واحد فیلم سازی اداره پست همگانی
General Post Office Film Unit
امانوئل زیریگوس
محسن قادری
این نوشتار به بررسی سه دوره مشخص جنبش فیلم مستند بریتانیا در دهه 1930 می پردازد:دوره نخست شکل گیری واحد فیلم سازی هیات بازاریابی امپراتوری وسپس انتقال آن به اداره پست همگانی،دوره میانه از1934 تا 1937 ودوره پایانی آن پس از جدایی جان گریرسون از این واحد فیلم سازی.
درسال های 1930 دربریتانیا رشته فیلم های مستندی اعتبار ملی و جهانی یافتند که بیش ترآنها را جنبش شناخته شده فیلم مستند بریتانیا ازسوی دولت این کشورساخته بود.تحلیل گران بسیاری براین باورند که این حجم فیلم،گسترده ترین سهم بریتانیا درنظریه فیلم است وجان گریرسون،پایه گذار این جنبش مستند،«پدر مستند»است.
گریرسون،روشنفکر بریتانیایی،به نقش سیاسی هنرمند باور داشت وبرهدف اجتماعی از راه آفرینش این فیلم های مستند تاکید داشت.او در1928 به «هیات بازاریابی امپراتوری»پیوست وواحد فیلم آن را سازمان دهی کرد.«ماهیگیران»(1928)،نخستین فیلم او،مستندی درباره صیادان شاه میگوی دریای شمال،دربریتانیا با استقبال گرم روبرو شد وبسیاری آن را آغاز دوران نوین فیلم سازی مستند دانستند.گریرسون بازنمایی«دلاورانه» زندگی وتجربه طبقه کارگر را راهی به سوی اصلاح فرهنگی وسیاسی می دانست.
دوران میانه جنگ دربریتانیا را بحران های اجتماعی واقتصادی مشخص می دارند.آمارهای بیکاری به ویژه در ناحیه شمال این کشور رو به فزونی داشت و کشور را پاره پاره ساخته بود وبه تنگدستی،بهره کشی،وکشمکش طبقاتی می کشاند.اندیشه های بازآمده از اروپای شرقی بر روی بخش انبوهی از جمعیت کشورتاثیر می گذاشت وخودآگاهی سیاسی و ایدئولوژیک موجود را به چالش می کشید.بسیاری ازهنرمندان وروشنفکران موضع سیاسی می گرفتند وبیان آشکار دیدگاه های خود را درپیش می گرفتند.آنها به ویژه به زندگی طبقات کارگر توجه داشتند وشماری از ایشان درمستندهای جنبش فیلم سازی بریتانیا مشارکت جستند.این جنبش بخشی ازگرایش گسترده ترفرهنگ بریتانیا بود که ازمقالات مطبوعاتی،سخنرانی ها وحضورهای عمومی وهمچنین فیلم بهره می گرفت تا دیدگاه های سیاسی را بیان دارد.
بازارفیلم نشان گرغلبه فیلم های سینمایی تجاری امریکا بود.فیلم های بریتانیایی،به ویژه فیلم های کوتاه که با نبود پشتیبانی دولتی رو به رو بودند،می بایست برای راهیابی به سالن های سینما به مبارزه برمی خاستند.فیلم های کوتاه بیش تر همچون «میان پرده» به کار می رفتند وتنها اگر ویژگی سرگرمی یا درخواست فزاینده همگانی می یافتند حق پخش سالنی داشتند. افزون براین،نمایش دهندگان فیلم درباره فیلم های آموزشی یا تجربی وبه ویژه فیلم هایی که مجسم کننده تبلیغ دولتی بودند پیش داوری هایی داشتند.دراین میان،دولت کارگری می کوشید مردم رامتحد سازد واین مجادله ها را فرونشاند.دراین شرایط،دولت از پیشرفت های صنعت روابط عمومی امریکا پیروی کرد و تصمیم گرفت ازفیلم برای تبلیغ سازمان ها و خدمات دولتی بهره گیرد.ازسوی دیگر،دولت به تشویق سرمایه داری وتوسعه شرکتی برآمد.بدینسان،گریرسون به کارگماشته شد تا برای هیات بازاریابی امپراتوری فیلم های تبلیغاتی تجاری بسازد.وی پس از برچیده شدن این هیات «افسر فیلم»واحد فیلم سازی اداره پست همگانی (GPO)* شد.او با به کارگماشتن شماری از فیلم سازان با استعداد و کارآموزان جوان گسترش این واحد فیلم سازی را آغازنهاد.
درباره فیلم های تولید شده درواحد فیلم سازی اداره پست همگانی نوشته های فراوانی به چاپ رسید وتا دهه هفتاد،هشتاد ونود ادامه یافت.بسیاری منتقدان براین نکته توجه داشتند که فیلم های این واحد تا چه میزان می توانند به پیدایش سینمای متعهد اجتماعی بیانجامند.من برای ارزیابی میزان اهمیت آنها،مایلم این حجم ازمتون فیلمی را به سه بخش تقسیم کنم،چرا که این متون فیلمی نشان گرتنوع گسترده تجربه گری و انواع رویکردها به فیلم سازی مستند اند.این سه بخش عبارتند از تولید آغازین این واحد،سال های میانه آن از 1934 تا 1937 ودوران پس از رفتن گریرسون.
