم و بیرون از تلویزیون درحوزه تجاری پخش کنم.دوست دارم «پاسخ زنان» را در سالن سینما پیش ازپخش فیلمی با بازی امثال [ژان پل] بلموندو یا [آلن] دولون یا هرفیلم مردانه دیگری ببینم که درآنها پرسناژهای زنانه چیز جز وردست های رقت انگیزنیستند».

«پاسخ زنان»
درعنوان بندی آغازین،این نوشته نمایان می شود:
پاسخ زنان به پرسش شبکه آنتن 2 برای مجله[تلویزیونی] زمثل زن.
آنیس واردا از زاویه نیم رخ ایستاده وشیشه ای را بر دوش گرفته که بر روی آن این جمله خوانده می شود:
اعلامیه سینمایی آنیس واردا.
نوشته دیگر بر شیشه ای دیگر: تن ما،اندام جنسی ما.
زنانی ازسنین گوناگون که انگار برای گرفتن عکسی یادگاری گرد آمده اند شیشه دیگری را نگه داشته اند که رویش نوشته شده: «زن بودن چیست؟».درسراسر فیلم،نوشته های دیگری بر روی شیشه نشان داده می شود که آدم های فیلم آن را جلوی دوربین به دست گرفته اند.
سلفژی زنانه روی تصویر به گوش می رسد:« لا لا لی لا لا،لا لا لی لا لا.»از دو زنی که درپیش زمینه نشسته اند،یکی آبستن است.زوم به روی شکم آن دو.برش به تصویر دختربچه برهنه نوزادی که با شست پاهای اش بازی می کند.صدای زنی روی این تصویر:«زن بودن یعنی زاده شدن با اندام جنسی زنانه.»
تصویر به سیاهی می رود.تصویر بعد،زن برهنه ای را دریک زمینه خالی آبی رنگ نشان می دهد.زن:«زن بودن زندگی کردن درتن یک زن است.»
تصویر به سیاهی می رود.نمای درشت چهره زن:«این منم.همه تنم،من است.».نمای بازتن لخت همین زن که مردی جلو روی اش کلاکت می زند.زن(صدای خود او روی تصویرتن اش):«من درنقاط حساس خواهش مردانه خلاصه نمی شوم.»کلاکت براندام جنسی او(نام آنیس واردا بر روی کلاکت).درهمه حال،سلفژ زنانه بر روی تصویر.کلاکت برنمای درشت سینه واندام جنسی زن.نمای درشت اندام جنسی زن بدون پوشش کلاکت.زن(صدای ناهمگاه): «من نه اندام جنسی وسینه ها که تن زن ام».
برش به عکس سیاه وسفید زنی که با دوسگ ازپلکانی درکنج محله ای پایین می آید.برش به زنی جوان وخوش اندام که ازکنار دیواری می گذرد.برش به نقاشی زن برهنه ای خفته درفضایی اثیری.(سلفژ زنانه بر روی این تصاویر).
برش به نمای درشت چهره زنی دیگر.همزمان با برش به این تصویر،سلفژ نیز قطع می شود.زن:«زن بودن،بیش تر داشتن سر یک زن است».با پایان گرفتن این جمله،دوربین درحرکتی افقی نشان می دهد که این زن،زنان دیگری را نیز شانه به شانه دارد.با همان قاب بندی پیشین،سرهای زنان دیگر را که شانه به شانه اوایستاده اند برانداز می کنیم: پیر، جوان،میانه سال، موطلایی،مومشکی،موخرمایی،عینکی،با آرایش وپوشش گوناگون.ودوربین برهریک اندکی درنگ می کند.همه لب فروبسته وخاموش ونگرنده اند.تنها زن آخری است که لب بازمی کند وجمله زن اول را تمام می کند:«اما سری که جور دیگری غیر از سر یک مرد فکر می کند».
تصویر محو می شود وبه تصویرمحو دیگری برش می خورد که آرام آرام از محوی به وضوح می آید.یکی اززنان جوانی است که دراین جمع زنانه دیده ایم.زن جوان:«حتی اگر در یافتن خودم،در تعریف خودم درجامعه ای مردانه مشکل داشته باشم».ناگاه همان زن برهنه ای که درابتدای فیلم دیده ایم،این بار پوشیده و «نه» گویان ازبیرون از تصویر به درون قاب می آید.ادامه حرف زن:«نه نه نه،من یک مرد بی سر ودَم(1) نیستم».
برش به دامن گلدار زنی از روبرو که با دودست بازشده درکناره تن،گویی محدوده ای را نشان می دهد.روی تصویر،واژه «زن» به چشم می خورد.
زن نمای قبل این بار درنمای متوسط ودست های گره زده درپشت:«زن بودن، یعنی بی همتا بودن، خواستنی، حاضر، رازآمیز،با دیوانگی وجزییات خاص خود.»زن راه می افتد وبه جمع زنانی می پیوندد که همراه با بازشدن نما آنها را نیز می بینیم.دراین حال،صدای پیرزنی را می شنویم وسپس خود او را درمیان جمع که به زن می گوید :«البته به شرط از عهده برآمدن!چون که ما زنان،به هرحال همه مثل هم هستیم.»دختر قبلی ازپشت سر زنان دیگر سر برمی دارد وبا لحنی شیطنت آمیزمی گوید:«اعصاب خرد کن،حراف،کودن،اکبیری،وغیره»با این حرف،لبخند برلبان دیگران می شکفد.
برش دیگری ازتصویرهمان جمع زنانه که نوشته دیگری را رو به دوربین گرفته اند:« زنان».
برش به تصویر دخترکی نوجوان که درزمینه ای خالی دو زانو برزمین کناریک دختربچه وپسربچه خردسال نشسته است.(یکی،دختربچه ای پوشیده که عروسکی درآغوش گرفته،ودیگری،پسربچه ای برهنه وجا نگیرکه درصحنه به این سوی و آن سو می رود).دخترک: «وحالا همه چیزتغییر می کند».
