12/03/2008

مردی با دوربین فیلم برداری

مردی با دوربین فیلم برداری،
زیگا ورتوف،1928،شوروی.


پیرنگ مستند تجربی مردی با دوربین فیلم برداری
فردریک دووُ
محسن قادری

از دید پایین به بالا،مردی رو به ما بربام سینما بردوربین غول آسایی برپاخاسته است.سایه ای بر پرده می افتد:مردی ره به درون تماشاخانه می برد.تماشاگران درتالارجا می گیرند.ارکستری خاموش وبی جنبش وسپس درون یک اتاق نمایش به چشم می رسد.ارکستر به آرامی جان می گیرد.سئانس سینما آغازمی شود:برای این نخستین تماشاگران وبرای ما.

نماهای ثابت شهرخفته وساکنانش که به آرامی به آغازِ روزی دیگر ازخواب برمی خیزند.مردی با اتومبیل به سراغ یکی دیگرمی آید که سه پایه ودوربینی با خود دارد.«گروه» به نزدیک راه آهن می آید تا گذرقطاری را به فیلم درآورد.قطار چیزی نمانده که یکی ازاین دو را زیر بگیرد.آن دو به جستن رخ دادهای دیگر می روند.بی خانمانان خفته بر نیمکت های شهر.تصویرچشمی وآنگاه مردی برعدسی دوربینی روشن افتاده است.زنی رومی شوید.نماهای سرزیرازجنبش وآیند روندِ شهر بزرگ وترامواهایی که از پهلوی هم می گذرند.

درایستگاه،قطاری به سوی ما می آید.اکنون بردرشکه ای سواریم نه چنان دور ازفیلم بردار که مسافرانِ چتر به دست را به فیم درمی آورد.

اتاق مونتاژ:قاب ها به جنبش درمی آیند،ازجنبش بازمی ایستند وبازدرزیر انگشتان دست کش پوش زن تدوین گربازمی جنبند.مسافران ایستگاه قطارپس ازاین«میان پرده» کوتاه که آنها را بر روی موویلا منجمد می سازد به مقصد می رسند.

دریک دفترکوچک،زوج ها برای ازدواج و درخواست جدایی صف کشیده اند.زنی سالخورده برگوری می گرید.خاک سپاری.ازدواج.زایمان.

آیند روندهای ترامواها تصویری هرچه به هم تنیده ترنقش می زنند.آیند روند درجاهای همگانی.بالابرها.

اکنون دراوج راه بندان به شتابی روبه گسترش درگذریم.چشمی نگاه مان می کند.نماهای شتاب یافته،نامشخص،تندگذر،و برش هایی بس شتابناک میان چشم وچشم نگریسته ها.

اتومبیل های امدادرسان ازآشیان ها بیرون می آیند.آمبولانسی درجایی دیگرو درمسیری دیگررهسپار می شود.مردی زخمی برزمین.

زنی خدمتکار.زنی درآرایشگاه.دست های زنانه که پارچه را چنگ می زنند ومی چلانند.حرکات سلمانی.مانیکوریست. تدوین گر،فیلم را پاک می کند وتکه های سلولوییدی را به هم می چسپاند.خیاط درپشت چرخ.تدوین گر،قاب های تصویر را درزیر انگشتان به گردش درمی آورد.

کارخانه ریسندگی.انواع کارها درخط تولید(که برخی ازآنها شتابناک نمایانده می شوند).سمفونی چرخ دنده ها،دستگاه ها.تدوین گر،راش ها را با احتیاط مرتب می کند.مردی با دوربین فیلم برداری درکارخانه پولاد،سپس سوار بریک دستگاه جابه جایی بار(یک گونه جرثقیل فیلم برداری آغازین) بر فراز آب های جوشان.درکارخانه ها،دستگاه ها به آرامی از جنبش بازمی ایستند.

کارگری وزنانی که رو می شویند.ساحلی پر ازآدم.زنان شنا می آموزند.

تردستی،کودکان را به بازی گل وپوچ سرگرم می سازد.
اسب های چوبین.

همه گونه ورزش که درنماهای تندگذر دیده می شوند.
زنان درکافه ها ورق بازی می کنند،ومردان شطرنج.

مردی با دوربین فیلم برداری از درون یک لیوان آبجو درمیانه بزم اشراف بالا می آید.او درسکانس های بعد با یک سخت پوست مقایسه شده که برهرمی ازجان داران دریایی چنگ انداخته است.

به هنگام جشن،بی چیزان ارکستری را با قاشق ولیوان بداهه نوازی می کنند وبرپا می کوبند یا با نغمه آکاردئون خوشند.

به تالارسینما درآغازفیلم برمی گردیم.بر روی پرده دوربینی بر روی سه پایه جان می گیرد وبا دسته فیلم برداری اش ادای احترام می کند.

اینجا پیانو نواخته می شود ودخترکان باله می رقصند.

پس ازآنتراکت درسالن سینما(این آنتراکت به موازات آنچه بر پرده وبا شتاب درگذر است به ما نشان داده می شود) فیلم بردار لختی درکانون نگاه می افتد:او را می بینیم که سوار بر موتورسیکلت فیلم برداری می کند،هواپیماها را زیر نظر دارد و...

نگاهی از رو به رو درنمای درشت.تدوین گر کارش را بر روی قاب های تصویر ادامه می دهد.سلسله ای ازتصاویر که پیش تر دیده ایم به شتاب بر پرده می گذرند.دوفیلم برداربر سر جمعیت سایه انداخته اند.دیافراگم دوربین وچشم برهم نمایی شده بر کانون عدسی رو در روی ما بسته می شوند.

شناسه کتاب به فرانسه وانگلیسی

L'homme à la caméra de Dziga Vertov.
Par Frédérique Devaux.
éditions Yellow Now, 1990.
Langue: Français.
ISBN: 2-87340-075-7.

Man with a movie camera by Dziga Vertov.
by
Frédérique Devaux.
Publisher:
Yellow Now,1990.
Language: French.
ISBN: 2-87340-075-7

0 دیدگاه: