رسیدن قطار به ایستگاه
محسن قادری
محسن قادری
«رسیدن قطاربه ایستگاه» یا «رسیدن قطار به ایستگاه سیوتا*»،ازفیلم های شناخته شده برادران لومیر ویکی ازفیلم های کلیدی تاریخ سینماست که در 1895 فیلم برداری شد ونخستین بار در ژانویه 1896 به نمایش درآمد.بسیارشنیده ایم که تصویرقطاری که دراین فیلم به سوی تماشاگر می آید وی را چنان به هراس انداخته که فریاد زنان برخاسته وبه ته سالن گریخته است.هلموت کاراسِک،روزنامه نگارآن دوره درمجله «اشپیگل»می نویسد:«این فیلم کوتاه تاثیری آشکارا پایان ناپذیرداشت.بله،این فیلم برانگیزنده ترس وهراس ودلهره بود...».این داستان هزاران باردرنشریه های گوناگون یا دهان به دهان بازگو شده است.با این همه،احتمال زیاد دارد که روزنامه نگاران ازسراحساس یا بازگویی نامستند،آن را بزرگ نمایی کرده باشند.تماشاگران،دربرابرچنین جلوه ناشناخته ای بی شک اندک تکانی به خود داده وچون بینندگان فیلمی سه بعدی کمی پس رفته باشند اما تصورگریز از تالارنمایش چندان منطقی به نظر نمی رسد.برای تماشاگر آن دوره،فرارسیدن قطارسینما به ایستگاه نیزشایدچون رسیدن هر روزه قطاری دیگربوده است به ویژه که این قطارنه از روبه رو که ازگوشه تصویرمی آید وگویی خطی کج از این سر تا آن سر قاب می کشد.درفیلم مردی با دوربین فیلم برداری (1929)،قطار از روبه رو می آید ودوربینِ را زیرمی گیرد.درسینما،تاثیر حسی چنین نمایی به مراتب بیش ازنمای جانبی است.
1.«پژوهش هایی در سینمای مستند»، جیم هیلر-آلن لاول،
برگردان،وازریک درساهاکیان، چاپ اول، مردادماه 1364، نشر فاریاب.
2.همان جا.
L'Arrivée d'un train en gare à la Ciotat
Frères Lumière,1895
رسیدن قطار به ایستگاه راه آهن سیوتا،برادران لومیر،1895
مدت زمان:42 ثانیه
«رسیدن قطاربه ایستگاه»،قطاری را نشان می دهد که به ایستگاه سیوتا می آید.این ایستگاه راه آهن درمسیرمارسی به تولون قرار گرفته که بخشی از مسیر مارسی-وینتی میله (درجنوب شرق فرانسه)است.این مسیراز ایستگاه «مارسی سن شارل» آغاز ودرشهرمرزی«وینتی میله»درایتالیا پایان می گیرد.مسیر مارسی-وینتی میله درحقیقت بخش پایانی راه دراز پاریس-لیون-مدیترانه است.درواقع،ایستگاه راه آهن سیوتا ازآن هنگام پرآوازه شد که برادران لومیر فیلم خود را بر سکوی آن فیلم برداری کردند وگرنه این ایستگاه تا پیش ازآن نام چندانی درخطوط راه آهن فرانسه نداشت.دلیل آنکه لومیرها این ایستگاه را برای فیلم برداری انتخاب کردند این بود که خانواده آنها خانه ای در سیوتا داشتند.درنوشته ای بر دیواراین ایستگاه چنین می خوانیم:«دراین ایستگاه،درطی سال 1895 دانشمند بزرگ،لویی لومیربا فیلم برداری از ورود قطاری درحرکت،یکی ازنخستین فیلم های آغازین سینماتوگراف اوگوست ولویی لومیر را ساخت».
پیرنگ
فیلم با وجود ایده گیرای خود دربرنامه نمایش پرآوازه 10 فیلم برادران لومیربه تاریخ 28 دسامبر 1895(سالن «اندییَن»، گراند کافه،میدان اپرا،پاریس)گنجانده نشده بود.پاتریس لوکونت درفیلم اپیزودیک «لومیر وکمپانی»(1995) که چهل ویک کارگردان(وازجمله عباس کیارستمی)با دوربین سینماتوگراف و در یادبود صدسالگی سینما ساخته اند این رخ داد را به گونه ای دیگر بازسازی می کند.وی این دوربین را باردیگر برسکوی ایستگاه سیوتا می نهد.صد سال گذشته است وهیچ قطاری دراین ایستگاه نمی ایستد.قطار«TGV»،تندروترین ترین قطارامروزفرانسه،از راه می رسد وپرشتاب وبی درنگ ازایستگاه می گذرد.