برش به جمع زنان.زن اصلی(همان که درآغاز فیلم دیده ایم) درمیان جمع:«من به هیچ وجه تحمل این را ندارم که مشتی آدم زن ستیز دوست ام داشته باشند.».
برش به تصویر یک گروه ازمردان درسنین گوناگون وقیافه های ناهمگون،نشسته یا ایستاده،همچون حالت آدم ها در عکسی یادگاری.زن اصلی درنمای متوسط.پیش روی اش کلاکت زده می شود.این جمله روی چهره خرسند او به گوش می رسد:«من بی همتا هستم،خب؟».کلاکت برگروه زنان.(وهمیشه این مردی است که کلاکت می زند).این جمله ها را از زبان زن اصلی روی تصاویر این زنان یا از زبان خود اوایستاده درمیان آنها می شنویم :«اما من همه زن ها هستم.»، «من بی همتا هستم،خب؟اما من همه زنها هستم.»همه فریاد شادی برمی آورند.
برشی ازپیکر دو زن که این نوشته را به دست گرفته اند:«آیا همه زن ها می خواهند مادر شوند؟»(سلفژ زنانه بی گسست به گوش می رسد).زوم به بیرون از روی پیکر همان دو زن(دو زن جوان).اولی: «من،آره».دومی:«من،نه».
زن برهنه آبستنی در زمینه خالی روشن ایستاده وشاد وخرسند می خندد.ازبیرون قاب صدای کودکان به گوش می رسد. زن درنمای متوسط به شکم برآمده اش دست می کشد وآشکارا خرسند است.زن به دوربین: «خودم را زیبا،سرشار و خواستنی حس می کنم»(می خندد).
در زمینه ای خالی،همان زنان این باربرهنه،نیمه برهنه یا پوشیده نشسته یا ایستاده اند.درپس زمینه،زنانِ پوشیده ودر پیش زمینه سه زن برهنه،سه مادر،یکی با کودکی درکنار دیده می شوند.از این سه،دو تن لمیده ویکی درمیان آنها چهار زانو نشسته است.پسربچه برهنه ای که در نماهای قبل هم دیده ایم به سوی آنها می رود.صدای زنی بر روی تصویر:«به ما، خواهر وبرادر بده».صدای زنی دیگر روی تصویر: «کودک چنین گفت».صدای مردی برروی تصویر:«به ما پسر، سرباز،کارگر،دانشمند بده.به ما دختر،زن آشپز،ومادر بده».صدای زن از بیرون تصویر:«جامعه چنین گفت».یکی ازدو زن لمیده:«من که مشکلی ندارم.من عاشق بچه ها هستم».زن میانی:«من به جامعه کار ندارم.آبستن می شوم وبچه می آورم.»زن لمیده دیگر:«من نه».این همان زنی است که بچه درکنار دارد.نمای متوسط او.صدای مردی ازپشت صحنه :«به هرحال،زنها ساخته شده اند که بچه بیاورند.»صدای یک زن:«دخترکم مثل خودم است.»صدای مرد از بیرون قاب (بد خلق):«زنی که مادرشدن را تجربه نکند زن نیست.»زن سوم که بچه دربغل دارد انگار که به او برخورده باشد:«سبیل!پس مردهایی که پدرشدن را تجربه نکرده اند چه هستند؟مردهای جعلی؟ شوالیه،انشتین،مِرمُز، بالزاک، موتسارت؟اینها چه؟»
بر زمینه دیواری آبی رنگ این نوشته به چشم می خورد«زن واقعی کیست؟».این نوشته را که برشیشه ای نوشته شده دست های زنانه درهوا نگه داشته اند.پای چکمه پوش زنی به آرامی به سوی این نوشته لگد می زند.
سه تن از زنان قبلی، همان سه زن برهنه،این بارپوشیده،دریک نمای متوسط.زن میانی:«چطوربه فکر بیفتیم که زن هستیم یا نه.»دوربین درحرکت افقی زن اصلی را درسوی دیگرآنها با فاصله از ایشان نشان می دهد که می گوید: «وچطور می توان در ورای دیدگاه مردانه زن بود؟».دوربین به سوی سه زن اول بر می گردد.یکی دیگر از آنها،(سمت چپی):«بدن زن چیست...»(میانی)«اگردائم باید مواظبِ..»(سمت راستی)«...قد وقامت امان باشیم.»دوربین به زن اصلی رو می کند و از او درگذشته وبه دو زن دیگر می رسد.یکی از آنها که جوان تراست:«مردها به شما حق پیر شدن نمی دهند».(درپس زمینه آنها عکس سیاه وسفید بزرگی از دو زن جوان برهنه دیده می شود که بالای سر زن سالخورده برهنه ای با چهره مادرانه ایستاده اند که برصندلی نشسته است).تصویر بر پیکر ثابت آنها که به ما خیره شده اند،به سیاهی می رود.
بر زمینه سیاه تابلویی که دو دست آن را در برگرفته اند این نوشته دیده می شود:«نمای ممنوع شده براساس ماده 283 قانون جزایی».
بازگشت به زنان که چهار تن از آنها بر زمینه همان عکس بزرگ نشسته اند.جوان ترین آنها:«اگر اندام جنسی ما مکان لذت،عشق وبچه است،چطور زندگی کنیم؟(همه با هم) «چطور با اندام جنسی امان زندگی کنیم؟»زن اصلی:«اگر ما دراین فیلم لخت ظاهر شدیم برای به نمایش گذاشتن خودمان نبود»(زن دوم)«برای چارچشمی نگاه کردن نبود»(زن جوان)«برای اذعان خواهش به شما بود.»(زن چهارم)«حظ اما نه حظ بصر».(زن دوم)«سکسوالیته اما نه سکس شاپ.»(زن اصلی) «عشق نه شانتاژ». (زن چهارم)«چون که تناقض بزرگی است به سر بردن درتن یک زن.».
برش به یکی از همین زنان(زن جوان)با پیراهن سفید و جلیقه ودامن (لباس رسمی)،ایستاده،دست درجیب رو به دوربین: «و بامزگی تناقض دراینجاست که از یک طرف به ما می گویند خودت را بپوشان تا اندام جنسی ات دیده نشود واز طرف دیگرمی گویند خودت را نمایش بده.تو دلربایی.فروش را بالا می بری.باید خوشحال باشی.»