انتقال «هیات بازاریابی امپراتوری» (EMB)**به واحد فیلم سازی «اداره پست همگانی»(GPO)پس ازکسب مقدمات گسترده تر و برخورداری ازسیستم صدابرداری نازل«ویزاتون»بریتانیایی وهمچنین انتساب آلبرتو کاوالکانتی (1934) حاصل شد که به ویژه نقش گسترده ای در زمینه گسترش صدا وتدوین داشت.تولید آغازین این واحد فیلم سازی به تبلیغ خدمات اداره پست محدود بود.این فیلم های کم هزینه درمکان های واقعی فیلم برداری می شدند ومردم«واقعی»را در حال انجام کارهای اشان نشان می دادند.گریرسون چندین مورد ازفنون سینمای خاموش را که برآمده از سینمای آن دوره روسیه و به ویژه برگرفته از آیزنشتاین بود به کارگرفت.«کشتی سیم کشی»(1933)،یکی از تولیدات آغازین این واحد درباره تعمیرسیم های تلفن زیردریایی ازسوی اداره پست بود.ازدیگر فیلم های این واحد «پیش بینی هوا» (1934)درباره رشته اطلاعاتی پیرامون سامانه های هواشناسی وفیلم «زیر شهر» (1934)درباره نگهداری از کابل های تلفن بود.به نوشته پل سوان «هرچند که گوینده رخ دادها رابه بیننده توضیح می داد اما تصویرعنصر جنبی نوار صدا بود. گروه مستند نخستین بار با جابه جایی به اداره پست،ابزارهای صدابرداری به دست آورد.آنها درنتیجه،درنخستین سال های عمر این واحد به تجربه پردازی و آموختن صدا پرداختند.»
رویکردی که جنبش درتولید آغازین خود به فیلم سازی مستند درپیش گرفت از این دید دارای تعهد اجتماعی بود که فیلم ها قصد آموزش و آگاهی رسانی مردمی داشتند.از سوی دیگر،آدم هایی که دراین فیلم ها نمودارمی شدند درباره خودشان صحبت نمی کردند بلکه فرد دیگری به جای آنها صحبت می کرد.درچنین شرایطی،آنها دور وناآشنا به نظرمی رسیدند.تنها استثنا دراین حجم از فیلم ها «مجموعه شش و سی»بود که درآن هری وات و ادگار انستی می کوشیدند به مردم امکان مشارکت درگفتار متن بدهند.این تجربه راه های نوینی بر رویکرد جنبش گشود.اگرچه درآن دوره امکانات صدای همگاه وجود داشت،واحدفیلم سازی ناگزیر بود به دلیل ابزارهای دست و پاگیر وکیفیت نازل صدا از صدای ناهمگاه بهره برد.
سال های میانه،از 1934 تا 1937،پربازده ترین دوره واحد ونشانگررشته رویکردهای گوناگون بودند.درآغاز،شماری فیلم های معتبر وپرهزینه برای سازمان های بیرونی ساخته شد که بازیگران ناحرفه ای را به کار می گرفتند و سهمیه دولتی برای نمایش درسالن های سینماهای تجاری دریافت داشتند.آواز سیلان(1934)ساخته بازیل رایت و جان تیلر را هیات تبلیغاتی چای سیلان سفارش داد که شیوه زندگی سنتی سیلان را درتضاد با نفوذ فرهنگ تجاری مدرن نشان می داد. به نوشته یان اتکین« رایت از شگردهای تدوین تداعی بخش بهره گرفت که صدا وتصویر را به گونه شکل گرایانه سامان می بخشد تا حسی ازسنت ازلی وبی زمان را انتقال دهد».فیلم«نشان گرپیوند درونی تقریبا اندام وارتجربه های اجتماعی» بود.گران ترین فیلمی که واحد فیلم سازی تا آن زمان ساخته بود (فیلمی 7500 پوندی)«آوای بریتانیای بی بی سی»بود که به سفارش بی بی سی ساخته شد و سکانس هایی از برنامه های سرگرمی سَبُک بی بی سی را دربرداشت.اگرچه این فیلم ازدیگرفیلم های اداره پست همگانی ویژگی تجاری تری داشت،درگیشه ناکام ماند.تعهد اجتماعی فیلم های پرهزینه هرچند نمود غیرمستقیم داشت،به دلیل آن که این فیلم ها درتبلیغ سازمان های خاص ساخته می شدند نشانگر فنون سینمایی گوناگون بودند ودرنظریه فیلم سهم داشتند.