«رسیدن قطار به ایستگاه»درآن دوره نوشته های بسیاری به خود دید وهم اینک نیز درباره آن بازمی توان نوشت.برخی مورخان سینما معتقدند که این فیلم بسیار کوتاه 42-52 ثانیه ای که احتمالا در 1895 فیلم برداری شده به سادگی برخی عناصر زبان فیلم را را درخود نهفته است:کاربرد نمای عمومی،ژرفای میدان،نمای امریکایی(اصطلاح منتقدان موج نو درتوضیح نمایی که از سر تا بالای زانو را نشان می دهد)وحتی زوم،نمای درشت ونمای بسیاردرشت.سه ویژگی آخر(زوم، نمای درشت ونمای بسیار درشت)تنها درمفهوم برش ذهنی تماشاگرپذیرفتنی است زیرا دراین فیلم دوربین ثابت است،تغییر زاویه نمی دهد،تصویر برش نمی خورد،وبه کارگیری عدسی زوم دردوربین فیلم برداری سینماتوگراف نیز جای شک دارد.جان گریرسون درنوشته ای دراشاره به تجربه دیدن فیلمی از لومیرها که او آن را دومین اثر تاریخ سینما می نامد (پسر لومیر درحال خوردن سیب)به همین توهم نمای درشت دچار می شود گو آن که درآن فیلم شاید چنین توهمی دور از انتظارنبوده باشد.گریرسون می نویسد:«سوگند می خورم که صورت درشتی درآن فیلم بود که سال ها بعد قرار بود د.و. گریفیث ابداع اش کند1».دراینجا،مسافران ازقطارپیاده می شوند،از دیدن این ابزارعجیب کنجکاوند،ازجلو عدسی می گذرند و درواقع جا به جایی آنهاست که قاب های گوناگون به این صحنه وحسی ازترکیب نماهای ریز ودرشت به تصویر می بخشد.جای دوربین وکاربرد سکوی انتظارمسافران که تماشایی ترین بخش ایستگاه است(ونه زاویه رو به رو آن گونه که در مردی با دوربین فیلم برداری می بینیم)به درستی انتخاب شده وآمدن قطاربه ایستگاه را طبیعی نشان می دهد.در واقع، برادران لومیر دید طبیعی چشم انسانی را برمی گزینند وبرادران کوفمن(دنیس ومیخاییل) دید غیرطبیعی ونامعمول را.
دردهه های آغازین پیدایش سینما،بسیاری ازدگرگونی های فنی وزیباشناختی فیلم درحقیقت ازدل کوشش ها برای آزمایش با این زبان نو ودوری گرفتن ازنگاه واقع گرای لومیرها به بارنشست.اگرچه سینما بسته به دوره های تاریخی و رویکردهای ذهنی پدیدآورندگان خود گاه در مسیر لومیر وگاه در مسیر ملیس(و یا به تعبیری تجربی وسنت شکن درمسیر ورتوف)درافتاده است،دردوره های نیزمیزان وازدگی تماشاگرسینما وفرومردگی زبان فیلم چنان بوده که برخی از«مرگ سینما»سخن گفته اند.اما دراین باره می توان ازخود پرسید«مرگ کدام سینما؟»آیا سینما مفهوم ثابتی است که بتوان به سادگی ازمرگ یا نوزایی آن گفت؟ می توان ازمرگ رویکردها ونگرش ها به سینما گفت اما سینما نیزهمچون همه زبان های بشری نوبه نو می شود و روبه پختگی می نهد.شاید تماشاگرانی که برسکوی سینما ایستاده و آیند وروند همه گونه قطاری را به چشم دیده اند برآن امیدند که بازآمدن قطاربی پیرایه لومیرها را بینند اما همچنان که فیلم پاتریس لوکونت نشان می دهد به نظرمی رسد سال های درازی است که قطارهای مجلل TGV با شتاب سرسام آور بدون هیچ درنگی تماشاگررا بر سکو جا می نهد.شاید همچنان می بایست به بازآمدن چنین قطاری خوش بین بود وگرایش ها به رویکردهای ناداستانی درسینما را نوید بازگشت این قطاردانست.