تصویر مانکن جوان بلوند برهنه ای که یک چراغ مطالعه سرخ رنگ را به دست گرفته ویک نیمه بدنش در زیر پارچه ای که روی شانه انداخته پنهان است.موسیقی ضعیفی درفضا به گوش می رسد وصدای عکاس از بیرون قاب که دارد حالات بدن زن را هدایت می کند.
برش به زن قبلی،این بار درکنارزن اصلی.زن:«بله.از یک طرف به ما می گویند محجوب باش،کپل ات را بپوشان!»
برش به نوشته ای بر زمینه مبهم که صداهای کودکانه بر روی آن به گوش می رسد:«ازهمان بچگی،به ما می گویند جیش کردن ات را نبینند چون دیدن ندارد.»پسربچه ودختر بچه ای کنار هم درجایی چون کلاس درس نشسته اند. پسربچه:«ما توجمع پسرها جیش می کنیم اما با بقیه نه.» دختربچه:«اما دائم به ما می گن نبینن!اعصابم خرد میشه.».
برش به همان دخترک زانو زده درنماهای قبل ودختربچه ای با عروسکی درآغوش درکنارش:«وحالاهمه چیزعوض می شود»(هم زمان با این گفته،موزیک کلاسیک ضعیف اما نوید بخشی به گوش می رسد.)
برش به دختری جوان درفضاهای بیرونی.با نادیده گرفتن نمای دوکودک درکلاس،این اولین نمای فیلم دربیرون از استودیو است.دختر جوان:«من واقعا هیچ وقت از اندام جنسی ام احساس شرم نکرده ام.هیچ وقت احساس شرم نداشته ام و در حال حاضر بیش تر دوست دارم دندان هایم را قایم کنم تا اندام جنسی ام را که پنهان است.»
زن دیگر درنمای مدیوم کلوزآپ: «من ابدا هیچ وقت احساس شرم نکرده ام.برخلاف آنچه که جامعه سعی می کند به من حقنه کند که از وقتی دنیا آمده ام چیزی را لای پاهایم قایم کرده ام هیچ وقت احساس شرم نداشته ام.خیلی ازآنچه هستم خوشحالم.»
زن دیگر(درفضای داخلی):«من از اندام جنسی ام زیاد سختی کشیدم اما خوب ناراضی نیستم.ازاین که زن هستم راضی ام».
دختری جوان:« من راحت درباره سکس حرف می زنم و وقتی دختری به دنیا بیاورم به خصوص تمام محرمات مربوط به سکس رو براش ازبین می برم.تمام سعی ام را می کنم که این مساله براش غیر عادی نباشه وفکرش آزاد باشه.»
بازگشت به تصویر دو زن در استودیو.این بار زن اصلی است که به نیم رخ می ایستد ومی گوید:«بله! از آن طرف می گویند ساق هایت را نشان بده،مصرف را بالا می بری.»
صدای زنی روی تصویر بدن زنان در مجلات تبلیغاتی:«من دوست ندارم که بدنم را این جوری به کار بگیرند و من را این جوری عرضه کنند.»
صدای زن دیگر:«دوست ندرام که ازمن برای فروش و تجارت بهره برداری کنند.»
یکی از تصاویر تبلیغاتی،زن لختی را ازپشت نشان می دهد که بر یک صندلی ازنوع اداری نشسته ونوشته درون آگهی چنین می گوید:«طراحی خوب،گودی های خوب.یک میز کار بسیار زیبا».صداهای نامفهوم(شاید صدای عکاسان مد و گرافیست ها)روی تصویر.
تصویر زن برهنه ای که فرشته وار با دوچرخه مارک گلادیاتور درآسمان پرواز می کند.
برش به نمای درشت چهره دختری جوان درخیابان:«ازمن دختربسیار زیباتری می سازند اما به هر حال این منم که برای فروش یک جنس ازم استفاده میشه».
پیکر برهنه زنی دریک آگهی تبلیغی اتومبیل بر کنار ساحل.آگهی نوشته:«قرص ومحکم باشید،خوشم میاد...».
تصویر تبلیغاتی دیگری از یک هواپیما دراوج آسمان ودرپایین تصویر پیکر مردی برهنه درمقیاسی کوچک که برپست وبلند اندام لخت زنی ایستاده وبرای هواپیما که دور می شود دست تکان می دهد.صدای زنی میانه سال با لهجه مهاجر اروپای شرقی بر تصویر:«خلاصه هروقت پوستری را روی دیوار می بینم به نظرم می رسد که احمقانه است،دیدن دائم زن ها به صورت لخت.برای همین به خودم می گویم این منم که دارند نشان می دهند».
برش به جمع زنان در استودیو.پیرزنی از آن میان:«هر بار که زنی برای فروش یک کالا لخت می شود...»
زن دیگر: «...منم که لخت می شوم...»
زن دیگر:«...منم که عرضه می شوم...»
(زن دیگر)«...منم که تحقیر می شوم...»
(زن دیگر) «...منم که خواهش برمی آورم...»
(زن پیر)«...منم که سرزنش می شوم...»
(زن دیگر) «... منم که خرید وفروش می شوم...»
(زن اصلی)«...منم که تلفنی سفارش ام می دهند...»
(زن دیگر)«...که پول می گیرد،به صورت چک یا نقد...»
(زن دیگر)«...منم که برای برآوردن خواهش های مردان عرضه می شوم...».
صدای مردی از بیرون قاب:«ادامه بده،خودت را سرزنش کن.به زودی دیگر جاذبه ای برای ما نخواهی داشت.این قیافه ای که به خود می گیری هیچ مردی دوست ندارد.»
(یکی از زنان،با لبخندی خرسند): «خوب،من درخودم آن قدر عشق سراغ دارم که درتو ایجاد خواهش کنم بدون اینکه نیازبه تغییر قیافه یا تقاضا داشته باشم».