رشته فیلم هایی که درسال های میانه فعالیت واحد فیلم اداره پست همگانی ساخته شدند نشانگر ضبط مستقیم گفت وگوها در مکان های واقعی بودند،عنصری که ازاهمیت بنیادی برخوردار بود.«کارگران و کارها »(1935) فیلمی پرهزینه به سفارش وزارت اطلاعات بود که بیکاران و ماموران را درگفت وشنید درحزب کار مردمی درلندن نشان می داد. «مشکلات مسکن»(1935)ساخته التون و انستی درباره پاک سازی محلات فقیرنشین بود؛فیلمی استثنایی از این دید که اگرچه شرکت تجاری گاز بریتانیا آن را سفارش داده بود،هیچ تبلیغ آشکاری درباره این فراورده درآن دیده نمی شد.لا آر می نویسد که تصویر«افراد محروم که نخستین بار به گونه آزادانه درمحیط های هولناک زندگی وکارخود صحبت می کردند تاثیر توانمندی به جا می نهاد که از تصویرکارگر«دلاور»گریرسون بس دور بود».گذشته ازاین،هردو فیلم درپایان نگاه مثبت وخوش بینانه دارند.در«کارگران و کارها»موضوع کاملا قابل حل نشان داده می شود ودر بخش دوم «مشکلات مسکن»افراد خانه کرده در آپارتمان های نوبنیاد را می بینیم.برخی منتقدان این پرسش را پیش می کشیدند که چگونه می توان مبارزه برای اصلاح سیاسی و فرهنگی را با پایان های امیدوارکننده و مثبت چنین فیلم هایی درآمیخت، پایان هایی که این احساس را به دست می دهند که مناسب ترین کوشش ها درحال انجام است.
جالب ترین رشته فیلم های ساخته شده درسال های میانه واحد فیلم سازی اداره پست همگانی درقیاس با فیلم های پیشین معمولا با بودجه های پایین ترساخته می شدند و دربردارنده انواع تجربه ها درساختاردراماتیک و کاربرد صدا بودند. «رگه ذغال»[1](1935) سختی شرایط تجربه شده از سوی معدنچیان ذغال سنگ را توصیف می کند.بسیاری از منتقدان براین باورند که این فیلم را کاوالکانتی ساخته وگریرسون نام اش را با نام خود در تیتراژ جابه جا کرده است[2].فیلم نشان افتخار بروکسل را به خاطر فنون نوآورانه خود دریافت داشت.پست شبانه(1936) درباره گردآوری و ارسال نامه با ترن شبانه از لندن به اسکاتلند است.اتکین براین باور است که در این فیلمِ بس تجربی«شعر دبیلو.اچ.اودن به کار رفته تا بعدی نمادین به این روایت داده شود که پست سلطنتی چگونه جامعه را به کمک ارتباطات همبسته و درپیوند نگاه می دارد.» برخی تفسیرها برمیزان همدلی با طبقات کارگر دراین دسته از فیلم ها تاکید دارند.آنها استدلال می کنند که چشم اندازهای نهفته در«رگه ذغال» دهشتناک بوده،معدنچیان دور وناآشنا به نظر می رسیده اند وبازنمایی طبقات کارگرتنها به مردان محدود بوده و زنان طبقه کارگرنادیده گرفته شده اند.
آخرین دسته ازفیلم های تولید شده در دوران میانه واحد فیلم اداره پست همگانی دربردارنده تجربه های انتزاعی یا تفننی است.این رشته فیلم ها با سنت گریرسونی تفاوت می یابند ونگاه اجتماعی هدفمند ندارند.«جعبه رنگ»(1935)یا«رقص رنگین کمان»(1936)از ساخته های لن لای،فنون نقاشی را به گونه مستقیم برفیلم سلولوئید اجرا می کنند.«عشق بر روی بال»(1937)ساخته مک لارن نمایشی ازفنون پویانمایی بود.«پِت و پات»(1934)ساخته کاوالکانتی درباره سودمندی تلفن بود وعناصر کمیک وفانتزی را به هم می آمیخت.به نوشته آر.لا «واحد فیلم سازی باعنصرفانتزی درکش وقوس بود.اما از زمان موفقیت هری وات با فیلم «بیل بلویت»[3]به این سو،گزینه ای دیگریعنی رویکرد روایی تربه مستند رفته رفته نقش برجسته تری دراین جنبش یافت».متاسفانه برداشت اتکین درباره این فیلم ها این است که«اگرچه گریرسون این فیلم ها را آثار فرعی می دانست،که این گونه نیز بودند،اما وی مشوق وحامی تجربه زیباشناختی در واحد فیلم اداه پست همگانی بود».