گریرسون درهمان نوشته،تناقض دوری گرفتن زبان سینما از خاستگاه های خود را چنین توضیح می دهد: «هنگامی که لومیر نخستین بار دسته دوربین اش را چرخاند و اولین تکه فیلم تاریخی اش را گرفت این کار را با همان شور زیبا وبی پروایی انجام داد که در کار آماتورهای امروزی دیده می شود.آن دوربین جدید ضبط تصویرهای متحرک،هنوز از دید او صرفا دوربین بود،ابزاری بود برای نگریستن به زندگی اطراف اش.ازصف کارگران خودش درحال خروج ازکارخانه فیلم برداری کرد،واین نخستین فیلم،«مستند» بود.وهمان قدر طبیعی،ازهمسر وفرزندش فیلم گرفت.لحظه ای به نظر رسید که سینما دارد تقدیر طبیعی خود را که همانا کشف انسان است عملی می کند،وبرای این کار،همه چیز هم دراختیار داشت.می توانست روی پای خود بایستد،می توانست واقعیت را خودمانی تر بنگرد،وچه چیزی طبیعی تر از اینکه ضبط جهان واقعی باید مایه الهام اصلی اش باشد»2.
شناسه فیلم
کارگردانی: اوگوست ولویی لومیر
قالب:35 م م
فیلم سیاه وسفید
مدت:40-52 ثانیه
سال نمایش: در1896
*سیوتا در 37 کیلومتری ایستگاه راه آهن مارسی-سن شارل و در30 کیلومتری ایستگاه تولون است.پیرنگ
سکوی ایستگاه راه آهن سیوتا.مسافران بسیاری وازجمله مادام لومیربا کلاه لبه پهن که دست دختربچه ای را گرفته واز جلو دوربین می گذرد،درلباس های روز یکشنبه منتظرقطارایستاده اند.باربری به دوربین نزدیک می شود.ازدوردست،لوکوموتیوی به پیش زمینه قاب می آید و درگوشه چپ تصویر می ایستد.مسافران از قطار پیاده می شوند ومسافرانی دیگر سوار می شوند.
فیلم با وجود ایده گیرای خود دربرنامه نمایش پرآوازه 10 فیلم برادران لومیربه تاریخ 28 دسامبر 1895(سالن «اندییَن»، گراند کافه،میدان اپرا،پاریس)گنجانده نشده بود.پاتریس لوکونت درفیلم اپیزودیک «لومیر وکمپانی»(1995) که چهل ویک کارگردان(وازجمله عباس کیارستمی)با دوربین سینماتوگراف و در یادبود صدسالگی سینما ساخته اند این رخ داد را به گونه ای دیگر بازسازی می کند.وی این دوربین را باردیگر برسکوی ایستگاه سیوتا می نهد.صد سال گذشته است وهیچ قطاری دراین ایستگاه نمی ایستد.قطار«TGV»،تندروترین ترین قطارامروزفرانسه،از راه می رسد وپرشتاب وبی درنگ ازایستگاه می گذرد.
«رسیدن قطار به ایستگاه»درآن دوره نوشته های بسیاری به خود دید وهم اینک نیز درباره آن بازمی توان نوشت.برخی مورخان سینما معتقدند که این فیلم بسیار کوتاه 42-52 ثانیه ای که احتمالا در 1895 فیلم برداری شده به سادگی برخی عناصر زبان فیلم را را درخود نهفته است:کاربرد نمای عمومی،ژرفای میدان،نمای امریکایی(اصطلاح منتقدان موج نو درتوضیح نمایی که از سر تا بالای زانو را نشان می دهد)وحتی زوم،نمای درشت ونمای بسیاردرشت.سه ویژگی آخر(زوم، نمای درشت ونمای بسیار درشت)تنها درمفهوم برش ذهنی تماشاگرپذیرفتنی است زیرا دراین فیلم دوربین ثابت است،تغییر زاویه نمی دهد،تصویر برش نمی خورد،وبه کارگیری عدسی زوم دردوربین فیلم برداری سینماتوگراف نیز جای شک دارد.جان گریرسون درنوشته ای دراشاره به تجربه دیدن فیلمی از لومیرها که او آن را دومین اثر تاریخ سینما می نامد (پسر لومیر درحال خوردن سیب)به همین توهم نمای درشت دچار می شود گو آن که درآن فیلم شاید چنین توهمی دور از انتظارنبوده باشد.گریرسون می نویسد:«سوگند می خورم که صورت درشتی درآن فیلم بود که سال ها بعد قرار بود د.و. گریفیث ابداع اش کند1».دراینجا،مسافران ازقطارپیاده می شوند،از دیدن این ابزارعجیب کنجکاوند،ازجلو عدسی می گذرند و درواقع جا به جایی آنهاست که قاب های گوناگون به این صحنه وحسی ازترکیب نماهای ریز ودرشت به تصویر می بخشد.جای دوربین وکاربرد سکوی انتظارمسافران که تماشایی ترین بخش ایستگاه است(ونه زاویه رو به رو آن گونه که در مردی با دوربین فیلم برداری می بینیم)به درستی انتخاب شده وآمدن قطاربه ایستگاه را طبیعی نشان می دهد.در واقع، برادران لومیر دید طبیعی چشم انسانی را برمی گزینند وبرادران کوفمن(دنیس ومیخاییل) دید غیرطبیعی ونامعمول را.