تصویر گروه مردان که در ابتدای فیلم دیده ایم.صدای زنی روی تصویر:«ازترس خوش نیامدن وقطع رابطه با برخی از شماها...»
(صدای زنی جا افتاده از بیرون قاب)«...آقایان شوهرها،پدرها،عشاق،روسا،بچه ها،رفقا،...»
(ادامه صدای زن اول)«...ما زن ها برای خودمان به تحول رسیده ایم...»
(ادامه اززبان زن دوم)«...بنابراین اگر همچنان نیاز به زن وعشق دارید...»
برش به جمع زنان در استودیو.یکی از زنان:«...این شمایید که ناچارید نگرش وبرخی سلیقه های خود را تغییر دهید.»
(زن دیگر)«من یک زنم.باید زن را از نو آفرید».صدای اندیشاک از بیرون قاب:«پس باید عشق را از نو آفرید.»زن ها همه با هم:«بسیار خوب».
بر روی تیتراژ پایانی،صدای زنی به گوش می رسد که می گوید:«بسیار خوب،پس ادامه دارد».
(1)بازی کلامی با واژه های«سر»la tête و«دم»queue درزبان فرانسه.«سر»اشاره به «عقل»و«دم»افزون برمعنای اصلی اش، همچنین در زبان عامیانه اشاره به اندام جنسی مردانه دارد.
این نوشته،از روی فیلم پیاده شدده است.
با سپاس فراوان ازحمید شوکایی برای پیشنهادهای خوب اش در بهتر شدن این ترجمه.
شناسه فیلم برپایه عنوان بندی فیلم
تصویر:ژاک ریس.میشل تیریه.
صدا:برنارد بلیشه.
مونتاژ:ماری کاسترو.آندره شوبی.هلن وولف.
تهیه کننده:سیلوی ژ،نه ووآ.میشل اونورَن
نوشته وکارگردانی:آنیس واردا.
سال ساخت:1975.
مدت فیلم: 7 دقیقه و48 ثانیه.
کشور:فرانسه.
عنوان فرانسوی
Réponse de femmes
آنیس واردا
محسن قادری
همیشه ازوضعیت زنان ونقش زن صحبت می شود
من می خواهم درباره تن زن حرف بزنم.
آنیس واردا
سال 1975،سال زن،شبکه تلویزیونی آنتن 2(فرانس 2 کنونی)ازچهره های گوناگون واز سه زن فیلم سازدرخواست کرده بود که درهفت دقیقه به این پرسش پاسخ دهند:«زن بودن چیست؟».آنیس واردا یکی ازاین زنان بود که فیلم کوتاه اش،«پاسخ زنان»را با نگاه به این پرسش ساخت.این فیلم،همچنان که درعنوان بندی آغازین آن آمده یک «سینه تراکت»یا اعلان سینمایی است،بروشوری که قرار نیست نقش یک کتاب را ایفا کند اما می تواند به گونه فشرده وکوتاه و بدون شتاب وتند روی،جان مایه دیدگاه فردی پدید آورنده اش را بیان دارد.فیلم درون مایه مستند دارد اما به نظر می رسد زنانی که درفیلم می بینیم گروهه ای از بازیگران ونابازیگران باشند.عنوان بندی پایانی فیلم ازهیچ بازیگر یا نابازیگری نام نبرده است والبته چنان چه فیلم ساز،بازیگرهم به کاربرده باشد،این با «چارچوب مستند» فیلم اوناهمخوانی ندارد.امروزه دیگر بازنمایی مستند تنها به سینما منحصرنیست وتئاتر نیزرفته رفته«مستند»های خود را به صحنه می برد.درسال 2007، خانم زبو بریتمن،بازیگر،فیلمسازوکارگردان تئاترفرانسوی برپایه«گفتارهای خودجوش»آدم ها دردوفیلم مستند «حوادث»(1983) و«اورژانس» (1987) از ساخته های ریمون دپاردون(که کارهایش دراین سال ها یادآور سبک و شیوه سینمای مشاهده گر فردریک وایزمن است)،درپاریس نمایشی به نام «آدم ها»را به صحنه برد که در پوستر آن از دپاردون همچون نویسنده نمایش نامه آن نام برده شده بود.
بی شک،اگرهنگام اشاره به بازیگر،منظورافرادی باشند که با چهره پردازی، لباس، گفتارازپیش نوشته شده،ودر دکوری ازپیش ساخته به ایفای نقش می پردازند بله،مستند چه بسا قواعد خود را زیر پا گذاشته وبه داستانی پهلو زده باشد.اما اگر منظورازبازیگران افرادی باشد که برای بازنمایی مجموعه گفتار،کردار یا رفتارشخص یا اشخاصی درگذشته یا برای بازنمایی رخدادهای تاریخی که اثری درقالب فیلم یا عکس ازآنها به جا نمانده،یا برای بازنمایی دیدگاه فردی یک مستند ساز به کارگرفته شده اند،کارگردان از قواعد سینمای مستند عدول نکرده بلکه تنها مستندی بازسازی شده ساخته که ازاین دیدگاه شاید بتوان کارش را درگونه سینمای ناداستانی گنجاند.دشواری نهفته در گزاره «قواعد سینمای مستند»این است که می توان بی شمارتعاریف از آن به دست داد ودرحقیقت این قواعد چیزهای«جاودان» و«دگرگون ناپذیر»نیستند.هرفیلم سازی آزاد است دربازنمایی یک موضوع،قواعد ویژه خود را دنبال کند.
بیش تر تصاویرفیلم واردا دراستودیو وبر پس زمینه های روشن و خالی فیلم برداری شده اند وتنها رو به پایان فیلم برش هایی به تصاویر زنان درمحیط غیراستودیویی زده می شود که البته دراینجا نیزهیچ یک از نماها بر زمینه های خیابان تاکید ندارند ونماهای بسته درفیلم برداری آنها برتری داشته است.