دوره واپسین واحد فیلم اداره پست همگانی با رفتن گریرسون آغاز می شود.بسیاری ازتحلیل گران براین باورند که دلایل چندی او را به این تصمیم واداشت که ازجمله آنها انتساب ارنست کراچنی،نماینده سنتی خدمات شهری،به جای استیون تالنتز بود.فشار دولتی بر گریرسون برای محدود ماندن درخدمات اداره پست ودشمنی تجارت فیلم مبنی براین که فیلم هایی که اداره پست همگانی برای سازمان های بیرونی تولید می کند رقابتی ناعادلانه برعلیه این تجارت پدید می آورد،ازدلایل دیگر کناره گیری او بود.آر.لادرباره اختلاف عقیده در واحد فیلم سازی اداره پست همگانی می نویسد:«کوشش می شود این دودستگی همچون اختلاف عقیده میان گریرسون که شدیدا بازار غیر سالنی و درس گفتارهای سینمایی را ترجیح می داد وکاوالکانتی جلوه داده شود که بنابرعقیده اش مبنی براین که فیلم همیشه باید چنان جذاب و سرگرم کننده باشد که بتواند به سالن های سینما راه یابد،مستند روایی و دراماتیک را تشویق می کرد.»گرایش به مستند داستانی دراین دوره واپسین، واحد فیلم اداره پست همگانی را که از رویکرد گریرسونی دوری می گرفت دگرگون ساخت.«دریای شمال»(1938) ساخته وات،نمونه برجسته این دگرگونی بود.این فیلم بربازسازی کاری واقعی،خدمات کشتی به ساحل،استواربود و ماهیگیران واقعی عمق دریا را نشان می داد.به نوشته پی.سوان «دریای شمال»بیش ازهرمستند بریتانیایی دیگری که در سال های دهه 1930 ساخته شده بود با استقبال تماشاگر روبرو شد.برخی تفسیرها درباره این فیلم استدلال کرده اند که بازنمایی زندگی طبقات کارگر دراین فیلم سطحی بوده چرا که شخصیت ها ازخود صحبت نمی کردند بلکه ناگزیر بودند که فیلم نوشته را دنبال کنند و شخصیت ناخدا نیز بازتاب دهنده تمامیت خواهی بوده است.آر.لا با این دیدگاه همسو نیست واستدلال می کند که «درفیلم آگاهی رسانی،داستان ها امکان ارزشمند وراهی برای رساندن پیام بودند».
بیش تر فیلم های مستند تولید واحد فیلم اداره پست همگانی دیدگاه های سیاسی و ایدئولوژی جنبش فیلم مستند را بازتاب می دادند.فیلم سازان مشغول به کار دراین واحد فیلم دولتی،محملی برای تجربه یافتند وبا گسترش زبان فیلم کوشیدند ایده های خود را به شیوه توانمند تری بیان دارند.آنها محدودیت ها وقیدوبندهای همکاران خود دربازار فیلم را نداشتند.اندیشه سیاسی جنبش مستند و به ویژه گریرسون درتضاد با سرمایه داری «اقتصاد آزاد»بود و به خودآگاهی سوسیال دموکراتیک گرایش داشت.به نوشته اتکین «فلسفه سیاسی گریرسون،به ویژه آنجا که در اشتیاق اش به همکاری دولتی شبه مستقل نمود می یافت،جنبش مستند را درجبهه موافق گروه هایی چون«اتحادیه سوسیالیست» که هوادار مالکیت شدید دولتی بودند ودرجبهه مخالف گروهایی چون «کینزی ها» قرار می داد که هوادار مداخله موقت دولتی درجامعه واقتصاد بودند».جنبش مستند با نشان دادن مردم طبقه کارگر درپی یافتن راه حل ها برای بحران های اجتماعی و اقتصادی موجود دردوره میان جنگ بود.با این همه،محدودیت های هزینه ها ومخارج دولتی که منطقی به نظرمی رسد،گریرسون را واداشت تا به جست و جوی پشتیبان غیردولتی برای مستندهای اش برآید.امروزه با نگاه دقیق به فیلم های اداره پست همگانی،می توان حس ابتکارعمل سیاسی را درآنها درآنها بازیافت.گریرسون زمانی گفته بود که «آنها می گویند هنر آینه است-آینه ای که رو به طبیعت گرفته شده.گمان می کنم این تصویر غلطی است...درجامعه ای چون جامعه ما،هنر آینه نیست بلکه چکش است.هنر سلاحی است دردستان ما تا ببینیم وچیزی را بگوییم که راست و درست وزیباست وآن را همچون قالب والگویی ازاعمال انسان ها جا بیاندازیم». گمان می کنم فیلم های واحد فیلم سازی همچون منابع و پدیدآورندگان فعال دنیایی سیاسی و ایدئولوژیک عمل می کنند.
درپایان،مایلم برخی مقولات ویژه ای که با گریرسون و جنبش فیلم مستند پیوند دارند را به پرسش گیرم.آیا گریرسون به اهداف خود برای اصلاحات سیاسی وفرهنگی دست یافت؟آیا نظام پخش غیرسالنی موثر بود؟آیا کودکان مدرسه ای پیام های این فیلم ها را دریافتند؟ آیا برای دولت امکان داشت که دربرخورد با بحران اقتصادی به تولید گسترده فیلم مستند یارانه دهد؟شاید پاسخ به این پرسش ها حل ناشدنی بماند ومنتقدان را تا مدت های دراز به خود مشغول نگاه دارد.
پانویس
*General Post Office
**Empire Marketing Board
1.این فیلم همه جا به فارسی«صورت ذغال» یا «صورت ذغالی»ترجمه شده.Coal Face رگه ذغال سنگ یا بستر و دیواره ای است درمعدن که ازآن ذغال سنگ به دست آورده می شود.