دردهه های آغازین پیدایش سینما،بسیاری ازدگرگونی های فنی وزیباشناختی فیلم درحقیقت ازدل کوشش ها برای آزمایش با این زبان نو ودوری گرفتن ازنگاه واقع گرای لومیرها به بارنشست.اگرچه سینما بسته به دوره های تاریخی و رویکردهای ذهنی پدیدآورندگان خود گاه در مسیر لومیر وگاه در مسیر ملیس(و یا به تعبیری تجربی وسنت شکن درمسیر ورتوف)درافتاده است،دردوره های نیزمیزان وازدگی تماشاگرسینما وفرومردگی زبان فیلم چنان بوده که برخی از«مرگ سینما»سخن گفته اند.اما دراین باره می توان ازخود پرسید«مرگ کدام سینما؟»آیا سینما مفهوم ثابتی است که بتوان به سادگی ازمرگ یا نوزایی آن گفت؟ می توان ازمرگ رویکردها ونگرش ها به سینما گفت اما سینما نیزهمچون همه زبان های بشری نوبه نو می شود و روبه پختگی می نهد.شاید تماشاگرانی که برسکوی سینما ایستاده و آیند وروند همه گونه قطاری را به چشم دیده اند برآن امیدند که بازآمدن قطاربی پیرایه لومیرها را بینند اما همچنان که فیلم پاتریس لوکونت نشان می دهد به نظرمی رسد سال های درازی است که قطارهای مجلل TGV با شتاب سرسام آور بدون هیچ درنگی تماشاگررا بر سکو جا می نهد.شاید همچنان می بایست به بازآمدن چنین قطاری خوش بین بود وگرایش ها به رویکردهای ناداستانی درسینما را نوید بازگشت این قطاردانست.
گریرسون درهمان نوشته،تناقض دوری گرفتن زبان سینما از خاستگاه های خود را چنین توضیح می دهد: «هنگامی که لومیر نخستین بار دسته دوربین اش را چرخاند و اولین تکه فیلم تاریخی اش را گرفت این کار را با همان شور زیبا وبی پروایی انجام داد که در کار آماتورهای امروزی دیده می شود.آن دوربین جدید ضبط تصویرهای متحرک،هنوز از دید او صرفا دوربین بود،ابزاری بود برای نگریستن به زندگی اطراف اش.ازصف کارگران خودش درحال خروج ازکارخانه فیلم برداری کرد،واین نخستین فیلم،«مستند» بود.وهمان قدر طبیعی،ازهمسر وفرزندش فیلم گرفت.لحظه ای به نظر رسید که سینما دارد تقدیر طبیعی خود را که همانا کشف انسان است عملی می کند،وبرای این کار،همه چیز هم دراختیار داشت.می توانست روی پای خود بایستد،می توانست واقعیت را خودمانی تر بنگرد،وچه چیزی طبیعی تر از اینکه ضبط جهان واقعی باید مایه الهام اصلی اش باشد»2.
شناسه فیلم
کارگردانی: اوگوست ولویی لومیر
قالب:35 م م
فیلم سیاه وسفید
مدت:40-52 ثانیه
سال نمایش: در1896
1.«پژوهش هایی در سینمای مستند»، جیم هیلر-آلن لاول،
برگردان،وازریک درساهاکیان، چاپ اول، مردادماه 1364، نشر فاریاب.
2.همان جا.
L'Arrivée d'un train en gare à la Ciotat
Frères Lumière,1895
رسیدن قطار به ایستگاه راه آهن سیوتا،برادران لومیر،1895
مدت زمان:42 ثانیه
Arrivée d'un train en gare à la Ciota
رسیدن قطار به ایستگاه راه آهن سیوتا،برادران لومیر،1895
مدت زمان:53 ثانیه
La Ciotat from"Lumière et Compagnie",1995
Patrice Leconte
سیوتا،ازفیلم گروهی« لومیر وکمپانی»،پاتریس لوکونت،1995
مدت زمان:49 ثانیه
نام های شناخته شده این فیلم به فارسی:
ورود قطار به ایستگاه
ورود قطار به ایستگاه ترن سیوتا
ورود قطار به ایستگاه راه آهن سیوتا







0 دیدگاه:
ارسال يک نظر