فیلم این درون مایه را بررسی می کند که زنان پیش ازآن که برآورنده خواهش های جنسی مردانه،نماینده تمایزجنسیتی، نماد مادرانگی،ابزاردست آگهی های بازرگانی و دریک کلام تنها«تن وسکس»باشند،«افراد»انسانی هستند.آنها حتی نمی خواهند تنها درغریزه مادری خود منحصر شوند یا درجامعه ای با تعاریف مردانه،فرودست تر از مردان ارزیابی شوند. تجربه دوران مادری و دگرگونی های جسمانی همراه با آن نیز نمی تواند دلیلی برای حقارت زن باشد.درصحنه ای از فیلم،زن باردار برهنه ای رو به دوربین می ایستد وخندان وخرسند ازتجربه دگرگونی جسمانی اش می گوید وخود را زیبا تر وخواستنی تر می یابد.این تصویر در فرانسه سال های دهه هفتاد برای بسیاری ازبینندگان تلویزیونی«شرم آور» و «وقیحانه» به نظر می رسید اما این همان چیزی بود که واردا وزنان فمینیست فرانسه خواهان آن بودند:شکست تابوهای جنسیتی و بازتعریف «تن وجان» زن در یک جامعه مردسالار.
زنان دراین بیانیه سینمایی شرایطی را محکوم می کنند که جامعه مردانه ازهمان کودکی بر آنها تحمیل کرده است. آنها می خواهند همچون یک فرد انسانی درتمامیت خود به آنها نگریسته شود.فیلم هرچند یادآور سینمای متعهد سال های دهه 1960 و1970 است ومطالبات جدی زنان دراین دوره را نشان می دهد اما از تندوروی یا هرگونه نگاه افراطی به مردان که می توان ازآن با تعبیر«مرد ستیزی»یاد کرد،خالی است.صحنه پایانی فیلم به خوبی این «همزیستی طبیعی» زن ومرد را بازنمایی می کند.زنان خواهان دگرگونی درنگرش مردانه هستند ویکی ازآنها نتیجه می گیرد که «باید زن را از نو آفرید».دراینجا،شخصیت مرد فیلم که همیشه تنها صدایش را می شنویم ودربی حضوری حضور مسلط دارد دراندیشه فرو رفته و می گوید:«پس باید عشق را از نو آفرید».و زن ها یک صدا فریاد تایید برمی آورند.
درباره ایده ساخت این فیلم،واردا می گوید:«پرسش« زن بودن چیست؟»با جامعه شناسان،وکلا،مورخان وهمانند آنها نیز درمیان گذاشته شده بود اما ازسه زن فیلم ساز نیز پاسخ آن خواسته شد: کولین سه رو،نینا کومپانیز ومن.می بایست به این پرسش درهفت دقیقه پاسخ داده می شد.من گفتم:همیشه ازوضعیت زنان ونقش زن صحبت می شود،من می خواهم درباره تن زن حرف بزنم،درباره تنمان.بنابراین خواست من امکان حرف زدن از تن ونشان دادن آن به روش خودمان برای اذعان برآن بود ونه به نمایش گذاشتن آن.معامله با مدیریت شبکه،[برسر نشان دادن]نمای درشت اندام جنسی،بله اما...سرانجام، این نماهای درشت پیش ازپخش تلویزیونی فیلم حذف شدند.اما این امکان به من داده شد که این اعلامیه سینمایی رابعد از پخش تلویزیونی بازسازی وتکمیل کنم و بیرون از تلویزیون درحوزه تجاری پخش کنم.دوست دارم «پاسخ زنان» را در سالن سینما پیش ازپخش فیلمی با بازی امثال [ژان پل] بلموندو یا [آلن] دولون یا هرفیلم مردانه دیگری ببینم که درآنها پرسناژهای زنانه چیز جز وردست های رقت انگیزنیستند».

«پاسخ زنان»
درعنوان بندی آغازین،این نوشته نمایان می شود:
پاسخ زنان به پرسش شبکه آنتن 2 برای مجله[تلویزیونی] زمثل زن.
آنیس واردا از زاویه نیم رخ ایستاده وشیشه ای را بر دوش گرفته که بر روی آن این جمله خوانده می شود:
اعلامیه سینمایی آنیس واردا.
نوشته دیگر بر شیشه ای دیگر: تن ما،اندام جنسی ما.
زنانی ازسنین گوناگون که انگار برای گرفتن عکسی یادگاری گرد آمده اند شیشه دیگری را نگه داشته اند که رویش نوشته شده: «زن بودن چیست؟».درسراسر فیلم،نوشته های دیگری بر روی شیشه نشان داده می شود که آدم های فیلم آن را جلوی دوربین به دست گرفته اند.
سلفژی زنانه روی تصویر به گوش می رسد:« لا لا لی لا لا،لا لا لی لا لا.»از دو زنی که درپیش زمینه نشسته اند،یکی آبستن است.زوم به روی شکم آن دو.برش به تصویر دختربچه برهنه نوزادی که با شست پاهای اش بازی می کند.صدای زنی روی این تصویر:«زن بودن یعنی زاده شدن با اندام جنسی زنانه.»
تصویر به سیاهی می رود.تصویر بعد،زن برهنه ای را دریک زمینه خالی آبی رنگ نشان می دهد.زن:«زن بودن زندگی کردن درتن یک زن است.»
تصویر به سیاهی می رود.نمای درشت چهره زن:«این منم.همه تنم،من است.».نمای بازتن لخت همین زن که مردی جلو روی اش کلاکت می زند.زن(صدای خود او روی تصویرتن اش):«من درنقاط حساس خواهش مردانه خلاصه نمی شوم.»کلاکت براندام جنسی او(نام آنیس واردا بر روی کلاکت).درهمه حال،سلفژ زنانه بر روی تصویر.کلاکت برنمای درشت سینه واندام جنسی زن.نمای درشت اندام جنسی زن بدون پوشش کلاکت.زن(صدای ناهمگاه): «من نه اندام جنسی وسینه ها که تن زن ام».
برش به عکس سیاه وسفید زنی که با دوسگ ازپلکانی درکنج محله ای پایین می آید.برش به زنی جوان وخوش اندام که ازکنار دیواری می گذرد.برش به نقاشی زن برهنه ای خفته درفضایی اثیری.(سلفژ زنانه بر روی این تصاویر).