2.چه بسا نویسنده دراینجا اندکی به خطا رفته است چراکه این فیلم همه جا با نام کاوالکانتی ثبت شده است.
3.نام کامل این فیلم Saving Bill Blewitt (صرفه جویی بیل بلویت)است.این فیلم یکی از انگشت شمار فیلم های داستانی واحد فیلم سازی اداره پست بریتانیاست که گفته می شود سبک مستند دارد.فیلم درباره دوماهیگیراست که قابق اشان را از دست می دهند وموفق می شوند قایق دیگری بخرند.فیلم می خواهد نشان دهد که چگونه می توان درنهایت صرفه جویی زندگی کرد.بیل بلویت،شخصیت این فیلم،نقش خود را بازی می کند.
دوران میانه جنگ دربریتانیا را بحران های اجتماعی واقتصادی مشخص می دارند.آمارهای بیکاری به ویژه در ناحیه شمال این کشور رو به فزونی داشت و کشور را پاره پاره ساخته بود وبه تنگدستی،بهره کشی،وکشمکش طبقاتی می کشاند.اندیشه های بازآمده از اروپای شرقی بر روی بخش انبوهی از جمعیت کشورتاثیر می گذاشت وخودآگاهی سیاسی و ایدئولوژیک موجود را به چالش می کشید.بسیاری ازهنرمندان وروشنفکران موضع سیاسی می گرفتند وبیان آشکار دیدگاه های خود را درپیش می گرفتند.آنها به ویژه به زندگی طبقات کارگر توجه داشتند وشماری از ایشان درمستندهای جنبش فیلم سازی بریتانیا مشارکت جستند.این جنبش بخشی ازگرایش گسترده ترفرهنگ بریتانیا بود که ازمقالات مطبوعاتی،سخنرانی ها وحضورهای عمومی وهمچنین فیلم بهره می گرفت تا دیدگاه های سیاسی را بیان دارد.
بازارفیلم نشان گرغلبه فیلم های سینمایی تجاری امریکا بود.فیلم های بریتانیایی،به ویژه فیلم های کوتاه که با نبود پشتیبانی دولتی رو به رو بودند،می بایست برای راهیابی به سالن های سینما به مبارزه برمی خاستند.فیلم های کوتاه بیش تر همچون «میان پرده» به کار می رفتند وتنها اگر ویژگی سرگرمی یا درخواست فزاینده همگانی می یافتند حق پخش سالنی داشتند. افزون براین،نمایش دهندگان فیلم درباره فیلم های آموزشی یا تجربی وبه ویژه فیلم هایی که مجسم کننده تبلیغ دولتی بودند پیش داوری هایی داشتند.دراین میان،دولت کارگری می کوشید مردم رامتحد سازد واین مجادله ها را فرونشاند.دراین شرایط،دولت از پیشرفت های صنعت روابط عمومی امریکا پیروی کرد و تصمیم گرفت ازفیلم برای تبلیغ سازمان ها و خدمات دولتی بهره گیرد.ازسوی دیگر،دولت به تشویق سرمایه داری وتوسعه شرکتی برآمد.بدینسان،گریرسون به کارگماشته شد تا برای هیات بازاریابی امپراتوری فیلم های تبلیغاتی تجاری بسازد.وی پس از برچیده شدن این هیات «افسر فیلم»واحد فیلم سازی اداره پست همگانی (GPO)* شد.او با به کارگماشتن شماری از فیلم سازان با استعداد و کارآموزان جوان گسترش این واحد فیلم سازی را آغازنهاد.
درباره فیلم های تولید شده درواحد فیلم سازی اداره پست همگانی نوشته های فراوانی به چاپ رسید وتا دهه هفتاد،هشتاد ونود ادامه یافت.بسیاری منتقدان براین نکته توجه داشتند که فیلم های این واحد تا چه میزان می توانند به پیدایش سینمای متعهد اجتماعی بیانجامند.من برای ارزیابی میزان اهمیت آنها،مایلم این حجم ازمتون فیلمی را به سه بخش تقسیم کنم،چرا که این متون فیلمی نشان گرتنوع گسترده تجربه گری و انواع رویکردها به فیلم سازی مستند اند.این سه بخش عبارتند از تولید آغازین این واحد،سال های میانه آن از 1934 تا 1937 ودوران پس از رفتن گریرسون.