برش به نمای درشت چهره زنی دیگر.همزمان با برش به این تصویر،سلفژ نیز قطع می شود.زن:«زن بودن،بیش تر داشتن سر یک زن است».با پایان گرفتن این جمله،دوربین درحرکتی افقی نشان می دهد که این زن،زنان دیگری را نیز شانه به شانه دارد.با همان قاب بندی پیشین،سرهای زنان دیگر را که شانه به شانه اوایستاده اند برانداز می کنیم: پیر، جوان،میانه سال، موطلایی،مومشکی،موخرمایی،عینکی،با آرایش وپوشش گوناگون.ودوربین برهریک اندکی درنگ می کند.همه لب فروبسته وخاموش ونگرنده اند.تنها زن آخری است که لب بازمی کند وجمله زن اول را تمام می کند:«اما سری که جور دیگری غیر از سر یک مرد فکر می کند».
تصویر محو می شود وبه تصویرمحو دیگری برش می خورد که آرام آرام از محوی به وضوح می آید.یکی اززنان جوانی است که دراین جمع زنانه دیده ایم.زن جوان:«حتی اگر در یافتن خودم،در تعریف خودم درجامعه ای مردانه مشکل داشته باشم».ناگاه همان زن برهنه ای که درابتدای فیلم دیده ایم،این بار پوشیده و «نه» گویان ازبیرون از تصویر به درون قاب می آید.ادامه حرف زن:«نه نه نه،من یک مرد بی سر ودَم(1) نیستم».
برش به دامن گلدار زنی از روبرو که با دودست بازشده درکناره تن،گویی محدوده ای را نشان می دهد.روی تصویر،واژه «زن» به چشم می خورد.
زن نمای قبل این بار درنمای متوسط ودست های گره زده درپشت:«زن بودن، یعنی بی همتا بودن، خواستنی، حاضر، رازآمیز،با دیوانگی وجزییات خاص خود.»زن راه می افتد وبه جمع زنانی می پیوندد که همراه با بازشدن نما آنها را نیز می بینیم.دراین حال،صدای پیرزنی را می شنویم وسپس خود او را درمیان جمع که به زن می گوید :«البته به شرط از عهده برآمدن!چون که ما زنان،به هرحال همه مثل هم هستیم.»دختر قبلی ازپشت سر زنان دیگر سر برمی دارد وبا لحنی شیطنت آمیزمی گوید:«اعصاب خرد کن،حراف،کودن،اکبیری،وغیره»با این حرف،لبخند برلبان دیگران می شکفد.
برش دیگری ازتصویرهمان جمع زنانه که نوشته دیگری را رو به دوربین گرفته اند:« زنان».
برش به تصویر دخترکی نوجوان که درزمینه ای خالی دو زانو برزمین کناریک دختربچه وپسربچه خردسال نشسته است.(یکی،دختربچه ای پوشیده که عروسکی درآغوش گرفته،ودیگری،پسربچه ای برهنه وجا نگیرکه درصحنه به این سوی و آن سو می رود).دخترک: «وحالا همه چیزتغییر می کند».
برش به جمع زنان.زن اصلی(همان که درآغاز فیلم دیده ایم) درمیان جمع:«من به هیچ وجه تحمل این را ندارم که مشتی آدم زن ستیز دوست ام داشته باشند.».
برش به تصویر یک گروه ازمردان درسنین گوناگون وقیافه های ناهمگون،نشسته یا ایستاده،همچون حالت آدم ها در عکسی یادگاری.زن اصلی درنمای متوسط.پیش روی اش کلاکت زده می شود.این جمله روی چهره خرسند او به گوش می رسد:«من بی همتا هستم،خب؟».کلاکت برگروه زنان.(وهمیشه این مردی است که کلاکت می زند).این جمله ها را از زبان زن اصلی روی تصاویر این زنان یا از زبان خود اوایستاده درمیان آنها می شنویم :«اما من همه زن ها هستم.»، «من بی همتا هستم،خب؟اما من همه زنها هستم.»همه فریاد شادی برمی آورند.
برشی ازپیکر دو زن که این نوشته را به دست گرفته اند:«آیا همه زن ها می خواهند مادر شوند؟»(سلفژ زنانه بی گسست به گوش می رسد).زوم به بیرون از روی پیکر همان دو زن(دو زن جوان).اولی: «من،آره».دومی:«من،نه».
زن برهنه آبستنی در زمینه خالی روشن ایستاده وشاد وخرسند می خندد.ازبیرون قاب صدای کودکان به گوش می رسد. زن درنمای متوسط به شکم برآمده اش دست می کشد وآشکارا خرسند است.زن به دوربین: «خودم را زیبا،سرشار و خواستنی حس می کنم»(می خندد).
در زمینه ای خالی،همان زنان این باربرهنه،نیمه برهنه یا پوشیده نشسته یا ایستاده اند.درپس زمینه،زنانِ پوشیده ودر پیش زمینه سه زن برهنه،سه مادر،یکی با کودکی درکنار دیده می شوند.از این سه،دو تن لمیده ویکی درمیان آنها چهار زانو نشسته است.پسربچه برهنه ای که در نماهای قبل هم دیده ایم به سوی آنها می رود.صدای زنی بر روی تصویر:«به ما، خواهر وبرادر بده».صدای زنی دیگر روی تصویر: «کودک چنین گفت».صدای مردی برروی تصویر:«به ما پسر، سرباز،کارگر،دانشمند بده.به ما دختر،زن آشپز،ومادر بده».صدای زن از بیرون تصویر:«جامعه چنین گفت».یکی ازدو زن لمیده:«من که مشکلی ندارم.من عاشق بچه ها هستم».زن میانی:«من به جامعه کار ندارم.آبستن می شوم وبچه می آورم.»زن لمیده دیگر:«من نه».این همان زنی است که بچه درکنار دارد.نمای متوسط او.صدای مردی ازپشت صحنه :«به هرحال،زنها ساخته شده اند که بچه بیاورند.»صدای یک زن:«دخترکم مثل خودم است.»صدای مرد از بیرون قاب (بد خلق):«زنی که مادرشدن را تجربه نکند زن نیست.»زن سوم که بچه دربغل دارد انگار که به او برخورده باشد:«سبیل!پس مردهایی که پدرشدن را تجربه نکرده اند چه هستند؟مردهای جعلی؟ شوالیه،انشتین،مِرمُز، بالزاک، موتسارت؟اینها چه؟»
بر زمینه دیواری آبی رنگ این نوشته به چشم می خورد«زن واقعی کیست؟».این نوشته را که برشیشه ای نوشته شده دست های زنانه درهوا نگه داشته اند.پای چکمه پوش زنی به آرامی به سوی این نوشته لگد می زند.
سه تن از زنان قبلی، همان سه زن برهنه،این بارپوشیده،دریک نمای متوسط.زن میانی:«چطوربه فکر بیفتیم که زن هستیم یا نه.»دوربین درحرکت افقی زن اصلی را درسوی دیگرآنها با فاصله از ایشان نشان می دهد که می گوید: «وچطور می توان در ورای دیدگاه مردانه زن بود؟».دوربین به سوی سه زن اول بر می گردد.یکی دیگر از آنها،(سمت چپی):«بدن زن چیست...»(میانی)«اگردائم باید مواظبِ..»(سمت راستی)«...قد وقامت امان باشیم.»دوربین به زن اصلی رو می کند و از او درگذشته وبه دو زن دیگر می رسد.یکی از آنها که جوان تراست:«مردها به شما حق پیر شدن نمی دهند».(درپس زمینه آنها عکس سیاه وسفید بزرگی از دو زن جوان برهنه دیده می شود که بالای سر زن سالخورده برهنه ای با چهره مادرانه ایستاده اند که برصندلی نشسته است).تصویر بر پیکر ثابت آنها که به ما خیره شده اند،به سیاهی می رود.
بر زمینه سیاه تابلویی که دو دست آن را در برگرفته اند این نوشته دیده می شود:«نمای ممنوع شده براساس ماده 283 قانون جزایی».
بازگشت به زنان که چهار تن از آنها بر زمینه همان عکس بزرگ نشسته اند.جوان ترین آنها:«اگر اندام جنسی ما مکان لذت،عشق وبچه است،چطور زندگی کنیم؟(همه با هم) «چطور با اندام جنسی امان زندگی کنیم؟»زن اصلی:«اگر ما دراین فیلم لخت ظاهر شدیم برای به نمایش گذاشتن خودمان نبود»(زن دوم)«برای چارچشمی نگاه کردن نبود»(زن جوان)«برای اذعان خواهش به شما بود.»(زن چهارم)«حظ اما نه حظ بصر».(زن دوم)«سکسوالیته اما نه سکس شاپ.»(زن اصلی) «عشق نه شانتاژ». (زن چهارم)«چون که تناقض بزرگی است به سر بردن درتن یک زن.».
برش به یکی از همین زنان(زن جوان)با پیراهن سفید و جلیقه ودامن (لباس رسمی)،ایستاده،دست درجیب رو به دوربین: «و بامزگی تناقض دراینجاست که از یک طرف به ما می گویند خودت را بپوشان تا اندام جنسی ات دیده نشود واز طرف دیگرمی گویند خودت را نمایش بده.تو دلربایی.فروش را بالا می بری.باید خوشحال باشی.»
تصویر مانکن جوان بلوند برهنه ای که یک چراغ مطالعه سرخ رنگ را به دست گرفته ویک نیمه بدنش در زیر پارچه ای که روی شانه انداخته پنهان است.موسیقی ضعیفی درفضا به گوش می رسد وصدای عکاس از بیرون قاب که دارد حالات بدن زن را هدایت می کند.
برش به زن قبلی،این بار درکنارزن اصلی.زن:«بله.از یک طرف به ما می گویند محجوب باش،کپل ات را بپوشان!»
برش به نوشته ای بر زمینه مبهم که صداهای کودکانه بر روی آن به گوش می رسد:«ازهمان بچگی،به ما می گویند جیش کردن ات را نبینند چون دیدن ندارد.»پسربچه ودختر بچه ای کنار هم درجایی چون کلاس درس نشسته اند. پسربچه:«ما توجمع پسرها جیش می کنیم اما با بقیه نه.» دختربچه:«اما دائم به ما می گن نبینن!اعصابم خرد میشه.».
برش به همان دخترک زانو زده درنماهای قبل ودختربچه ای با عروسکی درآغوش درکنارش:«وحالاهمه چیزعوض می شود»(هم زمان با این گفته،موزیک کلاسیک ضعیف اما نوید بخشی به گوش می رسد.)
برش به دختری جوان درفضاهای بیرونی.با نادیده گرفتن نمای دوکودک درکلاس،این اولین نمای فیلم دربیرون از استودیو است.دختر جوان:«من واقعا هیچ وقت از اندام جنسی ام احساس شرم نکرده ام.هیچ وقت احساس شرم نداشته ام و در حال حاضر بیش تر دوست دارم دندان هایم را قایم کنم تا اندام جنسی ام را که پنهان است.»
زن دیگر درنمای مدیوم کلوزآپ: «من ابدا هیچ وقت احساس شرم نکرده ام.برخلاف آنچه که جامعه سعی می کند به من حقنه کند که از وقتی دنیا آمده ام چیزی را لای پاهایم قایم کرده ام هیچ وقت احساس شرم نداشته ام.خیلی ازآنچه هستم خوشحالم.»
زن دیگر(درفضای داخلی):«من از اندام جنسی ام زیاد سختی کشیدم اما خوب ناراضی نیستم.ازاین که زن هستم راضی ام».
دختری جوان:« من راحت درباره سکس حرف می زنم و وقتی دختری به دنیا بیاورم به خصوص تمام محرمات مربوط به سکس رو براش ازبین می برم.تمام سعی ام را می کنم که این مساله براش غیر عادی نباشه وفکرش آزاد باشه.»