انتقال «هیات بازاریابی امپراتوری» (EMB)**به واحد فیلم سازی «اداره پست همگانی»(GPO)پس ازکسب مقدمات گسترده تر و برخورداری ازسیستم صدابرداری نازل«ویزاتون»بریتانیایی وهمچنین انتساب آلبرتو کاوالکانتی (1934) حاصل شد که به ویژه نقش گسترده ای در زمینه گسترش صدا وتدوین داشت.تولید آغازین این واحد فیلم سازی به تبلیغ خدمات اداره پست محدود بود.این فیلم های کم هزینه درمکان های واقعی فیلم برداری می شدند ومردم«واقعی»را در حال انجام کارهای اشان نشان می دادند.گریرسون چندین مورد ازفنون سینمای خاموش را که برآمده از سینمای آن دوره روسیه و به ویژه برگرفته از آیزنشتاین بود به کارگرفت.«کشتی سیم کشی»(1933)،یکی از تولیدات آغازین این واحد درباره تعمیرسیم های تلفن زیردریایی ازسوی اداره پست بود.ازدیگر فیلم های این واحد «پیش بینی هوا» (1934)درباره رشته اطلاعاتی پیرامون سامانه های هواشناسی وفیلم «زیر شهر» (1934)درباره نگهداری از کابل های تلفن بود.به نوشته پل سوان «هرچند که گوینده رخ دادها رابه بیننده توضیح می داد اما تصویرعنصر جنبی نوار صدا بود. گروه مستند نخستین بار با جابه جایی به اداره پست،ابزارهای صدابرداری به دست آورد.آنها درنتیجه،درنخستین سال های عمر این واحد به تجربه پردازی و آموختن صدا پرداختند.»
رویکردی که جنبش درتولید آغازین خود به فیلم سازی مستند درپیش گرفت از این دید دارای تعهد اجتماعی بود که فیلم ها قصد آموزش و آگاهی رسانی مردمی داشتند.از سوی دیگر،آدم هایی که دراین فیلم ها نمودارمی شدند درباره خودشان صحبت نمی کردند بلکه فرد دیگری به جای آنها صحبت می کرد.درچنین شرایطی،آنها دور وناآشنا به نظرمی رسیدند.تنها استثنا دراین حجم از فیلم ها «مجموعه شش و سی»بود که درآن هری وات و ادگار انستی می کوشیدند به مردم امکان مشارکت درگفتار متن بدهند.این تجربه راه های نوینی بر رویکرد جنبش گشود.اگرچه درآن دوره امکانات صدای همگاه وجود داشت،واحدفیلم سازی ناگزیر بود به دلیل ابزارهای دست و پاگیر وکیفیت نازل صدا از صدای ناهمگاه بهره برد.
سال های میانه،از 1934 تا 1937،پربازده ترین دوره واحد ونشانگررشته رویکردهای گوناگون بودند.درآغاز،شماری فیلم های معتبر وپرهزینه برای سازمان های بیرونی ساخته شد که بازیگران ناحرفه ای را به کار می گرفتند و سهمیه دولتی برای نمایش درسالن های سینماهای تجاری دریافت داشتند.آواز سیلان(1934)ساخته بازیل رایت و جان تیلر را هیات تبلیغاتی چای سیلان سفارش داد که شیوه زندگی سنتی سیلان را درتضاد با نفوذ فرهنگ تجاری مدرن نشان می داد. به نوشته یان اتکین« رایت از شگردهای تدوین تداعی بخش بهره گرفت که صدا وتصویر را به گونه شکل گرایانه سامان می بخشد تا حسی ازسنت ازلی وبی زمان را انتقال دهد».فیلم«نشان گرپیوند درونی تقریبا اندام وارتجربه های اجتماعی» بود.گران ترین فیلمی که واحد فیلم سازی تا آن زمان ساخته بود (فیلمی 7500 پوندی)«آوای بریتانیای بی بی سی»بود که به سفارش بی بی سی ساخته شد و سکانس هایی از برنامه های سرگرمی سَبُک بی بی سی را دربرداشت.اگرچه این فیلم ازدیگرفیلم های اداره پست همگانی ویژگی تجاری تری داشت،درگیشه ناکام ماند.تعهد اجتماعی فیلم های پرهزینه هرچند نمود غیرمستقیم داشت،به دلیل آن که این فیلم ها درتبلیغ سازمان های خاص ساخته می شدند نشانگر فنون سینمایی گوناگون بودند ودرنظریه فیلم سهم داشتند.
رشته فیلم هایی که درسال های میانه فعالیت واحد فیلم اداره پست همگانی ساخته شدند نشانگر ضبط مستقیم گفت وگوها در مکان های واقعی بودند،عنصری که ازاهمیت بنیادی برخوردار بود.«کارگران و کارها »(1935) فیلمی پرهزینه به سفارش وزارت اطلاعات بود که بیکاران و ماموران را درگفت وشنید درحزب کار مردمی درلندن نشان می داد. «مشکلات مسکن»(1935)ساخته التون و انستی درباره پاک سازی محلات فقیرنشین بود؛فیلمی استثنایی از این دید که اگرچه شرکت تجاری گاز بریتانیا آن را سفارش داده بود،هیچ تبلیغ آشکاری درباره این فراورده درآن دیده نمی شد.لا آر می نویسد که تصویر«افراد محروم که نخستین بار به گونه آزادانه درمحیط های هولناک زندگی وکارخود صحبت می کردند تاثیر توانمندی به جا می نهاد که از تصویرکارگر«دلاور»گریرسون بس دور بود».گذشته ازاین،هردو فیلم درپایان نگاه مثبت وخوش بینانه دارند.در«کارگران و کارها»موضوع کاملا قابل حل نشان داده می شود ودر بخش دوم «مشکلات مسکن»افراد خانه کرده در آپارتمان های نوبنیاد را می بینیم.برخی منتقدان این پرسش را پیش می کشیدند که چگونه می توان مبارزه برای اصلاح سیاسی و فرهنگی را با پایان های امیدوارکننده و مثبت چنین فیلم هایی درآمیخت، پایان هایی که این احساس را به دست می دهند که مناسب ترین کوشش ها درحال انجام است.