بازگشت به تصویر دو زن در استودیو.این بار زن اصلی است که به نیم رخ می ایستد ومی گوید:«بله! از آن طرف می گویند ساق هایت را نشان بده،مصرف را بالا می بری.»
صدای زنی روی تصویر بدن زنان در مجلات تبلیغاتی:«من دوست ندارم که بدنم را این جوری به کار بگیرند و من را این جوری عرضه کنند.»
صدای زن دیگر:«دوست ندرام که ازمن برای فروش و تجارت بهره برداری کنند.»
یکی از تصاویر تبلیغاتی،زن لختی را ازپشت نشان می دهد که بر یک صندلی ازنوع اداری نشسته ونوشته درون آگهی چنین می گوید:«طراحی خوب،گودی های خوب.یک میز کار بسیار زیبا».صداهای نامفهوم(شاید صدای عکاسان مد و گرافیست ها)روی تصویر.
تصویر زن برهنه ای که فرشته وار با دوچرخه مارک گلادیاتور درآسمان پرواز می کند.
برش به نمای درشت چهره دختری جوان درخیابان:«ازمن دختربسیار زیباتری می سازند اما به هر حال این منم که برای فروش یک جنس ازم استفاده میشه».
پیکر برهنه زنی دریک آگهی تبلیغی اتومبیل بر کنار ساحل.آگهی نوشته:«قرص ومحکم باشید،خوشم میاد...».
تصویر تبلیغاتی دیگری از یک هواپیما دراوج آسمان ودرپایین تصویر پیکر مردی برهنه درمقیاسی کوچک که برپست وبلند اندام لخت زنی ایستاده وبرای هواپیما که دور می شود دست تکان می دهد.صدای زنی میانه سال با لهجه مهاجر اروپای شرقی بر تصویر:«خلاصه هروقت پوستری را روی دیوار می بینم به نظرم می رسد که احمقانه است،دیدن دائم زن ها به صورت لخت.برای همین به خودم می گویم این منم که دارند نشان می دهند».
برش به جمع زنان در استودیو.پیرزنی از آن میان:«هر بار که زنی برای فروش یک کالا لخت می شود...»
زن دیگر: «...منم که لخت می شوم...»
زن دیگر:«...منم که عرضه می شوم...»
(زن دیگر)«...منم که تحقیر می شوم...»
(زن دیگر) «...منم که خواهش برمی آورم...»
(زن پیر)«...منم که سرزنش می شوم...»
(زن دیگر) «... منم که خرید وفروش می شوم...»
(زن اصلی)«...منم که تلفنی سفارش ام می دهند...»
(زن دیگر)«...که پول می گیرد،به صورت چک یا نقد...»
(زن دیگر)«...منم که برای برآوردن خواهش های مردان عرضه می شوم...».
صدای مردی از بیرون قاب:«ادامه بده،خودت را سرزنش کن.به زودی دیگر جاذبه ای برای ما نخواهی داشت.این قیافه ای که به خود می گیری هیچ مردی دوست ندارد.»
(یکی از زنان،با لبخندی خرسند): «خوب،من درخودم آن قدر عشق سراغ دارم که درتو ایجاد خواهش کنم بدون اینکه نیازبه تغییر قیافه یا تقاضا داشته باشم».
تصویر گروه مردان که در ابتدای فیلم دیده ایم.صدای زنی روی تصویر:«ازترس خوش نیامدن وقطع رابطه با برخی از شماها...»
(صدای زنی جا افتاده از بیرون قاب)«...آقایان شوهرها،پدرها،عشاق،روسا،بچه ها،رفقا،...»
(ادامه صدای زن اول)«...ما زن ها برای خودمان به تحول رسیده ایم...»
(ادامه اززبان زن دوم)«...بنابراین اگر همچنان نیاز به زن وعشق دارید...»
برش به جمع زنان در استودیو.یکی از زنان:«...این شمایید که ناچارید نگرش وبرخی سلیقه های خود را تغییر دهید.»
(زن دیگر)«من یک زنم.باید زن را از نو آفرید».صدای اندیشاک از بیرون قاب:«پس باید عشق را از نو آفرید.»زن ها همه با هم:«بسیار خوب».
بر روی تیتراژ پایانی،صدای زنی به گوش می رسد که می گوید:«بسیار خوب،پس ادامه دارد».
(1)بازی کلامی با واژه های«سر»la tête و«دم»queue درزبان فرانسه.«سر»اشاره به «عقل»و«دم»افزون برمعنای اصلی اش، همچنین در زبان عامیانه اشاره به اندام جنسی مردانه دارد.
این نوشته،از روی فیلم پیاده شدده است.
با سپاس فراوان ازحمید شوکایی برای پیشنهادهای خوب اش در بهتر شدن این ترجمه.
شناسه فیلم برپایه عنوان بندی فیلم
تصویر:ژاک ریس.میشل تیریه.
صدا:برنارد بلیشه.
مونتاژ:ماری کاسترو.آندره شوبی.هلن وولف.
تهیه کننده:سیلوی ژ،نه ووآ.میشل اونورَن
نوشته وکارگردانی:آنیس واردا.
سال ساخت:1975.
مدت فیلم: 7 دقیقه و48 ثانیه.
کشور:فرانسه.
عنوان فرانسوی
Réponse de femmes
این فیلم در یوتیوب






1 دیدگاه:
سلام
مستند آنیس واردا توام با صراحت و بی باکی ساخته شده و فکر می کنم در مقابل سلطۀ رسانه ها و پروپاگاندا و همینطور در مقابل آثار پورنوگرافی کار خوب و موثری محسوب میشه. چنین آثاری بخصوص میتونه کسانی رو که به دیدن تصاویر تجاری سطحی از تلویزیون عادت کرده اند به چالش بکشونه، و دیدگاه ما رو نسبت به برنامه های مبتذل و یکسان تلویزیون تغییر بده. بنظر من شجاعت آنیس واردا در ساخت این فیلم ستودنیه. ممنون از توضیحات خوب فارسی، که به دیدن فیلم کمک می کنه.
ارسال يک نظر