جالب ترین رشته فیلم های ساخته شده درسال های میانه واحد فیلم سازی اداره پست همگانی درقیاس با فیلم های پیشین معمولا با بودجه های پایین ترساخته می شدند و دربردارنده انواع تجربه ها درساختاردراماتیک و کاربرد صدا بودند. «رگه ذغال»[1](1935) سختی شرایط تجربه شده از سوی معدنچیان ذغال سنگ را توصیف می کند.بسیاری از منتقدان براین باورند که این فیلم را کاوالکانتی ساخته وگریرسون نام اش را با نام خود در تیتراژ جابه جا کرده است[2].فیلم نشان افتخار بروکسل را به خاطر فنون نوآورانه خود دریافت داشت.پست شبانه(1936) درباره گردآوری و ارسال نامه با ترن شبانه از لندن به اسکاتلند است.اتکین براین باور است که در این فیلمِ بس تجربی«شعر دبیلو.اچ.اودن به کار رفته تا بعدی نمادین به این روایت داده شود که پست سلطنتی چگونه جامعه را به کمک ارتباطات همبسته و درپیوند نگاه می دارد.» برخی تفسیرها برمیزان همدلی با طبقات کارگر دراین دسته از فیلم ها تاکید دارند.آنها استدلال می کنند که چشم اندازهای نهفته در«رگه ذغال» دهشتناک بوده،معدنچیان دور وناآشنا به نظر می رسیده اند وبازنمایی طبقات کارگرتنها به مردان محدود بوده و زنان طبقه کارگرنادیده گرفته شده اند.
آخرین دسته ازفیلم های تولید شده در دوران میانه واحد فیلم اداره پست همگانی دربردارنده تجربه های انتزاعی یا تفننی است.این رشته فیلم ها با سنت گریرسونی تفاوت می یابند ونگاه اجتماعی هدفمند ندارند.«جعبه رنگ»(1935)یا«رقص رنگین کمان»(1936)از ساخته های لن لای،فنون نقاشی را به گونه مستقیم برفیلم سلولوئید اجرا می کنند.«عشق بر روی بال»(1937)ساخته مک لارن نمایشی ازفنون پویانمایی بود.«پِت و پات»(1934)ساخته کاوالکانتی درباره سودمندی تلفن بود وعناصر کمیک وفانتزی را به هم می آمیخت.به نوشته آر.لا «واحد فیلم سازی باعنصرفانتزی درکش وقوس بود.اما از زمان موفقیت هری وات با فیلم «بیل بلویت»[3]به این سو،گزینه ای دیگریعنی رویکرد روایی تربه مستند رفته رفته نقش برجسته تری دراین جنبش یافت».متاسفانه برداشت اتکین درباره این فیلم ها این است که«اگرچه گریرسون این فیلم ها را آثار فرعی می دانست،که این گونه نیز بودند،اما وی مشوق وحامی تجربه زیباشناختی در واحد فیلم اداه پست همگانی بود».
دوره واپسین واحد فیلم اداره پست همگانی با رفتن گریرسون آغاز می شود.بسیاری ازتحلیل گران براین باورند که دلایل چندی او را به این تصمیم واداشت که ازجمله آنها انتساب ارنست کراچنی،نماینده سنتی خدمات شهری،به جای استیون تالنتز بود.فشار دولتی بر گریرسون برای محدود ماندن درخدمات اداره پست ودشمنی تجارت فیلم مبنی براین که فیلم هایی که اداره پست همگانی برای سازمان های بیرونی تولید می کند رقابتی ناعادلانه برعلیه این تجارت پدید می آورد،ازدلایل دیگر کناره گیری او بود.آر.لادرباره اختلاف عقیده در واحد فیلم سازی اداره پست همگانی می نویسد:«کوشش می شود این دودستگی همچون اختلاف عقیده میان گریرسون که شدیدا بازار غیر سالنی و درس گفتارهای سینمایی را ترجیح می داد وکاوالکانتی جلوه داده شود که بنابرعقیده اش مبنی براین که فیلم همیشه باید چنان جذاب و سرگرم کننده باشد که بتواند به سالن های سینما راه یابد،مستند روایی و دراماتیک را تشویق می کرد.»گرایش به مستند داستانی دراین دوره واپسین، واحد فیلم اداره پست همگانی را که از رویکرد گریرسونی دوری می گرفت دگرگون ساخت.«دریای شمال»(1938) ساخته وات،نمونه برجسته این دگرگونی بود.این فیلم بربازسازی کاری واقعی،خدمات کشتی به ساحل،استواربود و ماهیگیران واقعی عمق دریا را نشان می داد.به نوشته پی.سوان «دریای شمال»بیش ازهرمستند بریتانیایی دیگری که در سال های دهه 1930 ساخته شده بود با استقبال تماشاگر روبرو شد.برخی تفسیرها درباره این فیلم استدلال کرده اند که بازنمایی زندگی طبقات کارگر دراین فیلم سطحی بوده چرا که شخصیت ها ازخود صحبت نمی کردند بلکه ناگزیر بودند که فیلم نوشته را دنبال کنند و شخصیت ناخدا نیز بازتاب دهنده تمامیت خواهی بوده است.آر.لا با این دیدگاه همسو نیست واستدلال می کند که «درفیلم آگاهی رسانی،داستان ها امکان ارزشمند وراهی برای رساندن پیام بودند».
بیش تر فیلم های مستند تولید واحد فیلم اداره پست همگانی دیدگاه های سیاسی و ایدئولوژی جنبش فیلم مستند را بازتاب می دادند.فیلم سازان مشغول به کار دراین واحد فیلم دولتی،محملی برای تجربه یافتند وبا گسترش زبان فیلم کوشیدند ایده های خود را به شیوه توانمند تری بیان دارند.آنها محدودیت ها وقیدوبندهای همکاران خود دربازار فیلم را نداشتند.اندیشه سیاسی جنبش مستند و به ویژه گریرسون درتضاد با سرمایه داری «اقتصاد آزاد»بود و به خودآگاهی سوسیال دموکراتیک گرایش داشت.به نوشته اتکین «فلسفه سیاسی گریرسون،به ویژه آنجا که در اشتیاق اش به همکاری دولتی شبه مستقل نمود می یافت،جنبش مستند را درجبهه موافق گروه هایی چون«اتحادیه سوسیالیست» که هوادار مالکیت شدید دولتی بودند ودرجبهه مخالف گروهایی چون «کینزی ها» قرار می داد که هوادار مداخله موقت دولتی درجامعه واقتصاد بودند».جنبش مستند با نشان دادن مردم طبقه کارگر درپی یافتن راه حل ها برای بحران های اجتماعی و اقتصادی موجود دردوره میان جنگ بود.با این همه،محدودیت های هزینه ها ومخارج دولتی که منطقی به نظرمی رسد،گریرسون را واداشت تا به جست و جوی پشتیبان غیردولتی برای مستندهای اش برآید.امروزه با نگاه دقیق به فیلم های اداره پست همگانی،می توان حس ابتکارعمل سیاسی را درآنها درآنها بازیافت.گریرسون زمانی گفته بود که «آنها می گویند هنر آینه است-آینه ای که رو به طبیعت گرفته شده.گمان می کنم این تصویر غلطی است...درجامعه ای چون جامعه ما،هنر آینه نیست بلکه چکش است.هنر سلاحی است دردستان ما تا ببینیم وچیزی را بگوییم که راست و درست وزیباست وآن را همچون قالب والگویی ازاعمال انسان ها جا بیاندازیم». گمان می کنم فیلم های واحد فیلم سازی همچون منابع و پدیدآورندگان فعال دنیایی سیاسی و ایدئولوژیک عمل می کنند.
درپایان،مایلم برخی مقولات ویژه ای که با گریرسون و جنبش فیلم مستند پیوند دارند را به پرسش گیرم.آیا گریرسون به اهداف خود برای اصلاحات سیاسی وفرهنگی دست یافت؟آیا نظام پخش غیرسالنی موثر بود؟آیا کودکان مدرسه ای پیام های این فیلم ها را دریافتند؟ آیا برای دولت امکان داشت که دربرخورد با بحران اقتصادی به تولید گسترده فیلم مستند یارانه دهد؟شاید پاسخ به این پرسش ها حل ناشدنی بماند ومنتقدان را تا مدت های دراز به خود مشغول نگاه دارد.
پانویس
*General Post Office
**Empire Marketing Board
1.این فیلم همه جا به فارسی«صورت ذغال» یا «صورت ذغالی»ترجمه شده.Coal Face رگه ذغال سنگ یا بستر و دیواره ای است درمعدن که ازآن ذغال سنگ به دست آورده می شود.
2.چه بسا نویسنده دراینجا اندکی به خطا رفته است چراکه این فیلم همه جا با نام کاوالکانتی ثبت شده است.
3.نام کامل این فیلم Saving Bill Blewitt (صرفه جویی بیل بلویت)است.این فیلم یکی از انگشت شمار فیلم های داستانی واحد فیلم سازی اداره پست بریتانیاست که گفته می شود سبک مستند دارد.فیلم درباره دوماهیگیراست که قابق اشان را از دست می دهند وموفق می شوند قایق دیگری بخرند.فیلم می خواهد نشان دهد که چگونه می توان درنهایت صرفه جویی زندگی کرد.بیل بلویت،شخصیت این فیلم،نقش خود را بازی می کند.





0 دیدگاه:
ارسال يک نظر